بات  و  عبادات،  آماده  ساختن  این  موجود  بشری  است  برای  انجام  وظیفه  و  اجراء  نقشی‌ که  در  روی  زمین  بر  عهدۀ  او  است‌،  و  مهیّا  و  مجهزّ  نمودن  انسان  برای  رسیدن  به ‌کمالی  است‌ که در  دنیای  دیگر  برای  او  تهیّه  دیده  شده  است‌...  با  وجود  این  من  دوست  نمی‌دارم  که  آنچه  را  مشاهده  و  تجربه‌،  پرده  ازآن  برمی‏دارد  و  یا  فوائدی  راکه  واجبات  و  رهنمودها  دربردارد  و  علم  و  دانش  آنها  را کشف  و  پدیدار  می‌نماید  نفی  و  انکار کنم‌.  چون  آنچه  از  دیدنیها  و  دانستنیها  برمی‌آید  این  است‌که  خداوند  در  هر  آنچه  بر  انسان  فرض ‌کرده  و  او  را  به  انجام  آن  خوانده  است  مراعات  حال  او  را  در  نظر  داشته  است  و  به  خاطر  لطف  تدبیری  است‌که  در  سراسر  پیکره    سرشت  او  تعبیه  فرموده  است‌.  لیکن  فلسفۀ  تکلیف  الهی  را  نیز  تنها  به  چیزی  محدود  و  محصور  نمی‌دانم ‌که  علم  به‌کشف  آن  نائل  می‌شود  و  پرده  از راز آن  به‌کنار  می‌کشد.  زیرا  جولانگاه  علم  و  د‌انش  محدود  است  و  نمی‌تواند  همۀ ‌گوشه  و کنار  و  راز  و  رمزی  راکه  خدا  این  موجود  بشری  را  با  آن  تمرین  می‌دهد و آمادۀ  کارزار  زندگانیش  می‌سازد  دریابد  و  به  همۀ  زوایای  درون  او  سرک ‌کشد،  و  یا  اینکه  با  فلسفۀ  الهی  سرشته  در  این  جهان  و  قوانین  جاری  در  پیکرۀ ‌کائنات  آشنا  شود  و  به كنه  و  ماهيّت  آن  پی  ببرد:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (١٨٣)

أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (١٨٤)

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ) (١٨٥)

ای  کسانی  كه  ایمان  آورده‌اید،  بـر  شـما  روزه  واجب  است  همانگونه  که  بر  کسانی  که  پيش  از  شما  بوده‌اند  واجب  بوده  است‌،  تا  باشد  که  پرهیزگار  شـوید.  (‌روزه  در  چند  روز  معیّن  و  اندکی  است‌،  و  کسانی  کـه  از  شما  بیمار  یا  مسافر  باشند  اگر  افطار  کردند  و  روزه  نگرفتند  به  اند‌ازۀ  آن  روزها)  چند  روز  دیگری  را  روزه  می‌دارند،  و  بر  کسانی  که  توانائی  انجام  آن  را  نـدارند  (‌همچون  پیران  ضعیف  و  بـیماران  همیشگی  و  کارگرانی  کـه  سالیانه  پیوسته  بـه  کارهای  سختی  مانتد  استخراج  زغال  سنگ  اشتغال  دارند  و  زندانیان  محکوم  به  اعمال  شاقه‌ای  که  پیوسته  به  کار  سنگین  و  طاقت‌فرسا  وادار  می‌گردند)  لازم  است  کفّاره  بدهند،  و  آن  خوراک  مسکینی  است  (‌از  خوراک  متوسطی  که  به  خانوادۀ  خود  می‌خورانید  و  باید  در  برابر  هـر  روزی  یک  خوراک  میانه‌ای  که  بتواند  به  طور  معتدل  مسکین  را  سیر  کند  بپردازید)  و  هر  كه  كار  خیر  را  پذیرا  شود  (‌و  بـر  مقدار  فدیه  بیفزاید،  و  یا  علاوه  از  روزۀ  فرض‌،  روزۀ  سنّت  نیز  بگیرد)  برای  او  بهتر  است  و  روزه  داشتن  برای  شما  خوب  است  اگر  (‌حقائق  و  نکات  عبادات  را)  بدانید  (‌و  آن  چند  روز  معیّن  و  اندک‌)  ماه  رمضان  است  که  قرآن  در  آن  فرو  فرستاده  شده  است  (‌و  آغاز  به  نزول  نموده  است  و  در  مدت  ٢٣سال  تدریجاً  به  دست  مردم  رسیده  است‌)  تا  مـردم  را  راهنمائی  کند  و  نشانه‌ها  و  آیـات  روشنی  از  ارشاد  (‌به  حق  و  حقیقت‌)  باشد  و  (‌میان  حق  و  باطل  در  همۀ  ادوار)  جدائی  افکند.  پس  هر  که  از  شما  (‌فرا  رسیدن‌)  این  ماه  را  دریابد،  (‌چه  خودش  هـلال  را  رؤیت  کند  و  چه  با  دیدن  دیگران  فـرا  رسیدن  رمضان  ثابت  شود)  باید  که  آن  را  روزه  بدارد.  و  اگر  کسی  بیمار  یا  در  سفر  باشد  (‌می‌تواند  از  رخصت  استفاده  کند  و  روزه  ندارد  و)  چندی  از  روزهای  دیگر  را  (‌به  اندازۀ  آن  روزها  روزه  بدارد)‌.  خداوند  آسایش  شما  را  می‌خواهـد  و  خواهان  زحمت  شما  نیست‌،  و  (‌خداوند  ماه  رمضان  و  رخصت  آن  را  برای  شما  روشن  داشته  است‌)  تا  تعداد  (‌روزهای  رمضان‌)  را  به  اتمام  بـرسانید  و  خدا  را  بر  اینکه  شما  را  (‌به  احکام  دین  که  سعادتتان  در  آن  است‌)  هـدایت  کـرده  است  بزرگ  داریـد  و  تا  اینکه  (‌از  هـمۀ  نعمتهای  او)  سپاسگزاری  کنید.

خداوند  سبحان  می‌داند  که  تکالیف  کاری  است‌که  نفس  بشری  در  آن‌ نیازمند  یاری  و  تشویق  و ترغیب  است  تا  به  انجام  آن  برخیزد  و  بدان  پاسخ‌ گوید،  این  نیاز  نفسانی 

 حتی  در  تکلیفی‌که  حکمت  و  سود  فراوانی  هم  در  بر  داشته  باشد،  به  جای  خود  باقی  است‌.  چنین  نیازی  تا  آن  زمان  برقرار  خواهد  بودکه  نـفس  به  تکلیف  قانع  و  راضی  خواهد  شد.

از  اینجا  است‌که  تکلیف  با  چنین  نداء  دوست  داشـتنی  خطاب  به  مؤمنان  آغاز  می‌شود که  در  آن  حقیقت  اصیل  آنان  گوشزد  می‌گردد.  سپس  بعد  از  نداء  دادن  آنان  بدان  شیوه‌،  برایشان  بیان  می‌داردکه  روزه  فریضۀ  قدیمی‌،  و  در  هر  دینی  بر  باورمندان  به  خدا  واجب  بوده  است‌،  و  نخستین  هدف  روزه  آماده  ساختن  دلهای  مؤمنان  برای  پذیرش  تقوی  و  شفّافیّت  و  حساسیّت  و  ترس  از  خـدا  است‌:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ) (١٨٣)

ای  کسانی  که  ایمان  آورده‌اید  بر  شما  روزه  واجب  است  همانگونه  که  بر  کسانی  که  پپش  ازشما  بوده‌اند  واجب  بوده  است  تا  باشد  که  پرهیزگار  شوید.

بدین  منوال  هدف  بزرگ  روزه‌ که  تـقوی  است  نمایان  می‌شود.  چه  تقوی  است ‌که  در  دلها  بیدار  می‌گردد  و  این  فریضه  را  محض  اطاعت  از  خدا  و  فداکاری  برای ‌کسب  رضایت‌الله‌،  انجام  می‌دهد.  تقوی  است  که  چنین  دلهائی   را  از  تباه ‌کردن  روزه  به  وسیلۀ  انجام ‌گناه  نگاه  می‌دارد،  هر  چند  چنین‌ گناهی  آن  چیزی  باشد که  تنها  بر  دل  می‌گذرد.  مخاطبان  این  قرآن‌،  مقام  تقوی  را  در  پیشگاه  خدا  و  ارزش  آن  را  در  ترازوی  او  می دانند.  از  اینجا  است  که  روند  گفتار  در  برابر  دیدگانشان  هدف  تابان  و  رخشانی  را  بالا  می برد  تا  از  راه  رو‌زه  بدان  رو کنند: 

 (لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)

تا  باشد  که  پرهیزگار  شوید.
سپس  بار  دوم  ‌برمی ‌گردد  و  به  بیان  روزه  مـی‌پردازد  و  می‌گوید که  رو