ت  و  بر  قواعد  و  ا‌رکان  آن  استوار گشته  است  و  تنها  پیوند  بسیار  دوری  با  جهان‌بینی‌های  جـاهلی  دارد  و  نهالی  است‌ که  بر  تنۀ  پوسیدۀ  باورهای  جاهلیّت  پـیوند  یافته  است  و  درختی‌ گشن‌ گشته  است  ...  سومین  رهنمودی‌ که  این  پرسشهـا  در  بردارند  مربو‌ط  است  به  تـاریخ  این  دوره  و  قیام  یهودیان  در  مدینه  و  قـیام  مشرکان  در  مکّه‌،‌که ‌گاهگاهی  می‌کوشیدند که  از  ارزش  قوانین  و  نظامات  اسلامی  با گمان  افکنی  و  شک‌اندازی  خویش  بکاهند،  و  از  هر  فرصتی  برای  دست  یازیدن  به  یورش‌  گمراهسازشان  و  تاخت  آوردن  به  بعضی  از  اعمال  و  حوادث‌،  سود  جویند  -  همانگونه ‌که  در  سریّۀ  عبدالله  پسر  جحش  و  درگیری  آنان  در  جنگ  با  مشرکان  در  ماههای  حرام‌،  چنین  رخ  نمود  -  این  امور  بخشی  از  عواملی  بود که      برخی  از  پرسشها  و  پاسخها  را  به  دنبال  داشت  و  خواستار  رهنمودهائی  بود  تا  راه  این ‌کوشش  و  تکاپوها  بسته  شود  و  چنین  مکر و نیرنگهائی  عقیم  و  نازا  گردد،  و  دلهای  مسلمانان  را  با  آب  اطمینان  و  یـقین  از  چرکهای  شک  و گمان  پاک  بشوید  و  خنک  دارد.

معنی  این  رهنمود  این  است ‌که  قرآن  پیوسته  در  پیکار  و  مبارزه  است‌.  خـواه  میدان  این  پیکار  و  مبارزه  در  اندرون  دلها  باشد  و  نبر‌د  میان  انـدیشه‌های  جاهلی  و  میان  اندیشه‌های  اسلامی  در گرفته  باشد،  و  خواه  پهن  دشت  آن  در  فضای  خارج  از  حوزۀ  جماعت  مسلـانان  و  دشمنان  ایشان  باشد،  دشمنانی ‌که  همیشه  و  از  همه  سو  درکمین  مسلمانان  نشسته‌اند  و  به  انتظار  سیاه‌بختی  ایشانند.

چه  این  مبارزه  و  چه  آن  بیکار،  پیوسته  پـابرجا  است‌.  زیر‌ا  نفس  بشری  همان  نفس  بشری  است‌،  و  دشمنان  ملّت  همان  دشمنان  ملّت  اسلامیند  ...  قرآن  هم  حاضر  و  آماده  است‌...  نه  نفس  بشری  و  نه  ملّت  اسـلامی  هیچكد‌ام  روی  رستگاری  نمی‏بینند  مگر  با  دخالت  دادن  این  قرآن  در  پیکار  زندگی‌،  تا  زنده  وکامل  به  مبارزه  درآید  همانگونه ‌که  نخستین  بار  به  نبرد بر خـاست  و  دشمنان  درون  و  بیرون  را  شکست  داد  ...  مادام ‌که  مسلمانان  به  این  حقیقت  باور  نداشـته  باشند،  نه  رستگاری  برای  ایشان  است  و  نه  پیروزی.

کمترین  چیزی‌ که  این  حقیقت  آن  را  در  نفس  ایجاد  می‌کند  این  است‌که  نفس  با  این  فهم  و  این  ادراک  و  این  جهان‌بینی،  به  سوی  این  قرآن  روی  بیاورد.  بگونه‌ای  بدان  رو کند که  انگار  قرآن  می‌جنبد  و  در  تکاپو  است  و  دارد  جهان‌بینی  تازه‌ای  را  پی‌ریزی  می‌کند  و  طرح  نو  درمی‌انـدازد،  و  با  اندیشه‌های  جـاهلی  در  جنگ  و  مقاومت  است‌،  و  از  حريم  این  ملّت  دفاع  می‌کند  و او  را  از  سکندریها  نگاه  می‌دارد.  دیگر  نباید  بسان  مـردمان  این  زمانه  به  سوی  قرآن  برود.  امروزه  مردمان  قرآن  را  در  نغمه‌های  شیرین  و  سخنان  زیبائی  خلاصه ‌کرده‌اند که  به  آواز  سر  داده  می‌شود،  و كار  از  این  فراتر  نمی‌رود...  خدا  قرآن  را  برای ‌کاری  جز  این  نازل‌ کرده  است‌...  آن  را  فرو  فرستاده  است  تا  زندگی ‌کاملی  را  به  وجود  آورد  و  آن  را  به  جنب  و  جوش  اندازد،  و کاروان  حیات  را  به  سر  منزل  نجات  برساند  و  آن  را  صحیح  و  سالم  از  میان  خارها  و  پرتگاهها  بگذراند،  و  سختیها  و  دشواریهای  راه  را  به  هیچ  انگارد  و  دل  به  سوی  خدا  دارد  و  بداندکه  این  راه  با گلـها  و  ریاحین  فر‌ش  نشده  است  و  بلکه  خارهای  هواها  و  شهوتها  در  آن  پخش  و  پراکنده  است  و گردنه‌ها  در  پیش  است  ...  لیکن  باید  از  خدا  یاری  خواست  و  دانست ‌که  همو  پناه  و  پشتیبا‌ن  است‌.

*
اینک  در  این  درس  با  نصوص  قرآنی  روبرو  می‌شویـم‌:
  (يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) (١٨٩)

دربارۀ  هلالهای  ماه  از  تو  می‏‎پرسند  (‌که  چرا  هر  دم  به  شکلی  پدیدار  می‌شود؟‌)  بگو:  آنها  شناسه‌های  زمانی  (‌و  تقویم  طبیعی‌)  برای  (‌نظام  زندگی‌)  مردم  و  (‌تعیین  وقت‌)  حج  است‌،  و  نیکوئی  آن  نیست  کــه  (‌همچون  زمان  جاهلیّت‌،  بـه  هنگام  حج  یا  برگشت  از  سفر)  از  پشت  خانه‌ها  به  منازل  درآئید،  ولیکن  نیکی  کسی  را  است  که  تقوی  پیشه  کند،  و  از  در  خانه‌ها  به  منازل  وارد  شوید،  و  از  (‌مخالفت  با  پروردگار  و  خشم‌)  خدا  بپرهیزید  باشد  که  رستگار  شوید.

برخی  از  روایات  می‌گوید:  از  پیغمبر   صلّی الله و اله وسلّم‌ پرسشی‌ که  قبلاً بیان ‌کردیم  دربارۀ  اهلّۀ  ماه  پرسیده  شد.  سؤال  از  پیدایش  و  بزرگ  شدن  و کـاستی  پذیرفتن  آن  بوده  است‌...  چر‌ا  اهلّۀ  ماه  چنین  است  و  چنان‌؟  برخـی  از  روایات  نیز  می‌گو‌ید:  اینکه‌ گفتند:  ای  رسول  خدا  صلّی الله عليه  و اله وسلّم  اهلّۀ  ماه  برای  چه  ساخته  شده  است‌؟  این  پـرسش  به  صورت  اخیر  به  نحوۀ  پاسخ  نزدیكتر  است‌.  خدا  به  پیغمبرش صلّی الله عليه و اله وسلّم  فرمود:

(قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ )

بگو:  آنها  شناسه‌های  زمانی  (‌و  تقویم  طبیعی‌)  برای  (‌نظام  زندگی‌)  مردم  و  (‌تعیین  وقت‌)  حجّ  است‌.

شناسه‌های  زمانی  برای  مردم  هستند  تا  با  آنها  هنگام  وقت  احرام  و  بدر  آمدن  از  احرام‌،  روزه  و  افطار،  نکاح  و  طلاق  و  عدّه‌،  معاملات  و  تجارت‌،  و  سر رسید  وامهـای  خویش‌...  را  بشناسند،  و كار  و  بار  دین  و  دنیای  خود  را  بطور  یکسان  با  توجّه  به  این  شناسه‌های  زمانی  سامان  بخشند.

این  پاسخ  چه  در  برابر  پرسش  اوّل  باشد  و  چه  دوم‌،  در  هر دو  حالت  متوجّه  واقعیّت  زندگی  عملی  آنان  است  نه  متوجّه  دانش  نظری‌.  با  ایشان  از  نقش  اهلّه  در  واقعیّتی  که  در  آنند  و  در  زندگانی  ملموسی‌ که  دارند  سخن‌ گفته  است  و  از گردش  فلکی  ماه  و  چگونگی  پایان  پذیری  آن‌،  با  آنان  حرفی  نزده  است‌.  ایـن  برداشت  از  طرز پرسش  پیدا  است‌:  ماه  را  چه  شده  است ‌که  به  شکل  هلال  پدیدار  می‌گردد؟...  الخ‌.  همچنین  با  آ‌نان  ا‌ز  نقش  ماه  در  منظومۀ  شمسی  یا  در  توازن  حرکت  کرات  آسمانی‌،  سخن  نگفته  ا‌ست‌.  این  مفهوم  داخل  در  مضمون  سـؤ!ل  است‌:  خدا  چرا  اهلّه  را  آفریده  است‌؟  آیا  نحوۀ  چـنین  پاسخی‌،  الهام‌بخش  چه  چیز  است‌؟

قرآ‌ن  در  صدد  ا‌یجاد  جهان‌بینی  ویژه‌،  و  نظام  ویژه‌،  و  جامعۀ  ویژه‌ای  بود.  می‌خواست  ملّت  تـازه‌ای  را  در  زمین  بوجود  آورد  و  نقش  خاصی  را  در  رهبری  بشریّت  بدو  واگذارد   تا  جامعۀ  نمونه‌!ی  در  میان  جو!مع  بشری  تشـكیل  دهد،  و  زندگی  ویژه   بی‌سابقه‌ای  را  داشته  باشد،  و  پایه‌های  دین  را  در  زمین  استوار  دارد  و  مردمان  را  به  سوی  آن  رهنمو