ال  همگان  و  حافظ  و  نگهدار  بندگان  است  وگفتار  و کردارشان  را  می‌پاید.  دیگر  نیکی  شکلی  از  اشکال  ظاهری  نیست ‌کـه  رمز  حقیقت  ایمان  نبوده  و  بیش  از  یک  عادت  جاهلی  نباشد.  بدین  منوال  قرآن  به  آنان  دستور  می‌دهد که  از  در  خانه‌ها  به  منازل  درآیند.  اشاره  به  تقوی  را  مكرّ‌ر  داشت  و  آن  را  راه  رستگاری  نامید:

(وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(1٨9)

پس از  درهای  خانه‌ها  به  منازل  وارد  شوید،  و  از  (‌مخالفت  با  پروردگار  و  خشم‌)  خدا  بپرهیزید،  باشد  که  رستگار  شوید.

خدا  بدینگو‌نه  دلها  را  با  حقیقت  ایمانی  اصیل  -‌که  تقوی  است  -  پیوند  داده  و  این  حقیقت  را  با  امید  به  رستگاری  مطلق  در  دنیا  و  آخرت  بهم  پیوسته  است‌،  و  عادت  جاهلی  خالی  از  پشتوانۀ  ایمانی  را  باطل  قلمداد  نـموده  است‌.  و  مؤمنان  را  متوجّه  درک  این  نعمت  الهی‌ کـرده  است‌ که  اهلّه  را  شناسه‌های  زمانی  برای  مردم  و  فرا  رسیدن  حج  فرموده  است‌...  و  همۀ  اینها  را  در  یک  آیۀ  کوتاه  بیان  داشته  است‌.

*
بعد  از  آن‌،  توضیحی  دربارۀ  جنگ  به  طور  عام‌،  و  بیانی  دربارۀ  جنگ  در  جوار  مسجدالحرام  و  در  ماههای  حرام  به  صورت  خاص  به  میان  می‌آید.  سپس  مردم  به  بذل  مال  در  راه  خدا  دعوت  می‌شوند که  چنین  دعـوتی  ارتباط  محکمی  و  پیوند  استواری  با  جهان  دارد:
(وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (١٩٠)
وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلا تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ (١٩١)
فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (١٩٢)
وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوَانَ إِلا عَلَى الظَّالِمِينَ (١٩٣)
الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (١٩٤)
وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ) (١٩٥)

در  راه  خدا  بجنگید  باکسانی  که  با  شما  می‏‎جنگند،  و  تجاوز  و  تعدّی  نکنید.  زیرا  خداوند  تجاوزگران  را  دوست  نمی‌دارد.  (‌و  چون  جنگ  درگرفت‌)  هر  جا  آنان  را  (‌که  آغازگران  جنگ  بوده‌اند)  دریافتید  ایشان  را  بکشید،  و  آنان  را  (‌از  مکّه‌)  که  شما  را  از  آنجا  بیرون  رانده‌اند  بیرون  کنید،  و  (‌از  جنگ  در  حرم  مکّه  نباید  بـاک  داشـته  باشید،  زیرا  ایشان  با  شکنجه  و  آزار  و  انواع  فتنه  و  فساد  می‌خواستند  شما  را  از  دینتان  برگردانند  که  مـایۀ  خوشبختی  دو  جهان  شما  است  و)  فتنه  از  کشتن  بـدتر  است‌،  و  (‌لیکن  احترام  مسجدالحرام  به  جای  خـود  باقی  است  و)  با  آنان  در  کنار  مسجدالحرام  کار  زار  نکنید  مگر  آنگاه  که  ایشـان  در  آنجا  با  شما  بستیزند  (‌و  حرمت  مسجدالحرام  را  محفوظ  نـدارند)‌،  پس  اگر  با  شما  جنگیدند  ایشان  را  بکشید  سزای  (‌آنگونه‌)  کافران  چنین  است‌.  و  اگر  دست  کشیدند  (‌از  کفر،  و  اسلام  را  پذیرفتند،  خداوند  گناهانشان  را  به  آب  توبه  می‌شوید  و  بی‌دینی  گذشتۀ  ایشان  را  نادیده  می‌گیرد)  چه  بیگمان  خدا  آمرزنده  و  مهربان  است‌.  و  با  آنان  پیکار  کنید  تا  برگرداندنی  از  دین  باقی  نماند  (‌و  نیروئی  نداشته  باشند  که  با  آن  بتوانند  شما  را  از  دینتان  برگردانند)  و  دین  (‌خالصانه‌)  از  آن  خدا  گردد  (‌و  مؤمنان  جز  از  خدا  نترسند  و  آزادانه  به  دستور  آئین  خویش  زیست  کنند)‌،  پس  اگر  (‌از  روش  نادرست  خود)  دست  برداشتند  (‌و  اسلام  را  پذیرفتند،  دست  از  آنان  بـداریـد،  زیرا  حمله  بردن  و)  تجاوز  کردن  جز  بر  ستمکاران  (‌به  خویشتن  به  سبب  کفر  و  شرک‌،  روا)  نیست‌.  ماه  حرام  در  برابر  ماه  حرام  است  (‌و  اگر  دشمنان  احترام  آن  را  نگاه  بداشتند  و  در  آن  با  شما  جنگ  کردند،  شما  حق  دفاع  و  مقابلۀ  با  آنان  را  دارید  و  باکی  نیست‌)  و  (‌حرمت  شکنیهای‌)  مقدّسات‌،  دارای  قصاص  است‌،  (‌و  تجاوزکاریهای  نـادرست‌،  پاداش  به  مثل  دارد.  بطور  کلّی‌)  هر  کـه  راه  تعدّی  و  تجاوز  بر  شما  را  در  پيش  گرفت،  بر  او  همانند  آن‌،  تعدّی  و  تجاوز  کنید  (‌چه  آغاز  کردن  تعدّی  و  تجاوز  ممنوع  است‌،  لیکن  در  برابر  آن‌،  دفاع  از  خـویشتن  و  مبارزه  بـرای  اخـذ  قصاص  آزاد  است‌)‌،  و  از  (‌خشـم‌)  خـدا  بپرهیزید  و  بدانید  که  خدا  با  پرهیزگاران  است‌،  و  در  راه  خدا  انفاق  (‌و  بذل  مال‌)  کنید  و  (‌پا  ترک  انفاق‌)  خود  را  با  دست  خویش  به  هلاکت  نیفکنید،  و  نیکی  کنید  (‌در  کشتن  و  یاری  ستمدیده  و  جنگ  و  ...)  همانا  خداوند  نیکوکاران  را  دوست  می‌دارد.مقدمه مترجم  

سيدقطب، شهید عقیده اسلامی‌‌ و قربانی مقاصد انساني 
«الحمدلله رب العالمين، والسلام علي محمد خاتم النبيين، و علي آله و صحبه اجمعين، و من هدي بهديه الي يوم الدين‌.»
سید قطب پسر حاجی قطب‌، پسر ابراهیم در سال ١٩٠٦ میلادی در دهکده «‌قـها» یکی از روستاهای استان اسیوط مصر، پا به عرصه وجودگذاشت‌. برادرش‌ که کوچكتر از او بود محمد و خواهرانش حمیده و امینه نام داشتند.
سید قطب تحصیلات دورة ابتدائی را در زادگاه خویش به پایان رسانید و درکنار آن از پدرش قرآن و آداب دینی بیاموخت و هنوز بیش از ١٠ سال از عمر وی نگذشته بودکه همه قرآن را حفظ ‌کـرد، آنگاه برای تحصیلات متوسطه به قاهره رفت و پس از پایان دوران دبیرستان وارد دانشکده «‌دارالعلوم‌» شد و در رشـته زبان و ادبیات عربی به اخذ لیسانس نائل آمد. بهنگام تحصیل در قاهره‌، پدرش وفـات یـافت و مسوولیت خانواده متوجه اوگردید و بناچار اعضای خانواده را به قاهره انتقال داد و در سال ١٩٤٠ مرگ ناگهانی مادر، او را دچار غم و اندوه سختی‌کرد، تا آنجاکه خود را در زندگی تنها و غریب می‌دید. بعد از اخذ لیسـانس در سمت بازرسی وزارت آموزش و پـرورش به‌کار اشتغال ورزید، ولی چیزی نگذشت‌که از ایـن سمت استعفاء نمود و همه توان خود را صـرف پـژوهش و نگارش‌کـرد و پس از مـدت‌کوتاهی در ردیف نویسندگان سرشناس مصر از جمله طه حسین و عباس محمود عقاد و مصطفي صادق رافعی جای گرفت و مقالات و قصائد اجتماعی و دیـنی وی زیـنت بخش صـفحات مـجلات معتبری همچون «‌الرسـاله‌»‌، «‌المقتطف‌»‌، «‌اللواء‌الجد