 که  خدا  دارای  عذاب  سختی  است‌.
در  دنبالۀ  دیگری  که  پایان  بخش  توضيحی  راجع  به  اوقات  حج  و  نهی  ازآمیزش  جنسی  با  زنان  بدان  هنگام  و  نهی  از  نافرمانی  وکشمکش  است‌،  می‌فرماید:  
(وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الألْبَابِ) (١٩٧)
توشه  برگیرید  (‌بـرای  سرای  دیگرتان  و  بدانید)  که  بهترین  توشه  پرهیزگاری  است‌،  و  ای  خردمندان‌،  از  (‌خشـم  و  کیفر)  من  بپرهیزید.
تا  آنجاکه  در  رهنمـود  مردم  به  اینکه  بعد  از  انجام  حج  به  یاد  خدا  باشند  و  به  ذکر  او  بپردازند،  دنبالۀ  سخن  بدینگونه  است‌:
(وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ) (٢٠٣)
از  (‌خشم  و  عذاب‌)  خدا  بپرهیزید  و  بدانید  که  شما  در  پیشگاه  او  گرد  می‌آئید.

بدین  منوال‌،  همۀ  این  امور  مـتعدّد  را  با  یکدیگر  در  ارتباط  می‌یابیم  و  می‌بینیم‌ که‌ چه  پیوند  استواری  با  هم  دارند.  پیوندی‌ که  از  سرشت  این  دین  سرچشمه ‌گرفته  است‌.  دینی‌که  در  آن‌،  آد‌اب  و  مراسم  عبادی،  از  شعو‌ر  و  احساسات  قلبی  ناگسستنی  است  و  دستورات  مذهبی  از  قوانین  زندگی،  جدا  ناشدنی  است‌.  آئینی  است‌کـه  وقتی  راست  و  درست  و  استوار  و  پا  بر  جا  می‌گردد که  یکجا  امور  دنیا  و  امور  آخرت  را  زیر  بال  خود  بگیرد  و  ناظر  برکارهای  د‌ل  و  درون  وکارهای  جامعه  و  بیرون  باشد  و  دولت  و ملت  را  دیده‌بانی‌ کند.  این  آئین  وقتی  همان  آئین  است ‌که  بر  همۀ  جوانب  زندگی  نظارت  داشته  باشد،  تا  اینکه  بر  وفق  جهان‌بینی  یگانۀ ‌کاملی‌،  و  روش  یگانۀ  هماهنگی‌،  و  نـظام  یگانۀ  فراگیری‌،  و  ابزار  یگانه‌ای ‌که  همان  نظام  مخصوصی  است‌که  خود  دارد  و  بر  شریعت  خدا  در  همۀ ‌کارها  استوار  است‌،  زندگی  را  راه  ببرد  و  سامان  بدهد  وکشتی  حـیات  را  به  ساحل  نجات  برساند.

در  این  سوره  پدیده‌ای  خودنمائی  می‌کند که  در  سرآغاز  این  بخش  ما  را  به  خـود  می‌خوانـد.  این  پـدیده  در  صحنه‌های ‌گوناگونی  خودنمائی  می‌کند  و  مسلمانان  در  هر  یک  از  آنها  از  ییغمبرشان صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌پرسشهائی  دربارۀ  امور  مختلف  می‌نمایند.  اموری ‌که  در  زندگی  جدیدشان  با  آن  روبرو  می‌شوند  و  می‌خواهند  بفهمند  چگونه  در  چنین ‌کارهائی  برابر  جهان‌بینی  تازۀ  خود  گام  بردارند  و  موافق  با نظام  جدید  خویش  زندگی  را  سپری  بکنند.  یا  از  پدیده‌هائی  می‌پرسیدند  که  در  برابر  جهانی ‌که  در  آن  می‌زیستند  حسّ  ایشان  را  بیدار  و  خردشان  را  هوشیار  گردانده  بود.

آنان  از  هلالهای  ماه  می‌پرسیدند  ...  که  چیست  و  چه  وظیفه‌ای  دارد؟  چر‌ا  ماه  نخست  به  شکل  هلال  پدیدار  می‌شود،  سپس  بزرگتر  و  بزرگتر  می‌گردد  تا  آنـجاکـه  قرص  مدوّری  می‌شود،  آنگاه رو  به‌ کاستی  می‌گذارد  تا  باز  هم  به  شكل  هلال  درمی‌آید،  و  سر‌انـجام  پنهان  می‌شود  تا  دوباره  به  شکل  هلال  از  نو در  آسمان  نمودار  می‌گردد؟

از  جـنگ  در  ماه  حرام  و  در  جوار  مسـجدالحرام  می‌پرسیدند،‌که  آیا  درست  است‌؟  از  می  و  قمار  می‌پرسیدند که  آیا  حکم  آن  دو کدام  است‌؟  در  حالی ‌که  خود  در  جاهلیّت  اهل  میخوارگی  و  قمار  بودند.

از  حیض  می‌پرسیدند که  حکم  آن  چیست  و  در  مدت  آن  چه  رابطه‌ای  باید  با  زنان  خود  داشـته  باشن؟  از  این  بالاتر  نیز  پنرسشهائی  دربارۀ  روابطشان  با  همسرانشان  داشتند،  و  چه  بسا  همسران‌،  خودشان  سؤالاتی  دربارۀ  خود  می‌کردند.  پرسشهای  دیگری  راجع  به  موضوعهای  گوناگون  در  سوره‌های  دیگر  قرآن  نیز  آمده  است  ...  این  پرسشها  معنیهای  مختلفی  در  بر  دارد:

پیش  از هر چیز  دلیل  بر  شکوفائی  و  سر  زندگی  و  رشد  و  نمو  در  شکلهای  زندگی  و  روابط  آن  است‌.  و  می‌رساند که  اوضاع  جدیدی  در  جامعه‌ای  پیدا  آمـده  است‌که  در  صدد  است  به  شخصیّت  خاص  خویش  دست  یابد.  جامعه‌ای  است ‌که  همۀ  افرادسخت  بدان  دل  بسته‌اند.  دیگر  اینان  آن  افراد  پراکنده  و  قبائل  متفرّق  پیشین نیـستند.  بلکه  ملّتی  شده‌انـد که  وجود  به  هم  رسانیده  و  از  نظم  و  نظام برخوردارندکه  همه  بدان  چنگ  زده‌اند،  و  هر  یک  از  افراد  می‌خواهد  بداند کـه  خط  و  مسیر  جامعه‌اش‌ کدام‌،  و  رابطه  و  پیوند  آن  بر  چه  روال‌،  و  روند  و  برنامه‌اش  در  چـه  کانال  است‌...  این  حالت  تازه‌ای  است‌که  اسلام  آن  را  با  جهان‌بینی  و  نظام  و  رهبری  خویش  بطور  يكسان  به  وجود  آورده  است  ...  حالتی‌ که  مربوط  به  رشد  اجتماعی  و  فکری  و  شعوری  و  انسانی  بطورکلّی  است‌.

ثانیاً  این  پرسشها  دلیل  بر  بیداری  حسّ  دینی  است  و  اینکه  عقیدۀ  جدید  به  ژرفای  اندرونها  خزیده  و  بر  جانها  و  روانها  چیره  گشته  است‌،  بدانگونه ‌که  هیچکس  در  زندگی  روزانه‌اش ‌کاری  را  انجام  نمی‌دهد  مگر  آنکه  خاطر  جمع‌ گردد که  رأی  عقیدۀ  جديد  دربارۀ  آن  چیست  و  چه  فر‌مان  می‌دهد.  مسلمانان  دیگر  پای‌بند  مقررّات  زندگی ‌گذشته  نبود٥  و  به  سوی  آن  برنمی‌گردند  و  بدان  وقعی  نمی‌نهند.  دلهایشان  از  همۀ  عادات  جاهلیّتشان  کنده  شده  است  و  باوری  بدانها  ندارند،  و  در  هر کاری  ازکارهای  زندگی‌،  چشم  براه  رهنمود  تـعلیمات  جدید  می باشند...  این  چنین  حالت  شعوری  و  عقلانی‌،  همان  حالتی  است‌ که  ایمان  راستین  آن  را  پی‌ریزی  می‌سازد  و  بدان  رشد  می‏بخشد،  و  بدین  هنگام  است ‌که  نفس  آدمی  از  همۀ  مقرّرات  و  عادات ‌گذشتۀ  خود  دست  می‌کشد،  و  در  برابر  همۀ  امرر  زمان  جاهلیّت‌،  حالت  پر‌هیز  در  پیـش  می‌گیرد  و  با  چشم  حذر  هه  آنها  می‌نگرد،  و  آمـادۀ  دریافت  هرگونه  رهنمود  و  ارشادی  می‌گردد که  از  سوی  عقیدۀ  جدید  در  دسترس  او  قرار  می‌گیرد،  تا  زندگی  تازۀ  خویش  را  خالصانه  بر ‌اساس  آن  عقیده  پی‌ریزی ‌کند  و  بدان  شکل  بخشد  و  دور  از  هر  شائبه  و گمانی  امـور  زندگانی  را  موافق  با  آن  به  انجام  برساند.  اگر  هم  از  سوی  عقیدۀ  جدید  فرمانی  دریافت  دارد که  برابر  آن‌،  بخشهائی  از  عادات  قدیم  او  صحیح  و  درست  بشمار  آید،  چنین  اموری  را  می‌پذیرد،  ولی  نه  به  نام  آداب  و  رسوم ‌کهن  خویش،  بلکه  به  عنوان  چیزهای  تازه‌ای ‌که  با  جهان‌بینی  تازه‌اش  پیوند  دارد  و  بخشهائی  از  ارمغان  ایدئولوژی  نو  او  است‌.  چه  حتمی  نیست‌ که  نظام  جدید  همۀ  جزئیات  نظام  قدیم  را  باطل  قلمداد کند.  بلکه  مهم  این  است ‌که  این  جزئیات  با  اصل  جهان‌بینی  جدید  پیوند  یابد  و  بخشی  از  آن  شود  و  پیکرۀ  ‌وجودش  فرو رود  و  با  بقیّۀ  اجزاء  آن  هماهنگ‌ گردد  ...  همانگونه ‌که  اسلام  چنین ‌کاری  را  دربارۀ  بخشی  از  مناسک  حج  روا  دید  و  آنها  را  باقی‌گذارد.  این  چنین  آداب  و  رسومی  بگونه‌ای  درآمد که ‌گوئی  از  جهان‌بینی  اسلامی  بیرون  جوشیده  ا