گاه با استمداد ا، احاديث صحيح به تـفسيرآیات‌گوناگون می‌پردازد و در راه تـصحیح مفاهیم و ربط اسـلام به زندگی، آرام و استوار بـجلوگام برمی‏دارد و با تعبیر صادقانه‌ای از باور و برداشت خویش‌، حلاوت قرآن را به‌کام طالبان حق و حقیقت می‌چشاند و با پرتوهای پیروزمندانه تـوجیه و تـعلیم‌، معانی و مفاهیم را به تصویر می‌کشد و با روش ساده و روان همراه با تاکیدها و تکرارهای مفید فراوان‌، فلسفه فکر اسلامی را روشن و جلوه‌گر می‌دارد و اتـمهای اندیشه جوانان مسلمان را برای اعلاء‌کلمه حق و اعزازشریعت و اعاده عظمت‌، منفجر می‌سازد تا از نیروی آن برای خدمت به اسلام بهره‌برداری‌کنند. تفسیر فی‌ظلال القرآن ثروت فکری و اجتماعی عظیمی است‌که در سی جزء به تعداد جزء‌های قرآن مجید نگارش یافته و در هشت مجلد بارها به چاپ رسیده است‌.[2]

انگیزه ترجمه فی ظلال القرآن‌:
سالها بودکه تفسیر فی ظللال القرآن را داشتم‌، لیکن به علت آوارگی و دوندگی برای تحصیل‌، و تلاش در پی معاش‌، فرصت مطالعه آن را پیدا نمی‌کردم‌. سرانـجام لطف خدا بیش از همیشه دربرم ‌گرفت و در ساحل دریای معانی ژرف این ‌کتاب به شنا پرداختم و لولو و مرجانها در آن یافتم‌.
از سوی دیگر، دیده بودم‌که استاد احمد آرام سالها قبل بخشی از این تفسیر را به فارسی برگردانده بود. لذا صلاح در آن دیدم‌که برای استفاده بیشتر، اصل عربی و برگردان فارسی را با هم مطالعه و بررسی‌کنم‌. اما با کمال تاسف و دور از انتظار مشاهده گردید که مترجم فرزانه ‌گذشته از حذف دو سوم متن اصلی در يك سوم باقی نـیز تغییر و تبدیل روا دیده است‌. بر آن شدم مقدمه مولف و سوره‌ي فاتحه را همراه با نقدی بر ترجمه‌ي استاد احمد آرام به نام «‌در سایه قرآن‌» در دسترس همگان قرار دهم‌. پس از انتشار آن‌ کتابچه تحت عنوان «‌في ظـلال القرآن‌» دوستان و آشنایان مرا واداشتند که ترجمه فی ظلال القرآن را ادامه دهم‌. چنین‌کاری را پذیرفتم و با خدای خود ییمان بستم‌ که اگر عمر دهد، سالهای سال همچون سید قطب در زیـرسـایه قرآن بنشینم و - پروردگار یار باشد - دامن دامن ‌گل و ریحان فراهم چینم هدیه اصحاب را.
امید است ‌گلها و ریاحین عطرآگین در ایـن دامـنها، پژمرده و پرپر نشود و مشام دوستان را خوشبو نماید تا مولف و مترجم را از دعای خیر محروم نفرمایند.

نحوه ترجمه‌:
سعي شده است از متن اصلی دور نشوم و در عین حال ساده و روان بنویسم. آیات و احادیث را عینا نقل و اعراب‌گذاری نموده‌ام و ترجمه آنها را زیر نص عربی آیات و احادیث با حروف ریزتر از حروف متن و آنچه اضافه بر الفاظ است در داخل ( ) قرار داده‌ام تا زوائد معلوم شود و برداشت مولف و مترجم آمیزه یکدیگر نگردد. چنانکه جائی لازمه توضیحی باشد، آن را در پاورقی بیان داشته‌ام‌. ذکر شماره آیات و تکرار معانی را ضروری د‌یده‌ام‌. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

مصطفی خرم‌دل
--------------------------------------------------------------------------------
[1]در اصل‌ «‌الاخو‌ان المسلمون‌» است كه به معنی برادران مسلمان است‌، لیکن ‌در ادبیات فارسی ‌به‌ صورت ‌«‌اخـوان المسلمین‌»‌ به معنی  «‌برادان مسلمانان‌» بکار مي‌رود.
[2]به تازگی در شش مجلد به چاپ رسيده است.
در  بر‌خی  از  روایتها  آمده  است‌ که  این  آیه‌ها  نخستین  آیه‌هائی  هستند که  درباره  جنگ  نازل  شده‌اند.  پیش  از  آنها  از  سوی  خدا  به  مؤمنانی ‌که  با  ایشان  جنگ  می‌شد  و  بدین  سبب  بر  آنان  ستم  می‌رفت‌،  اجازه  جنگ  در  راه  دفاع  از  خویشتن‌،  داده  شده  بود.  لذا  مؤمنان  دریافتند که  این  اجازه  مقدمۀ  وجوب  جهاد  بر  ایشان  است  و  دیباچۀ  استقر‌ارشان  در  زمین  می‏‎باشد،  هـمانگونه‌که  خدا  در  آیات  سورۀ  حج  بدیشان  وعده  فرموده  است‌:

(أذن للذين يقاتلون بأنهم ظلموا , وإن الله على نصرهم لقدير . الذين أخرجوا من ديارهم بغير حق إلا أن يقولوا:ربنا الله . ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع وبيع وصلوات ومساجد يذكر فيها اسم الله كثيرا . ولينصرن الله من ينصره , إن الله لقوي عزيز , الذين إن مكناهم في الأرض أقاموا الصلاة وآتوا الزكاة وأمروا بالمعروف ونهوا عن المنكر , ولله عاقبة الأمور). 

به كسانی كه با ايشان جنگ می شود اجازۀ (دفاع از خویشتن  و  ستیز  با  حمله‌وران‌)  داده  شد  زیرا  که  با  آنان  ستم  رفته  است‌،  و  خدا  بر  یاریشان  بس  توانا  است‌.  آن  کسان  (‌ستمدیده‌ای‌)  که  از  خـانه  و  کاشانۀ  خویش  بیرون  رانده  شده‌اند  بدون  هـیح  گناهی  مگر  آنکه  می‏‎گویند  که‌:  پروردگار  ما  فقط  الله  است‌.  (‌پس  مؤمنان  با  کافران  بجنگند؛  زیرا  اگر  جنگ  و  پیروزی  مـؤمنان  در  هر  عصر  و  زمانی  بر  کافران  نبود  و)  اگر  خدا  (‌شـرّ)  برخی  از  مردمان  را  (‌که  کفر  پپشگانند)  به  وسیلۀ  برخی  دیگر  (‌که  خدا  شناسانند)  دفـع  نمی‌کرد  بی‏گمان  صومعه‌ها  و  کلیساها  و  کنشت‌ها  و  مسجدها  که  نام  خدا  در  آنها  بسی  برده  می‌شود  (‌و  عبادت  او  کرده  می‌شود)  ویران  می‌گردید.  همانا  خدا  بی‏گمان  یاری  می‌دهد  کسـی  را  که  او  را  یاری  دهد،  شک  نیست  که  خدا  نیرومند  و  شکوهمند  است‌.  (‌آنان  که  از  خانه  و  کاشانۀ  خویش  بیرون  رانده  شده‌اند  و  مهاجر  و  انصار  نام  دارنـد)  کسانی  هستند  که  اگر  در  زمین  استقرارشان  بخشیم  (‌و  زمام  امور  به  دستشان  دهیم  نه  تنها  اینکه  راه  جبّاران  و  ستم‌پیشگان  را  در  پیش  نمی‏‎گیرند،  بلکه‌)  نماز  را  به  پای  می‌دارند  و  زکات  را  می‌دهند  و  (‌مردمان  را  به  سوی  یکتاپرستی  دعوت  می‏‎کنند  و)  به  کار  پسندیده  فرمان  می‌دهند  و  از  کار  ناپسند  بازمی‌دارند؛  (‌وعدۀ  خدا  است  که  فرمان  او  برتری  می‏‎گیرد  و  یاران  خود  را  پیروز  می‌گرداند)  و  عاقبت  کارها  از  آن  خدا  است  (‌و  سرانجام‌،  خدا  شناسان  که  خدا  در  صف  آنان  است  پیروز  خواهند  شد  و  برد  با  ایشان  است‌)‌. (‌حج/39-41 ) 

از  اینجا  بو‌د که  مسلمانان  می‌دانستند  چرا  بدیشان  رخصت  داده  شده  است  و  این  اجازه  بدین  علّت  بوده  است ‌که  بر  آنان  ستم  رفته  است‌،  و  متوجّه  بو‌دند که  این  امر  اشاره  دارد  به  اینکه  آنان  باید  دادگری ‌کنند  و  از  ستم  بپرهیزند،  و  به  یاد  داشته  باشند که  در  مکّه  ضعیف  و  دست  بسته  و  از  دور کردن  ظلم  از  خود  ناتوان  بودند،  و  بدیشان  گفته  می‌شد:

(كفوا أيديكم وأقيموا الصلاة وآتوا الزكاة). 

دست  نگهدارید  (‌و  جنگ  نکنید)  و  نماز  بپای  دارید  و  زکات  بدهید.        (‌نساء  /77)                  

این  دست  از  جنگ  نگاه  داشتن  بنابر  حکمتی  بود که  خدا  مقدّر  فرموده  بود...  ما  می‌توانیم  برخـی  از  علل  آن  حکمت  را  در  حدود  توانائی  برآوردهای  انسانی‌ که  حدّ  و مرزی  نمی‌شناسند  و  قابل  شمارش  نـیستند،  حدس  بزنیم‌:
نخستین  چیزی ‌که  از  این  اسباب  و  علل  می‏‎بینیم  این  است‌ که  منظور  از  آن  رام  کردن  طبع  سرکش  مسلما