گوید،  و  در  آن  واحد،  این  جان  پاک  را  به  پیکرش  می‌دمد  و  این  جامۀ  زیبا  را  بر  قامتش  راست  می‌گرداند.  آنگاه ‌که  خداوند  متعال  در  صدد  پرده‌برداری  از  رحمت  خـویش  است  و  در  پاسخ  به  سروشهای  فطرتشان  نمودارش  می‌فرماید،  برای  مردمان  نـهاد  سرستشان  و  نهان  مشاعر  و  حواسشان  را  روشن  می‌گرداند:

(عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ) 

خداوند  می‌دانست  که  شما  (‌از  لذائذ  نفسانی  می‌کاستید  و  معتقد  بودید  که  شبها  بعد  از  بخواب  رفتن‌،  همخوابگی  با  همسران  حرام  است  و)  بر  خود  خیانت  می‌کردید،  خداوند  توبۀ  شما  را  پذیرفت  و  شما  را  بخشید.

این  خیانتی ‌که  به  خود  می‌کردند  و  خدا  از  آن  برایشان  سخن  می‌راند،  در  سروشهای  زندانی‌،  و  امیال  سرکوب  شده‌،‌و  یا  در  خود  کردار  و کنش  پدیدار  می‌شود.  چنانکه  روایت  است‌ که  یکی  از  آنان  دست  به  انجام  آن  یازید...  در  هر  دو  حالت  خدا  توبۀ  ایشان  را  پذیرفت  و  از  آنان  صرف  نظر کرد،  از  همان  زمان ‌که  ضعفشان  نمودار  شد  و  پروردگارشان  بدان  پی‌برد...  پـس  آنچه  را که  در  آن  به  خود  خیانت  می‌کردند  برایشان  مباح  و  آزاد  فرمود:

(فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ )

پس  هم  اکنون  (‌که  با  نصّ  صریح‌،  همخوابگی  آزاد  است‌)  با  آنان   آمیزش  کنید.

لیکن  این  مباح  بودن  و  آ‌زادی  عمل  هم‌،  بدون  اینکه  با  خدا  ارتباط  حاصل‌ کند،  و  بدون  اینکه  در  این  نشاط  نفسها  متوجّه  خدا گردد،  به  پیش  نمی‌رود  و  سر  خود نمیگيرد:

 (وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ ) 

چیزی  را  بخواهید  که  خدا  برایتان  لازم  دانسته  است‌. 

 همان  چیزی  را  خواستار  شویدکه  خدا  بر‌ایتان  لازم  دیده  است  و  آن  لذّت  بردن  از  زنان  و  بهره‏مندی  از  فرزندان  است  که  ثمرۀ  همخوابگی  است‌.  چه  هر  دوی  این  امور  برابر  فرمان  خدا  است‌،  و  جزو کالائی  است‌ که  خدا  آن  را  به  شما  داده  است‌،  ر  به  سبب  مباح‌ کردن  و  مهیّا  داشتنش‌،  طلبيدن  و  جويا  شدن  آن  آزاد  است‌.  و  از  آنجاکه  ربط  و  پیوند  با  خدا  دارد،  از  عطایای  الهـی  بشمار  است‌.  در  فراسوی  آن  نیز  حکمتی  نـهفته  است‌،  و  در  محاسبات  جهانی  خداوندگار،  هدفی  برای  آ‌ن  منظور  است‌.  د‌ر  این  صورت  همخوابگی  تنها  به  خاطر  انگیزۀ  حیوانی  و  لذّت  جسمانی  نیست‌،  به  شکلی ‌که‌ گسیخته  از  آن  افق  بالائی  باشد که  هرگونه  شادی  و  نشاطی  به  سویش  درگرایش  است‌.

بدین  وسیله  آمیزش  زن  و  شوهر  با  هـدفی  بزرگتر  از  خودشان‌،  و  افقی  فراتر  از  زمین  و  بالاتر  ا‌ز  لحظۀ  لذّت  میانشان‌ ،  پیوند  می‏‎یابد.  بـدینگو‌نه  رابطۀ  زناشوئی‌،  پاکیزه  و  با  صفا  می‌شود  و  ترقّی  و  تعالی  می‌گیرد.

با  نگرش  چنین  الهاماتی  و  وارسی  این  نوع  اشاراتی ‌که  در  توجیهات  قرآنی  و  در  جهان‌بینی  اسـلامی  مـوجود  است‌،  پی  به‌ کوشش  نتیجه بخش  حکیمانه‌ای  می‌بریم‌که  برای  پیشبرد  بشریّت  و دگرگونی  آن  درحدود  فطرت  و  نیروی  انسانی  و  سرشت  وجودی  که  دارد،  صرف  می‌شود.  روشی‌که  اسلام  برای  تعلیم  و  تربیت  و  رشد  و  تکامل  و  ترقّی  و  تعالی  دارد  این  چنین  است‌.  روشی  است‌که  با  دست  آفریدگار  پی‌ریزی  شده  است  و  از  زیر  دست  خداوندگاری  بیرون  آمده  است  که  به  اوضـاع  آفریدگان  از  همه  داناتر است  و  بس‌ دقیق  وسنجشکار و  آگاه  است‌.

در  آن  هنگامی‌که  آمیزش  را  مباح  داشته  است  در  همان  وقت  خوردن  و  آشامیدن  را  آزاد  فرموده  است‌:

(وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ث)    

بخورید  و  بنوشید  تا  آنگاه  كه  رشتۀ  سپیدۀ  بامداد  از  رشتۀ  سیاه  (‌شب‌)  برایتان  از  هم  جدا  و  آشکار  می‏‎گردد.  یعنی  تا  آنگاه  که  روشنائی  در  افـق  و  روی  بلندی‏های  کوهها  پراکنده  می‌شود.  ییدایش  رشتۀ  سفید  در  آسمان  منظور  نیست  که  فجر کاذب  نـامیده  می‌شود،  بلکه  روشنائی  فجر  صادق  مورد  نظر  است‌که  بلندیها  را  فرا  می‌گیرد.  بر  حسب  روایاتی‌ که  دربارۀ  محدود  ساختن  وقت  امساک  در  دست  است  می‌توانیم  بگوئیم  که‌:  اندکی  پیش  از  طلوع  خـورشید  هنگام  امساک  است‌.  اینک  ما در کشورمان  برابر  اوقات  شناخته‌ای‌،  دست  از  طعام  و  دیگر  مفطرات  می‌کشیم‌ که  مدّتی  پیش  از  وقت  امساک  شرعی  است  و  چه  بسا  محض  احـتیاط  بیشتر  باشد.

ابن  جریر  -  با  اسنادی‌که  دارد  -  از  سمر‌ه  پسر  جندب  روایت  نموده  است‌که ‌گفته  است‌:  رسول  خدا  صلّر الله عليه وآله وسلّم فرموده  است‌:

(لا يمنعكم من سحوركم أذان بلال ولا الفجر المستطيل , ولكنه الفجر المستطير في الأفق)  اذان  بلال  و  فجر  مستطیلی  شکـل  شما  را  از  سحریتان  بـاز  ندارد،  بلکه  فجر  همه  جـاگستر  و  رخشان  در  افق  (‌نشانۀ  روز  و  آغاز  روزه‌داری  است‌)‌.

فجر  مستطیر  (‌همه  جاگستر  و كرانه فراگیر  و  رخشان‌)  در  افق‌،  مدت  کمی  بر  طلوع  خورشید  سبقت  می‌گیرد...  بلال  رضی الله عنهُ ‌برای  گفتن  اذان  بامدادان  شتاب  مـی‌کرد که  خفتگان  بیدار  شوند،  سپس  ابن مکتوم  برای  امسـاک  اذان  می‌گفت‌.  اشاره  به  اذان  بلال،  مبنی  بر  این  مـعنی  است‌.

آنگاه  حکم  همبستری  به  هنگام  اعتکاف  در  مساجد،  ذکر  می‌شود.  اعتکاف  به  معنی  خلوت  کردن  وگوشه‌گیری  برای  عبادت  خدا  در  مساجد،  و  بر  نگشتن  به  خانه  جز  بر‌ای  قضاء  حاجت  یا  خوردن  و  آشامیدن  است‌.  اعتکان  در  واپسین  روزهای  ماه  رمـضان‌،  سنّت  است‌.  روش  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  این  بودکه  در  ده  روز  آخر  رمضان  به  اعتکاف  می‌پرداخت‌...  این  مدت  دوران  پرداختن  به  خدا  و  اشتغال  به  ذکرالله  است‌،  و  لذا  همبستری  در  آن  قدغن  است  تا  پرداختن  به  خدا  به  طورکامل  حاصل‌گردد  و  جز  یاد  خدا  در  میان  نماند  و  نفس  انسان  از  هر  چیزی  جز  خدا  ببرد  و  دل  از  هر  مشغلتی  جز  او  پرداخته  شود:

(وَلا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ)

 با  آنان  همبستر  نشوید  بدانگاه  که  شما  در  مساجد  به  اعتکاف  نشسته‌اید.

این  حکم  شامل  وقت  امساک  و  زمان  افطار  به  طور  یکسان  است  و  در  هر  دو  رقت  باید  از  همبستری  دوری  جست‌.

سرانجام‌،  براساس  روش  قرآن  و  برابر  رهنمودی‌ که  در  توجیه  وکانال  دادن  به  هر  شادی  و  نشاطی  و  حرکت  و  سکونی‌،  و  هر  خودداری  و  امتناعی  و  هرگـونه  امر  و  نهی  دارد،  همۀ  امور  به  خدا  ربط  و  پیوند  می‌یابد:

(تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوهَا )

اینها  حدود  و  مرزهای  خدا  است  و  بدانها  نزدیک  نشوید.  نهی  در  اینجا  از  نزدیکی  و  همبستری  است‌...  تا  منطقۀ  ترقّی  آنجا  تشکیل  شود،  و  هرکه  هم  پیرامون  ترق  دور  زند  چه  سبا  در  آن  افتد.  انسان  نیز  همیشه  نمی‌تو