 رمضان  به  سوی  مکّه  حرکت  کرد،  و  او  و  مردمان  تابه  (کراع  الغـمیم‌)  رسیدند  روزه  بودند.  سپس  لیوانی  آب  خواست  و  آن  را  بلندکرد  تا  مردمان  آن  را  دیدند،  آ‌نگاه  آب  را  نوشید.  مدّتی  بعد  از  آن  بدو  عرض  شدکه ‌برخـی  از  مردم  روزه‌اند.  فرمود:  (أولئك العصاة . أولئك العصاة) آنان  سرکشانند،  آنان  سرکشانند.  (‌مسلم  و  ترمذی  آن  را  روایت  نموده‌اند)‌.

٢  -  از  انس رضی الله عنهُ  روایت  شده  است‌که‌ گفته  است‌:  با  پیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم  در  سفری  بودیم.  بعضی  از  ما  روزه‌دار  بودند  و  برخی  روزه‌دار  نبودند.  در  روز گرمی  در  جائی  فرود  آمدیم‌.  کسانی‌ که  از  همه  بیشتر  از  سایه  خوردا‌ر  بودند،  آنانی  بودند که  جامه‌ای  با  خود  داشتند،  و  برخی  نیز  دست  خود  را  همچون  سایه‌بانی  بالای  سرشان  می‌گرفتند  تا  از  گزند  آفتاب  در  امان  مانند.  روزه‌داران  از  پای  افتادند  و  آنانی  که  روزه‌دار  نبودند  بر  جای  ماندند.  پس  چادرهائی  بپا کردند  و  سـواران  را  آب  دادند.  سپس  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  فرمود:

(ذهب المفطرون اليوم بالأجر )

روزه  خورندگان  امروز  اجر  را  بردند.  (‌شيخين  و  نسـائی  آن  را  روایت  نموده‌اند)‌.

٣  -  از  جابر  رضی الله عنهُ  روایت  شده  است‌که‌ گفته  است‌:  پیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم  در  سفری  بود.  مردی  را  دید که  مردمان  پیرامون  اوگرد  آمده‌اند،  و  سایه‌بانی  برای  او  ساخته  شده  است‌.  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  فرمود:  (لَيْسَ مِنَ الْبِرِّ الصُّوْمُ في السَّفَرِ) روزه  داری  در  سفر  نیک  نیست‌.

(‌مالک  و  شیخین  و  ابـوداود  و  نسائی  آن  را  روایت  نموده‌اند)‌.

4-  از  عمرو  پسر  امیه  ضمری  رضی الله عنهُ  روایت  است‌که  گفته  است‌:  از  سفری  به  پیش  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌برگشتم‌.  پس  فرمود:  ای  ابوامیّه‌،  منتظر  غذا  ميمانیم‌.  گفتم‌:  ای  رسول  خدا  من  روزه‌ام‌.  گفت‌:  در  این  صورت  دربارۀ  مسافرت  تو  را  با  خبر کنم‌:  (إنَّ اللهَ تعالى وَضَعَ عَنْهُ الصِّيامَ وَنِصْفَ الصَّلاةِ) خدا  از  مسـافر  روزه  و  نصف  نماز  را  ساقط  کرده  است‌.  (‌نسائی  آن  را  روايت  كرده  است‌)‌.

5-  از  مردی  از  فرزندان  عبدا‌لله  پسر کعب  پسر  مالک  به  نام  انس  ابن  مالک  روایت  است‌که‌ گفته  است‌:  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم فرموده  است‌:  (إن الله تعالى وضع شطر الصلاة عن المسافر وأرخص له في الإفطار وأرخص فيه للمرضع والحبلى إذا خافتا على ولديهما) خد‌اوند  بزرگوار  نیمی  از  نماز  را  از  مسافر  ساقط  کرده  است  و  بدو  اجازه  داده  است  که  افطار  کند،  و  اجازه  داده  است  که  زن  شیرده  و  زن  آبستن  اگر  بر  فرزند  خود  بیمناک  باشند،  روزه  را  بخورند.  (‌اصحاب  سنن  آن  را  روایت  نموده‌اند)‌.

  ٦  -  از  عائشه  -  رَضِیَ الله‌‌عَنْها  -‌روایت  است‌که‌ گفته  است‌:  حمزه  پسر  عمرو  اسلمی  رَضِیَ الله عنهُ  از  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  دربارۀ  روزه  در  حال  سفر  سؤال  کرد.  (‌این  شخص  خود  بسیار روزه  می‌گرنت‌)‌.  فـرمود:  (إن شئت فصم , وإن شئت فأفطر) اگر  خواستی  روزه  را  می‏گيری،  و  اگر  خواستی  روزه  را  می‌خوری‌.

(‌مالک  و  شیخین  و  ابوداود  و  ترمذی  و  نسائی‌،  آن  را  روایت  نموده‌اند)‌.

در  روایت  دیگری  آمده  است  که  او  برای  روزه‌ گرفتن  زرنگ  بود.

7-  از  انس  رَضِی الله عنهُ  روایت  است‌که ‌گـفته  است‌:  با  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  بودیم.  برخی  از  ما  روزه‌دار  بودند  و  برخی  روزه‌دار  نبودند.  نه  روزه‌دار  بركسی  رخنه  می‌گرفت  که  روزه‌دار  نبود،  و نه  کسی  که  روزه‌دار  نبود،  روزه‌دار  را  سرزنش  می‌کرد.(‌مالک  و  شیخین  و  ابوداود  آن  را  روایت  نموده‌اند)‌.

  ٨  -  از  ابودرداء رَضی الله عنهُ  روایت  است‌که‌ گفته  است  با  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآْه وسلّم در  رمضان  به  هنگام  گرمای  سختی‌،  به  مسافرت  رفتیم‌.  هوا  تا  آن  اندازه‌ گرم  بود که  برخی  از  شدّت ‌گرما  دستشان  را  بـالای  سرشان  می‌گذاشتند.  روز٥‌داری  غیر  از  ییغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  ابن رواحه   رضی الله عنهُ  در  میان  ما  نبود.  (‌شیخین  و  ابوداود  آن  را  روایت  کرده‌اند)‌. 

 ٩  -  از  محمد  پسر کعب  روایت  است‌که ‌گفته  است‌:  در  رمضان  پيش  انس  پسر  مالک  رَضی الله عنهُ  رفـتم،  و  او  آمادۀ  سفر  بود،  و  وسیلۀ  سواری  او  زین  شده  بود،  و  او  لباس  سفر  به  تن‌ کرده  بود.  خوراك  خواست  و  از  آن  خورد.  پس  بدو گفتم‌:  آیا  سنّت  است‌؟ ‌گفت‌:  بلی.  سپس  سوار  شد.  (‌ترمذی  آن  را  روایت  نموده  است‌)‌.

١٠  -  از  عبید  پسر  جبیر  روایت  است‌که‌ گفته  است‌:  من  با  ابوبصرۀ  غفاری  -  ی  از  اصحاب  رسول  خدا صلّی الله عليه وآله وسلّم در  ماه  رمضان  در  یک ‌کشتی  فسطاطی  بودم.  همین ‌که  کشتی  راه  افتاد،  غذایش  را  پیش ‌کشید  وگفت‌:  بیا  پیش.  گفتم‌:  مگر  خانه‌ها  را  نمی‌بینی‌؟  گفت‌:  آیا از  سنّت  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌روگردانی‌؟  پس  او  خورد  و  من  هم  خوردم‌.  (‌ابوداود  آن  را  روایت  نموده  است‌)‌.

١١  -  از  منصو‌ر کلبی  روایت  است‌کـه‌:  دحیه  پسر  خلیفه  رضی الله عنهُ  از روستائی  از روستاهای  دمشـق  در  ماه  رمضان  بيرون  رفت ‌که  فاصلۀ  آن  به  اندازۀ  فاصلۀ  روستای  عقبه  تا  فسطاط  می‌شد،‌که  مسافت  آن  سه  میل  (‌=  یک  فرسخ‌)  است‌.  پس  او  افـطارکرد  و  مردمان  زیادی  با  او  افطار  نمودند.  بعضی  هم  نپسندیدند که  افطار کنند.  وقتی‌که  به  روستای  خود  برگشت  گفت‌:  به  خدا  سوگند،  امروزکاری  را  مشاهده‌ کردم ‌که  فکر  نمی‌کردم  آن  را  بینم.  مردمانی  از  رهنمود  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم و  اصحاب  او  روگردان  شده‌اند.  پروردگارا  مرا  بمیران  و  به  سوی  خود  برگردان!

(‌ابوداود  آن  را  روایت  نموده  است‌)‌.

همۀ  این  احادیث‌،  بخشایشگر‌انـه  و  ساده  به  پذیرش  رخصت  افطار  در  سفر  اشاره  می‌نمایند،  و  تمسک  بدان  را  برتر  و  نیکوتر  می‌دانند.  در  این  باره  وقوع  مشقّت  و  بودن  رنج  را  نیز  شرط  افـطار  و  استفادۀ  از  رخصت  بشمار  نمی‌آورند  چنانکه  دو  حدیث  آخر  خصوصاً  بدین  امر  اشاره  می‌نمایند.  اگر  هم  حدیث  هشتم  اشاره  دارد  به  اینکه  تنها  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌و  عبدالله  پسر  رواحه  با  وجود  مشقّت  روزه  می‌گیرند،  او  ویژگیهائی  در  عبادت  داشت‌که  اصحابش  از  آن  معاف  بردند.  از  آن  جمله‌،  دیگران  را  از  روزه‌داری  به  گونه‌ای  که  شبانه  چیزی  خورده  نشود  و  دو  و  یا  چـند  روز  بدون  افطار  روزه  گرفته  شود،  نهی  می‌فرمود،  در  صورتی‌ که ‌گاهی  خود  چنین  می‌کرد.  وقتی‌که  در  این  باره  از  او  سوال  می‌شود،  پاسخ  می‌فرمایند که‌:         

(إني لست مثلكم , إني أظل يطعمني ربي ويسقيني) 

من  مـانند  