ضان  به  پیش  عطا  رفتم‌،  دیدم‌ که  غذا  می‌خورد.  اوگفت‌:  ابن  عباس‌ گفته  است‌:  این  آیه  نازل  شد  و حکم  آیۀ  ییشین  را  منسوخ کرد  مگر  حکم  شـخص‌ کهنسال  را،‌که  او  می‌تواند  در  برابر  هر  روز  فقیری  را  خوراک  بدهد  و  روزه  نگیرد.  چه  حکم  نسخ  دربارۀ  شخص  سالم  غـیر  مسافر  با  آیۀ  زیر  ثابت  و  روشن  است‌:

(فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ)

پس  هر  که  از  شما  (‌فرا  رسیدن‌)  این  ماه  را  دریابد،  بـاید  که  آن  را  روزه  بدارد.

سپس  بار  دیگر،  شخص  سالم  غیرمسافر  بـه  ادای  این  فریضه  تشویق  و  ترغیب  می‌شود  و  بدو گوشزد  می‌گردد  که  این  فریضه‌،  روزۀ  ماه  رمضان  است‌:  ماهی  که  قرآن  در  آن  نازل  شده  است  -  بدین  معنی‌که  آغاز  نزول  قرآن  در  رمـضان  بوده  است‌،  و  یا  اینکه  بیشترین  بخشهای  آن  در  ماههای  رمضان  فرو  فرستاده  شده  است  -  قرآن  هم‌ کتاب  جاویدان  این  ملّت  است ‌که  آنان  را  از  تاریکیها  بیرون  آورده  است  و  به  سوی  نـور  رهنمون  کرده  است  و  ایشان  را  اینگونه  رشد  داده  و  تـرس  و  وحشتشان  را  به  امن  و  امان  بدل  نموده  و  در  زمین  استقرارشان  داده  است‌،  و  بدیشان  ارکان  و  اصول  خاصی  بخشیده  است‌که  با  چنگ  زدن  بدانها  بود که  برای  خو‌د  ملّتی  شدند گرچه  پیش  از  آن  چیزی  نبودند.  باز  هـم  این  ملّت  بدون  داشتن  و  تمسّک  بدانها  ملّتی  نخواهد  بود  و  نه  در  زمین  جائی  و  مقامی  خـواهـند  داشت  و  نـه  در  آسمان  یادی  و  نامی  از  ایشان  خواهد  رفت  و  یاری  و  مددی  بدیشان  خواهد  شد. کمترین  شکر  خدای  رحمان‌،  در  برابر  اعطاء  این  نعمت  سترگ  قرآن‌،  پاسخ  مثبت  دادن  به  روزۀ  ماهی  است‌که  قرآن  در  آن  فرو  فرستاده  شده  است‌:

(شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ . فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ، وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ)

 ماه  رمضان  ماهی  است  که  قرآن  در  آن  فرو  فرستاده  شده  است‌،  تا  مردم  را  راهنمائی  کند  و  نشانه‌ها  و  آیات  روشنی  از  ارشاد  و  هدایت  باشد  و  (‌میان  حق  و  باطل‌)  جدائی  افکند٠٠٠  پس  هر  که  از  شما  (‌فرا  رسیدن‌)  این  ماه  را  دریابد،  باید  که  آن  را  روزه  بدارد.  و  اگر  کسی  بیمار  یـا  در  سفر  باشد  (‌می‌تواند  ار  رخصت  استفاده  کند  و  روزه  ندارد  و)  چندی  از  روزهای  دیگر  را  (‌به  اندازۀ  آن  روزها  روزه  بدارد)‌.

این  آیه  است ‌که  بر  جای  است  و  رخصت  افطار  و  فدیه  را  از  شخص  سالم  غیر  مسافر  باز  مـی‌گیرد  و  آن  را  منسوخ  می‌نماید،  لیکن  رخصت  افطار  فدیه  را  -  چنانکه  قبلاً گفتیم  -  برای  پیر مرد  و  پیر زن‌،  محفوظ  و  مصون  می دارد:

(فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشّهْرَ فَلْيَصُمْهُ)

پس  هر  که  از  شما  (‌فرا  رسیدن‌)  این  ماه  را  دریابد،  باید  که  آن  را  روزه  بدارد.

یعنی  هرکه  از  شما  در  این  ماه  حضور  به  هم  رسانید  و  مسافر  نبود.  یا  هرکه  از  شما  هلال  این  ماه  را  دید.  کسی  که  به  هر  وسيلۀ  دیگری  از  رؤیت  ماه  یقین  حاصل ‌کند،  از  لحاظ  واجب‌گشتن  روزه  در  روزهای  رمضان  بر  او،  همچون‌ کسی  محسوب  است‌ که  خودش  ماه  را  مشاهده  کرده  باشد.

بر‌ای  بار  سرم  تشویق  و  تر‌غیب  در  مورد  ادای  فریضه‌،  به  میان  می ‌آید،  و  رحمت  و  رأفت  خدای  رحمان  نهان  در  تکليف  و  رخصت  بطور  یکسان‌،  بیان  می‌گردد:

(يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ )

خداوند  آسایش  شما  را  می‌خواهد  و  خواهان  زحمت  شما  نیست‌.

این  آسانی‌،  قاعدۀ  بزرگی  در  همۀ  تکـالیف  ایـن  دین  است‌.  چه  عقیدۀ  اسـلام  آسان  است  و  سختی  در  آن  نیست‌.  این  آیه  به  دلی‌که  آن  را  چشیده  و  فهمیده  باشد،  الهام  می‌کند که  در  همۀ  زندگی  سادگی  و  آسانی  را  پیشه  سازد،  و  نفس  مسلمان  را  در  قالب  ويژه‌ای  از  سترگی  و  وقار  قالب ریزی  می‌کند که  در  آن  نه  از  دشواری  خبری  است  و  نه  از  پیچیدگی  اثری‌.  سترگی  و  وقاری  است‌ که  همۀ  تکاليف  و  فر‌ائض  و  همۀ ‌کوششها  و  تلاشهای  زندگی  مجدّانه‌،  با  بودن  آن  انجام  می‏‎یابد  و  گوئی  از  نظر  آرامی  و  استواری  و  خشنودی‌،  بستر  آب  روا‌ن  است  یا  خود  رویش  درخت  سر  به  فلک  سایان‌.  با  حفظ  این  آرامش  و  اطمینان‌،  پیوسته  با  رحمت  و  رأفت  خدا  آشنا  است  و  همیشه  میل  او  را  به  آسانگیر‌ی  نه  سختگیری  بر  بندگان  با  ایمانش‌،  در  پیش  دیدگان  می‌دارد  و  بر  صفحۀ  خاطر  می‌نگارد.

خداوند  روزه  را  برای  مسافر  و  مریض  در  روزهای  دیگری  قرار  داده  است‌،  تا  شخص  مضطرّ  بتواند  تعداد  روزهای  ماه  را تکمیل ‌کند  و  در  نتیجه  پاداش  آنها  از  دستش  نرود:

(وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ )

تا  تعداد  (‌روزهای  رمضان‌)  را  کامل  گردانید...

بنابر‌این‌،  روزه  نعمتی  است‌که  شایان  این  است  در  برابر  آن  خدا  را  حمد  و  ثنا  و  شکر  و  سپاس‌ گفت‌:

(وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ) (١٨٥)

تا  خدا  را  بر  اینکه  شما  را  (‌به  احکام  دین  که  مایۀ  سعادت  است‌)  هدایت  کرده  است‌،  بزرگ  دارید  و  تا  اینکه  (‌از  همۀ  نعمتهای  او  سپاسگزاری  کنید.

این  هدفی  است  از  اهداف  فریضه‌...  اینکه  کسانی  کـه  ایمان  آورده‌اند  به  ارزش  هدایتی  که  خدا  برایشان  سهل  و  آسان‌ کرده  است  پی  ببرند  آنان  اثر  چنین  هدایتی  را  در  درون  خویش  به  هنگام  روزه‌داری  پیش  از  هر  وقت  دیگر‌ی  احساس  می‌کنند.  روزنۀ  دلهایشان  بر  روی  اندیشۀ  بزهکاری  بسته  ا‌ست‌،  و  همۀ  اندامـهایشان  از  اقدام  به‌گناه  دوری  ورزیده  است‌.  آنان  هدایت  را  حس  و  لمس  می‌کنند.  پس  باید  بر  این  هدایت‌،  خدا  را  بزرگ  دارند  و  حمد  و  ثنایش  را  به  جای  آرند،  و  او  را  بر  این  نعمت‌،  شکر  و  سپاس‌ گویند.  و  باید  با  انجام  این  طاعت  و  عبادت‌،  دلهایشان  به  سوی  او  برگردد  و  خدا  جوید  و  خدا گوید.  همانگو‌نه  در  سرآغاز  سخن  از  روزه  بدیشان  فرمود:

(لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ )

باشد  که  پرهیزگاری  کنید  و  راه  تقوی  گیرید.

بدینگو‌نه  در  این  تکلیفی‌ که  نخست  برا‌ی  جسمها  و  نفسها  سخت  به  نظر  می‌رسد،  منّت  خدا  پدیدار  می‌آید،  و  هدف  تربیتی  آن  هویدا  می‌گردد.  و  بدین  وسیله  آن  آمادگی ‌که  در  فراسوی  چنين  تکلیفی  نهفته  است  آشکار  می‌شود  و  ملّتی  بدان  مجهّز  می‌گردد که  پا  به  عـرصۀ  حیات  نهاده  است  تا  نقش  عظیمی  راکه  بر  عهده  دارد  اداء  نماید،  بگونه‌ای  که  تقوی  و  پرهیزگاری  آن  را  حراست  کند  و  نگهبانی  و  دیده‌بانی  الهی  و  حسـاسیّت  وجدان‌،  پاسبان  آن  باشد.

*

پیش  از  آن ‌که روند گفتار،  احکام  مـفصّلی  را  دربارۀ  اوقات  روزه  و  حدود  افطار  و  امساک  بیان  دارد،  نگاه  شگفتی  