ز  هم  جدا  ميشود. كساني‌ كه  نسبت  به  فرقان  (‌يعني  قرآن‌)  و  آيات  خدا  در  آن‌ كفر  ميورزند  تهديد  ميگردند،  و  چنين  كساني‌ كافر  قلمداد  ميشوند  هر  چند  هم  از  اهل‌ كتاب  باشند.  همچنين  در  آن‌،  بيان  حال  مؤمنان  با  پروردگارشان‌،  و  موقعيّت  آنان  نسبت  بدانچه  خدا  بر  پيغمبرانش  نازل  ميكند،  به  ميان  ميآيد.  بيان  حالي ‌كه  موقعيّت  را كاملاً  مشخّص  و  متمايز  ميدارد.  چه  ايمان  را  نشانه‌هائی  است ‌كه  اشتباه  نميشوند،  و كفر  را  همچنين  نشانه‌هائي  است ‌كه  شبهه‌اي  در  آنها  نميرود.
(اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ (٢)
نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإنْجِيلَ (٣)
مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ (٤)
إِنَّ اللَّهَ لا يَخْفَى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الأرْضِ وَلا فِي السَّمَاءِ (٥)
هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الأرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (٦)
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلا أُولُو الألْبَابِ (٧)
جز  خدا  خدائي  نيست  و  او  زنده  (‌به‌خود)  و  متصرّف  (‌در  كار  و  بار  جهان‌)  است‌.  (‌همان  كسي  كه‌)  كتاب  (‌قرآن‌)  را  بر  تو  نازل  كرده  است  كه  مشتمل  بر  حق  است  (‌و  متضمّن  اصـول  رسالتهاي  آسماني  پيشين‌،  و)  تصديق  كنندۀ  كتابهائي  است  كه  قبل  از  آن  (‌براي  پيغمبران  فرستاده  شده‌اند  و)  بوده‌اند.  و  خداوند  پيش  از  آن‌،  تورات  را  (‌براي  موسي‌)  و  انجيل  را  (‌براي  عيسي‌)  نازل  كرده  است‌.  جهت  رهنمود  مـردمان‌،  و  (‌چون  منحرف  گشتند،  قرآن  يعني‌)  جداسازندۀ  (‌حق  از  باطل‌)  را  فرو  فرستاده  است‌.  بيگمان  كساني  كه  نسبت  به  آيات  خدا  كفر  ورزند،  عذاب  سختي  دارند،  و  خداوند  توانا  و  انتقام  گيرنده  است‌...  او  است  كه  كتاب  (‌قرآن‌)  را  بر  تو  نازل  كرده  است‌،  بخشي  از  آن  آيه‌هاي  (‌محكمات‌)  است  (‌و  معاني  مشخّص  و  اهداف  روشني  دارند  و)  آنها  اصل  و  اساس  اين  كتاب  هستند،  و  بخشي  از  آن  آيه‌هاي  (‌متشابهات‌)  است‌،  (‌و  معاني  دقيقي  دارند  و  احتمالات  مختلفي  در  آنها  ميرود)‌.  و  اما  كساني  كه  در  دلهايشان  كژي  است  (‌و  گريز  از  حق  زوايـاي  وجودشان  را  فرا  گرفته  است‌)  براي  فتنه‌انگيزي  و  تأويل  (‌نادرست‌)  به  دنبال  متشابهات  مي‌افتند.  در  حالي  كه  تأويل  (‌درست‌)  آنها  را  جز  خدا  و  كساني  نميدانند  كه  راسخان  (‌و  ثابت  قدمان‌)  در  دانش  هستند.  (‌اين  چثين  وارستگان  و  فرزانگاني‌)  ميگويند:  ما  به  همۀ  آنها  ايمان  داريم  (‌و  در  پرتو  دانش  ميدانيم  كه  محكمات  و  متشابهات‌)  همه  از  سوي  خداي  ما  است‌.  و  (‌اين  را  جز  صاحبان  عقل  سليمي  كه  از  هوي  و  هوس  فرمان  نميبرند  نميدانند  و)  متذكّر  نميشوند...
(شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) (١٨)
خداوند  (‌با  نشان  دادن  جهان  هستي  بگونۀ  يك  واحد  بهم  پيوسته  و  يك  نظام  يگانه،  عملاً)  گواهي  ميدهد  اينكه  معبودي  جز  او  نيست‌،  و  اينكه  او  (‌در  كارهاي  آفريدگان  خـود)  دادگري  ميكند  و  فرشتگان  و  صاحبان  دانش  (‌هر يك  بگونه‌اي  در  اين  باره‌)  گواهي  ميدهند.  جز  او  معبودي  نيست  كه  هم  توانا  است  و  هم  حكيم‌...
(إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الإسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ) (١٩)
بيگمان  دين  (‌حق  و  پسنديده‌)  در  پيشگاه  خدا  اسلام  (‌يعني  خالصانه  تسليم  فرمان  الله  شدن‌)  است  و  (‌اين  آئين  همۀ  پيغمبران  بوده  است‌)  و  اهل  كتاب  (‌در  آن‌)  به  اختلاف  برنخاستند  مگر  بعد  از  آگاهي  (‌برحقيقت  و  صحّت  آن‌،  اين  كار  هم‌)  به  سبب  ستمگري  و سركشي  ميان  خودشان  بود  (‌و  انگيزه‌اي  جز  رياست  خواهي  و  انحصار  طلبي  نداشت‌)‌.  و  كسي  كه  به  آيات  خدا  (‌اعم  از  آيات  ديدني  در  آفاق  و  انفس‌،  يا  آيات  خواندني  در  كتابهاي  آسماني  پشت  كند  و)  كفر  ورزد  (‌بداند  كه‌)  بيگمان  خدا  زود  حسابرسي  ميكند...
همچنين  اين  درس  تهديدي  را  در  بر  دارد كه  پيدا  است  كنايه  از  يهوديان  و گوشه‌زني  بديشان  است‌.  آنجا  كه  مي‌فرمايد:
(إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ) (٢١)
كساني  كه  به  آيات  (‌ديدني  و  خواندني‌)  خدا  كفر  ميورزند  و  پيغمبران  را  به  ناحق  به  قتل  مي‌رسانند  و  كساني  از  مردمان  را  ميكشند  كه  به  عدالت  و  دادگري  فرمان  ميدهند  (‌و  ايشان  را  به  سوي  خدا  ميخوانند)‌،  پس  آنان  را  به  عذاب  دردناكي  بشارت  ده‌...
چه  هنگامي‌ كه ‌كشتن  انبياء  به  ميان  ميآيد  ذهن  بلافاصله  متوجّه  يهوديان  مي‌شود.  مقصود  نهي  مذكور  در  اين  آيه  هم  شايد  يهوديان  باشد:
(لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ...الخ...)...
مؤمنان  نبايد  مؤمنان  را  رها  كنند  و  كافران  را  بـه ‌جاي  ايشان  به  دوستي  گيرند...تا  آخر......
به  ظنّ  غالب  منظور  آيه‌،  يهوديها  است‌،  اگرچه  ميتواند  كافران  را  نيز  شامل ‌گردد.  زيرا  تا  اين  تاريخ‌،  برخي  از  مسلمانان  خويشاوندان‌ كافر  خود  را  دوست  ميداشتند  و  با  آنان  دوستي  ميورزيدند  هـانگونه‌ كه  با  يهو‌ديان  هم ‌چنين  بودند.  پس  از  همۀ  اينها  نهي  شدند،  و  با  اين  پرهيز  سخت  و  تند  از  دوستي  يهوديان  و كافران  بطور  يكسان  برحذر گشتند.  چه  خداوند  همۀ  آنان  را  (‌كافرين‌)  ناميد.
ظاهر  اين  سخن  پروردگاري‌:
(قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ (١٢)
قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ...الخ...)... 
(‌ای  پيغمبر)  به  كساني  ك