به  اعماق  نفس  و  نهانیهای  درون  می‌یابیم‌.  عوض ‌کامل  و  دوست  داشتنی  در  برابر  رنج  روزه‌،  و  اجر  و  پاداش  فوری  در  مقابل  پذیرش  فرمان  الهی  می‌یابیم‌...  این  امر  را  واژه‌های  دلربا  و  با  صفائی  شکل  می‏‎بخشند  که  از  آنها  نور  می‌بارد:             

(وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ) (١٨٦)

هنگامی  که  بندگانم  از  تو  دربـارۀ  من  بـپرسند  (‌که  من  نزدیکم  یا  دور،  بکو)  من  نزدیکم  و  دعـای  دعا  کننده  را  هنگامی  که  مرا  بخواند  پاسخ  میگویم  (‌و  نیاز  او  را  بـر  آورده  می‌سازم‌)  پس  آنان  هم  دعـوت  مرا  (‌با  ایمان  و  عباداتی  همچون  نماز  و  روزه  و  زکات‌٠٠٠)  بپذیرند  و  بـه  من  ایمان  بیاورند  تا  آنان  راه  یابند  (‌و  با  نور  ایمان  بـه  مقصد  برسند)‌.

من  نزدیکم‌...  دعای  دعاکننده  را  هنگامی‌که  مرا  بخواند  پاسخ  می‌گویم‌...  چه  لطافتی‌؟  چه  عطف  توجهی‌؟  چه  صفائی‌؟  چه  انس  و  الفتی‌؟  رنج  روزه  و  رنج  هر  تکلیف  دیگری  در  برابر  این  محبت  و  این  نزدیکی  و  این  انس  و  الفت‌،  چه  می‌ارزد و کی  رنج  بشمار  است‌؟

هر  یک  از  واژه‌های  آیه  شامل  لطافت  و  حامل  ظرافت  دلربا  و  دوست‌داشتنی  است‌:          

(وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ )

هنگامی  که  بندگانم  از  تو  دربارۀ  من  بپرسند  (‌که  من  نزدیکم  یا  دور،  بگو:‌)  من  نزدیکم  و  دعای  دعـا  کـننده  را  هنگامی  که  مرا  بخواند  پاسخ  میگویم.

اضافه‌کردن  عباد  به  خود،  و  پاسخ  رویاروی  و  بدون  واسطۀ  خدا  بدیشان،  بدین  معنی ‌که  نفرمود:  به  آنان  بگو‌:  من  نزدیکم‌...  بلکه  خداوند  بزرگوار  خودش  به  مجرّد  درخواست  بندگان،  پاسخ  آنان  را  عهده‌دار گردید  و  گفت‌:  نزدیک  هستم‌...  و  نگفت‌:  دعا  را  مـی‌شنوم‌...  بلکه  در  پاسخ  دادن  به  ندا  و  دعا  شتاب  بکار  برد  وگفت‌:  

(أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ )

 د‌عای  د‌عاکننده  را  هنگامی  که  مرا  بخواند  پاسخ  می‌گویم‌...  

کار  حیرت‌انگیز  و  آیۀ  شگفت‌آوری  است‌...  آیه‌ای  است  که  به  دل  شخص  ایباندار،  شادابی  فرح  افزا  و  مهر  خوگرانه  و  خشنودی  آرام  بخش  و  اعتماد  و  یقین  می‌بخشد...  و  مؤمن  با  داشتن  اینها،  در  آستان  رضایت‌،  و  جوار  شادی  و  نشاط‌،  و  پناهگاه  امن  و  امان‌،  و  قـرارگاه  محکم  و  اسـتوار  می‌زید.

در  سایۀ  این  انس  محبّت آمیز،  و  نزدیکی  مـهربیز،  و  پاسخگوئی   الهام‌انگیز،  خداوند  بندگان  خویش  را  فرا  می‌خواند  تا  دعوت  او  را  بپذیرند  و  فرمانش  را  لبیّک  گو‌یند،  و  بدو  ایمان  داشته  باشند،  تا  شاید  این  امر  آنان  را  به  سوی  رشد  و  هدایت  و  صلاح  سوق  دهد:

(فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ) (١٨٦)

پس  دعوت  مرا  (‌با  ایمان  و  عباداتی  همچون  نماز  و  روزه  و  زکات‌...)  بپذیرنذ  و  به  من  ایمان  بـیاورند  تـا  آنان  راه  یابند  (‌و  با  نور  ایمان  به  مقصد  برسند)‌.

پس  آخرین  نتیجه  و  واپسین  ثمرۀ  پذیرش  فرمان  و  داشتن  ایمان  نیز  از  آن  ایشان  است‌که  عبارت  از  رشد  و  هدایت  و  صلاح  است‌.  چه  خداوند  از  جهانیان  بی‏نیاز  است‌.رشدی‌ که  ایما‌ن  آن  را  پدید  می‌آورد  و  پاسخگوئی  فرمان  الهی  دست  به  ایجادش  می‌یازد،  رشـد  حقیقی  است‌.  چه  راه  و  روش  خدایانه‌ای ‌که  الله  آن  را  برای  انسانها  برگزیده  است‌،  یگـانه  راه  و  روشی  است‌که  مترقيّانه  و  در  میانه  است‌.  آنچه  جز  آن  است‌،  جاهلیّت  و  دیوانگی  بشمار  است  و  مقبول  هیچ  شخص  راه  یافته  و  پیشرفته‌ای  نیست  و  به  تکـامل  و  تـرقّی  نمی‌انجامد.  وقتی  هم  باید  چشم  به  راه  قبول  دعای  بندگان  از  سوی  خدای  رحمان  شد که  آنان  به  فرمان  او گوش  فرا  دهند  و  اوامر  او  را  بپذیرند  و  راه  راست‌ گـیرند  و  راهیاب  و  رهنمون‌ گردند.  برایشان  نیز  لازم  است‌ که  او  را  به ‌کمک  بطلبند  و  در  بر‌آوردن  درخواست  خویش  شتاب  نورزند.  زیرا  خدا  است‌ که  به  درخواستشان  در  وقت  مناسبی‌ که  برابر  سنجش  حکیمانه‌اش  مشخّص  داشته  است  پاسخ  می‌گوید  و  دعایشان  را  اجابت  می‌فرماید.

ابوداود  و  ترمذی  و  ابن  ماجه  روایت  نموده‌اند  از  قول  ابن  میمون  -  با  اسنادی‌که  داشته  است  -  و  او  از  سلمان  فارسی  رضی الله عنهُ  نقل ‌کرده  اینکه  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌فرموده  است‌: 

 (إنّ الله تَعالى لَيَسْتَحْي أنْ يَبْسُطَ الْعَبْدُ إلَيْهِ يَدَيْهِ يَسْألُهُ فيهِما خَيْراً فَيَرُدَّهُما خائِبَتَيْنِ ).

خداوند  بزرگوار  شرم  دارد  از  اینکه  بنده  دو  دستش  را  به  سویش  بگستراند  و  از  وی  درخواست  کند  که  بدانها  نیکی  دارد  و  او  آنها  را  ناامید  برگرداند.

ترمذی  از  عبدالله  پسر  عبدالرحمن  دارمی  -  با  اسنادی  که  داشته  است  -  روایت  نموده  است  اینکه  پیغمبر  صلّی الله عليه وآْله وسلّم  فرموده  است‌:

(ما على ظهر الأرض من رجل مسلم يدعو الله عز وجل بدعوة إلا آتاه الله إياها , أو كف عنه من السوء مثلها , ما لم يدع بإثم أو قطيعة رحم " . )

بر  روی  زمین  شخص  مسلمانی  یافته  نمی‌شود  که  خدای  ذوالجلال  را  باری  به  یاری  طلبد  و  از  وی  چیزی  بخواهد  مگر  آنکه  خدا  آن  را  بدو  دهد،  یا  (‌اگر  دفع  بلا  و  رفع  مشکلی  را  از  وی  درخواست  کند،  آن  را  چاره  کند  و)  گرفتاری  و  بدی  را  همچنین  از  او  بدور  دارد،  مادام  که  خواستار  گناهی  یا  گسیختن  پیوند  خویشی  نشده  باشد.  در  صحیح  مسلم  و  بخاری  آمده  است‌که  رسـول  خدا صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌  فرموده  است‌:

(يستجاب لأحدكم ما لم يعجل . يقول:دعوت فلم يستجب لي) 

دعای  کسی  از  شما  پذیرفته  می‌شود  که  شتاب  نورزد.  (‌بدین  معنی  که‌)  بگوید:  دعا  کردم  و  نیاز  خواستم  اما  دعایم  پذیرفته  نشد  و  نیازم  برآورده  نگردید.

در  صحیح  مسلم  آمده  است‌که  از  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌روایت  است  که  فرموده  است‌:

(لا يَزالُ يُسْتَجابُ لِلْعَبْدِ ما لَمْ يَدْعُ بِإثم أوْ قَطيعَةِ رَحِمٍ ما لَمْ يَسْتَعْجِلْ).

 پیوسته  دعا  و  نیاز  بنده  پذیرفته  و  برآورده  میشود،  مادام  که  گناهی  یـا  گسیختن  پیوند  خویشاوندی  را  نخواهد  و  شتاب  نورزد.

بدو  عرض  شد:  ای  رسول  خدا صلّی الله عليه وآله وسلّم شتاب  کدام  است‌؟  فرمود:

(يقول:قد دعوت , وقد دعوت , فلم أر يستجاب لي , فيستحسر عند ذلك ويدع الدعاء  . )

بگوید:  من  که  دعا  کردم‌،  و  باز  هم  دعا  کردم  (‌و  نیازم  را  به  اصرار  بارها  طلبیدم‌)  ولی  ندیدم  که  از  من  پذیرفته  (‌و  نیازم  برآورده‌)  شود،  پس  بدین  هنگام  است  که  خسته  و  درمانده  گردد  و  دعا  كردن  را  رها  سازد.  (‌و  نیاز  خواستن  را  ترک  گوید)‌.

روزه‌دار  از  همۀ