ْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الألْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (١٧٩) 

به دنبال وصيّت باز هم اشاره اي به تقوي و پرهيزگاري می گردد:

كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ )(١٨٠)

و  بعد  از  سخن  از  روزه  نیز  اشاره‌ای  به  تقوی  و  پرهیزگاری  است‌: 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (١٨٣)

سپس باز هم بعد از سخن از اعتكاف در پايان سخن از احكام روزه به تقوی و پرهيزگاري اشاره مي شود:

(تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ )(١٨٧)

گذشته  از  اینها  پیروهای  اندک  دیگری  در  درس  دربارۀ  معنی  تقوی  و  پرهیزگاری  و  زنده  نگاهداشتن  یاد  خدا  در  دلها و تقويت  حسّ  خداشناسی  در  اذهان‌،  در  میان  است  و  میدان  را  خالی  نمی‌کنند.  این  است‌که  می‏‎بینیم  این  چنین  ییروهائی  می‌آید:

(وَلِتُكَبِّرُوا فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ) (١٨٦) ( اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ )(١٨٥) (أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) (٢٤٤)...(إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ )(١٧٣)

 این  جرّ  مقال  نظرها  را  متوجّه  حقیقت  این  دین  می‌کند...  و  می‌نمایاند  که  دین  اسلام  وحدت  جداناشدنی  است‌...  دستورهای  نظام  اجتماعی  و  ارکان  قانونگذاری  و  آداب  عبادت  پر‌ستش  اسلام‌،  همه  و  همه  از  عقیدۀ  نهفته  در  خودش‌،  بیرون  می‌تراود،  و  همه  و  هـه  از  جهان‌بینی ‌کلّی  و  جامعی ‌که  این  عقیده  به  وجودش  می‌آورد  سرچشمه  می‌گیرد،  و  همه  و  همه  با  رشتۀ  یکتائی  به  خدا  می پیوندد  و  استوار  می‌گردد،  و  همه  و  همه  سرانجام  به  هـدف  یکتائی  منتهی  می‌شود  که  عبادت  است‌:  عبادت  خدای  یگانه‌.  خدائی ‌که  آفریده  است  و  روزی  داده  است  و  مردمان  را  در  این  مملکت  زمین  جانشین‌ کـرده  است‌،  جانشینی  مشروط  به  این  شرط‌:  اینکه  او  را  به  یگانگی  بشناسند،  و  تـنها  او  را  بپرستند  و  عبادت‌کنند،  و  جهان‌بینی  و  قوانین  و  مقرّرات  خود  را  تنها  از  او  بخواهند  و  برگيرند.

این  درس  همراه  با  مجموعۀ  موضوعهائی‌ که  دربردارد،  و  پیروهائی‌که  متضمّن  آن  است‌،  نمونۀ  بارز  و  آشکار  این  پیوستگی  در  این  دین  مبین  است‌.

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأنْثَى بِالأنْثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ (١٧٨)وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الألْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)(١٧٩)

ای  کسانی  که  ایمان  آورده‌اید،  دربارۀ  کشتگان‌،  (‌قانون  مساوات  و  دادگری‌)  قصاص  بر  شما  فرض  شده  است  (‌و  باید  در  آن  کسی  را  به  گناه  دیگری  نگرفت  و  بلکه‌)‌:  آزاد  در  بـرابر آزاد،  و  برده  در  بـرابر  برده‌،  و  زن  در  برابر  زن  است‌.  پس  اگر  کسـی  (‌از  جنایتش‌)  از  ناحیۀ  برادر  (‌دیـنی‌)  خود  گذشتی  شد  (‌و  یکی  از  صـاحبان  خون‌،  کشنده  را  بخشید  و  یا  حکم  قصاص  تبدیل  بـه  خونبها  گردید،  از  سوی  عفو  کننده‌)  بـاید  نیک  رفتاری  شود  و  (‌سختگیری  و بدرفتاری  نشود،  و  از  سوی  قاتل  نیز  به  ولی  مقتول  پرداخت  با  نیکی  انجام  گیرد  (‌و  در  آن  کم  و  کاست  و  سهل‌انگاری  نباشد)‌.  این  (‌گذشت  از  قاتل  و  اکتفاء  به  دیۀ  مناسب‌)  تخفیف  و  رحمتی  است  از  سوی  پروردگارتان‌.  پس  اگر  کسی  بعد  از  آن  (‌گذشت  و  خشنودی  از  دیه‌)  تجاوز  کند  (‌و  از  قاتل  انتقام  بگیرد)  او  را  عذاب  دردناکی  خواهد  بود.  ای  صاحبان  خرد  برای  شما  در  قصاص  حیات  و  زندگی  است  (‌بنابر  مصلحت  و  حکمتی  که  در  آن‌،  و  دقائق  و  نکاتی  که  در  همۀ  احکام  است‌.  این  است  که  قانون  قصاص  را  بـرای  شما  وضع  کردیم  تا  از  تجاوز  و  خونریزی  بپرهیزید  و)  باشد  که  تقوی  پیشه  کنید.

نداء  خطاب  به  کسانی  است‌که  ایمان  آورده  باشند...  با  صفتی  بانگ  زده  می‌شوند که  مقتضی  دریافت  تانون  قصاص  از  جانب  خدائی  است  که  بدو  ایمان  آورده‌اند.  او  ایشان  را  ندا  می‌دهد  تا  باخبرشان  سازد  به  اینکه  خدا  است ‌که  قانون  قصاص‌ کشتگان  را  با  تـفصیلی‌ که  در  آیۀ  نخست  آمده  است  بر  آنان  واجب ‌گردانده  است‌.  در  آیۀ  دوم  حکمت  این  قانون  را  روشن  می‌کند  ونیروی  فهم  و  اندیشه  را  در  آنان  بیدار  می‌سازد  تا  متوجّه  چنین  راز  و  حکمتی‌ گردند،  و  احساس  تقوی  و  پـرهیزگاری  را  در  دلهایشان  به  جوش  و  خروش  می‌اندازد که  مایۀ  امن  و  امان  و  اساس  صلح و صفا درجولانگاه‌ کشتگان و  قصاص  است‌.

قانونی‌که  آیه  آن  را  روشن  می‌دارد  این  است‌که‌:  به  هنگام  قصاص‌کشتگان  -  در  حالت  عمد  -  آزاد  در  برابر  آزاد،  و  بنده‌ در  برابر  بنده،  و  زن  در  برابر  زن‌،‌کشته  می‌شود.

(فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ )

پس  اگر  کسی  (‌از  جنایتش‌)  از  ناحیۀ  برادر  (‌دینی‌)  خود  گذشتی  شد  (‌و  یکی  از  صاحبان  خون  کشنده  را  بخشید،  و  یا  حکم  قصاص  تبدیل  به  خونبها  گردید،  از  سوی  عفو  کننده‌)  باید  نیک  رفتاری  شود  و  (‌سختگیری  و بدرفتاری  نشود،  و  از  سوی  قاتل  نیز  به  ولی  مقتول  باید)  پرداخت  با  نیکی  انجام  گیرد  (‌و  در  آن  کم  و  کاست  و  سهل‌انگاری  نباشد)‌.

چنین  عفو  و گذشتی  وقتی  خواهد  بود که  صاحبان  خون‌،  بجای  کشتن  جنایتکار،  دیه  را  بپذیرند.  هنگامی  که  صاحب  خون‌،  دریافت  دیه  را  قبول‌کرد  و  بدان  راضی  گردید،  واجب  است  دیه  را  به  خوبی  و  خشنودی  و  صمیمانه  بخواهد.  و  بر  قاتل  یا  ولی  او  واجب  است ‌که  زیبا  و  نیک  و کامل‌،  دیه  را  بپردازد.  تا  دلها  صفا  و  پیوند  یابد،  و  زخمهای  درون  مرهم  شود  و  بهبودی  حاصل‌کند،  و  پیوند  برادری  میان  بقیّۀ  زندگان  تقویت‌ گردد.

(ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ )

این  (‌گذ‌شت  از  قاتل  و  اکتقاء  به  دیۀ  مناسب‌)  تخفیف  و  رحمتی  است  از  سوی  پروردگارتان‌.

قانون  قصاصی  بدینگو‌نه  برای  بنی‏اسرائیل  در  تورات  نبود  و  این  آزادی  را  نداشتند  بلکه  چنین  قانونی  برای  ملّت  اسلامی‌گذارده  شده  است  تا  به  هنگام  سـازش  و  رضایت  و  صلح  و  صفا،  وسیلۀ  ماندگاری  جانها گردد: 

 (فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ )(١٧٨)

پس  اگ