ه  انجام  برساند،  برنامه‌ای ‌که  از  جهان‌بینی  کامل  و  شاملی  جوشیدن ‌گرفته  است‌ که  متضمّن  هدف  جملگی  هستی  و  هدف  وجود  انسانی  است‌،  همانگونه‌ که  قرآن  کریم  نازل  شده  از  سوی  پروردگار،  بیان  فرموده  است‌.  ملت  مسلمان  در  پرتو  قرآن‌،  مردمان  را  به  سوی  نيكی  و  خیری  رهنمود  می کند که  در  همۀ  روشهای  جاهلی  آن  چنان  نيكی  و  خیری  وجود  ندارد،  و  انسانیّت  را  به  سطحی  می‌رساند که  جز  در  سایۀ  این  روش  و  پرتو  برنامه‌های  آن‌،  انسانها  نمی‌توانند  بدان  گام  بگذارند  و  از  نعمت  خدادادی  این  مکتب  برخوردا‌ر  شوند،  نعمتی  که  هیچیک  از  نعمتهای  دیگر  با  آن  برابری  نمی‌کند  واگر  بشریّت  از  ان محروم ‌گردد،  همۀ  پـیروزیها  و  رستگاریهای  خویش  را  از  دست  خـواهد  داد،  و  هر  تجاوزگری ‌که  بدو  تعدّی  روا  دارد،  نمی‌تواند  آن  زیانی  را  بدو  برساند که  همسنگ  و  همبر  شود  با  محرومیّتی‌ که  از  این  خیر  خواهد  داشت  و  زیانی‌ که  از  این  بابت  بهره  او  خواهد  شد،  و  هرگز  هیچ  متجاوزی  آن  ضرر و  زیانی  بدو  نمی‌رساند که  بتواند  همطراز  حرمان  و  بی‌بهرگی  از  رفعت  و  سعادت  و  پاکی  و کمالی  باشد که  خداوندگار  جهان  برای  مردمان  تهیّه  دیده  و  اراده  فرموده  است‌.

بدین  سبب‌،  این  حق  بشریّت  است‌ که  تبلیغ  چنین  دعوتی  بدو  برسد  تا  او  را  به  این  راه  الهی  شامل  و  فراگیر  فرا  خواند،  و  هیچ ‌گردنه  و  مانعی  و  سلطه  و  قدرتی  به  هیچ  نحوی  از  انحاء  نتواند  جلو تبلیغ  آن  را  سدّ کند  و  یا  در  برابر  آن  بایستد  و  سنگ‌اندازی  نماید.

همچنین  این  حق  بشریّت  است ‌که  بعد  از  آنکه  چنین  دعوتی  به  گوش  ایشان  رسید،  مردمان  در  پذیرش  ایـن  دین  آزاد  گذارده  شوند  و  مانعی  یا  قدرتی  آنان  را  از  این‌ کار  باز  ندارد.  چنانچه‌ گروهی  از  مردمان  از  پذیرش  آن  سرباز  زدند،  حق  ندارند که  جلو  تبلیغ  دعوت  را  بگیرند  و  آن  را  از  راهی‌ که  در  پیش  دارد،  باز  دارند.  بلکه  چنین‌ گروهی  باید  قول  بدهد  و  پیمان  بـبندد که  حرّیّت  و  امنیّت  دعوت  اسلامی  را  تأمین  خواهد کرد  و  تضمین  می‌نماید که  مسلمانان  بتوانند  در  راه  تبلیغ  عقیدۀ  خویش ‌گام  بردارند  و  بدون  ستیز  و  دشمنی  سرگرم  هدایت  مردمان  و  رساندن  فرمان  خدای  سبحان  باشند...  و  هرگاه  کسانی  از  ایشان  دین  اسلام  را  پذیرفتند،  این  حق  ایشان  باید  محفوظ  بماند که  به  هیچ  وسیله‌ای  از  وسائل  آنان  را  از  دینشان  برنگردانند  و  بر‌ای  برگشت  از  آئین  اسلام  تحت  فشارشان  نگذارند.  نه  به  وسیلۀ  اذیّت  و  آزار  و  نه  از  راه‌ گول  زدن  و  فریفتن‌.  نه  با  فراهم  آوردن  اوضاعی ‌که  خـاصّیّت  آنها  خودبه‌خود  باز  داشتن  مردم  از  هدایت  را  در بردارد  و  ایشان  را  از  پذیرش  اسلام  بازمی‌دارد.  وظیفۀ  گروه  مؤمنان  در  این  مواقع  چنین  خواهد  بود که  با  تمام  نیرو  به  نبرد  متجاوزان  به  حقوق  اسلامی  و  انسانی  برخیزند  و  آنان  را  سر  جای  خویش  بنشانند  و  مکر  و کید  و  اذیت  و  آزارشان  را  از  سر  مؤمنان  بدور  دارند.  تا  ستمگران  را  گوشمالی  دهند  و  حرّیّت  عقیده  را  تضمین‌،  امنیّت ‌کسانی  را که  خداوند  به  راه  خود  رهنمودشان  فرموده  تأمین  و  برنامۀ  خدا  در  زندگی  پا  بر  جای‌،  و  از  بشریّت  حمایت  گردد  تا  از  آن  نيكی  و  خیر  همگانی  محروم  و  بی‌نصیب  نشود.

از  این  سه  حق‌،  واجب  دیگر‌ی  بر  جماعت  اسلامی  لازم  می‌آید،  و  آن  اینکه  هرگونه  نیروئی  را  باید  در  هم  شکند که  سر  راه  دعوت  آئین  اسلام  را  بگیرد  و  مانع  رساندن  آزادانۀ  آن  به  مردمان‌ گردد،  یا  حرّیّت  پذیرش  عقیده  را  تهدید  نماید  و  مردمان  را  از  آئین  مبارکی‌ که  پذیرفته‌اند  برگرداند  و  اینکه  جماعت  اسلامی  پیوسته  باید  در  تلاش  و  جهاد  باشد  تا  برگشت  دادن  مؤمنان  به  خدا  از  آئینشان  برای  هر  نیروئی  در  سراسر کرۀ  زمین  غیرممکن ‌گردد،  بگونه‌ای‌که  در  پرتو  شکوه‌ گروه  مؤمنان‌،  هرکس‌که  بخواهد  به  دائرۀ  اسلام  درآید  و  آئین  درخشان  اسلام  را  بپذیرد  از  چیزی  باک  نداشته  باشد،  و  از  نیروئی  در  زمین  بیم  و  هراس  به  خود  راه  ندهد  از  اینکه  او  را  از  دینش  برگرداند،  و  دین  از  آن  خدا  باشد...  نه  بدین  معنی‌ که  مردمان  با  زور  وادار  به  پذیرش  ایمان  شوند.  بلکه  بدین  معنی ‌که  دین  خدا  در  زمین  برتری  گیرد،  به  طوری ‌که  هرکس ‌که  بخواهد  بدون  ترس  و  دلهره  بتواند  وارد  دائرۀ  اسلام  شود  و  از  نیروئی  در  زمین  باک  نداشته  باشد که  او  را  از  تبلیغ  دین  خدا  بازدارد،  یا  آن  را  بپذیرد  و  بر  آن  ماندگار  شود.  هم  بدانگونه که  در  زمین  وضعی  یا  رژیمی  نباشد که  بتواند  جلو  پرتو  نور  خدا  را  بگیرد  و  هدایت  خداوندی  را  از  آفریدگان  او  سلب  نماید  و  از  راه  آفریدگار  بازشان  دارد  وگمراهشان  سازد،  حال  برای  انجام  این‌ کارهای  ناپسند  و  نکوهیده  به  هر  وسیله  و  ابزاری ‌که  متوسّل  شوند،  فرق  چندانی  نمی‌کند.

جهاد  در  اسلام‌،  در  حدود  این  مبادی  و  اصول  همگانی  است‌،  و  تنها  به  خاطر  این  اهداف  والا  انجام  می‌پذیرد،  و  به  هیچ  هدف  دیگری  یا  نشانه  و  عنوان  دیگری  آمیخته  و  آغشته  نمی‌گردد.

جهاد  در  راه  عقیده  است  و  بس.  تا  از  محاصره  و  قیدها  و  بندها  محفوظ  شود  و  از  فتنه‌ها  و  آشوب‏ها  در  امان  ماند.  جهاد  برای  حمایت  از  برنامه  و  شریعت  عقیده  در  زندگی‌،  و  برقرار  ساختن  و  در  اهتزاز  نگاهداشتن  پرچم  عقیده  در  زمین  است  بگونه‌ای‌که  پیکر  آن‌ کسانی  را که  بخواهند  بدو  تجاوز  نمایند  پیش  ا‌ز  تاختن  آوردنشان  به  لرزه  اندازد،  و  هیبت  جهاد  اسلامی  مایۀ  وحشت  دشمنان  باشد.  همچنین  مسلمانان  بگونه‏ای  آمادۀ  جهاد  و  پیکار  باشند که  هر کس‌ که  بخواهد  آئین  اسلام  را  بپذیرد،  باکی  از  نیروی  دیگری  در  زمین ‌که  بتواند  بدو  بدی  برساند  یا  مانع  او گردد  و  یا  وی  را  از  این  آئین  برگرداند،  نداشته  باشد.

این  همان  جهاد يگا‌نه‌ای  است  که  اسلام  بـدان  فرمان  می‌دهد  و  پسندیده‌اش  می‌شمارد  و  در  مقابل  آن  اجر  و  پاداش  می‌دهد،  و  کسانی  را  که  در  آن  کشته  می‌شوند  شهید  می‌داند،  وکسانی  را که  رنج  و  مشقّت  آن  را  تحمّل  می‌کنند،  ولی  و  دوست  می‌شمارد.

*
این  آیات  از  سورۀ  بقره  در  این  درس‌،  متوجّه  حال‌ گروه  مسلمانانی  است ‌که  در  مدینه  بودند  و  وضع  ایشان  را که  با  مشرکان  قریش  داشتند  مـورد  توجّه  قرار  می‌دهد.  مشرکان  قریشی‌ که  مسلمانان  را  از  خـانه  وکاشانۀ  خودشان  بیرون  رانده  بودند،  و  ایشان  را  به  سبب  آئینی  که  پذیرفته  بودند  مورد  شکنجه  و  آزار  قرار  داده  بودند  و  برای  برگرداندن  آنان  از  عقیدۀ  جدیدشان  کوششها  و  نیرنگها  کرده  بودند.

این  آیات  -‌گذشته  از  این  -  بیانگر  اساس  احکام  جهاد  در  اسلام  است‌:  آیه‌ها  با  دستور  د