رورت تـقریب معنی و تبسیط آن به شیوه‌ی مطلوب و مرغوب برای اذهان جوان بوده‌است‌. (سید قطب‌) در تفسیر قرآن، مفسری موفق است‌. اندیشه‌ی روشن و ذهن دقیق او عمق آیات ‌کریمه را دریافته است و نیز با روشنی و دقت تمام‌، خواننده را در جریان مفاهیم قرآن قرارداده است.

تفسیر (في ظلال‌القرآن‌) در سی جزء - به عدد اجزاء قرآن‌کریم - و در حجم متوسط چاپ شده‌است و تاکنون چندین بار تجدید چاپ گردیده و در ده‌ها هزار نسخه در جهان اسلامی توزیع گشته‌است‌... چاپهای مکرر این تفسیر، مانند دیگر آثار سید قطب نشـانه‌ی استقبال درخشانی است که به طورکلی در جهان اسلامی کشورهای تازه زبان ازکتابهای او شـده‌است زیرا آنچه این نویسنده‌ی دانشـند و شهید نوشته‌است‌، حاصل اندیشه‌ی تند و صفای روح بلند و دقت و رقت عبارات و قوت و حدت زبان و شور و هیجان ضمیر و وجدان عاصی و انقلابی اوست‌.

شمول و جامعیتی‌که در افکار (سید قطب‌) وجود دارد، دربرگیرنده‌ی شمول و جامعیت اسلامی است‌که (سید) آن را بررسی نـموده‌است و حقایق آن را در همه‌ی آثار خودگنجانیده و در همه‌ی سخنرانیهای خود بازگو کرده‌است‌، امـا در بـرگیرنده‌ی کلیت مـحتوای بزرگ اسلام‌، تفسیر جدید (في ظـلال‌القرآن‌) است‌.(سید قطب‌) در جلد دوم (في ظلال‌القرآن‌) می‌نویسد: (قرآن‌کتاب کاملی از لحاظ موضوع و هدف آن است‌. هدف قرآن هدفی بزرگتر از علم نظری مجرد یـا تـنها تطبیق و تحقق عملی است‌. علم و بحث در آن‌، خاصیتی از خواص عمل انسانی است‌. قرآن بر آن است‌که خود این انسان را بسازد. شخصیت و ضمیر و وجود او را بنا کند. همچنانکه بر آن است تا آن جامعه‌ی انسانی راکه اجازه می‌دهد چنین انسـانهایی نـیروهای خود را در خدمت انسانیت نهند، بر پای دارد. پس از پدید آمدن چنین انسانی و چنین اجتماعی‌که به او اجازه به کارگیری نیروهایش را می‌دهد، عقل و خرد او را آزاد مــی‌گذارد تـا تـاب و توان خود را بیازماید و در زمینه‌های علم و بحث و تجدید و تـجدد و نوآوری، قریحه آزمایی کند...)

بدیهی است‌که مقصود از نوآوری، بدعت نیست‌. 
اینک به عنوان مشت نمونه‌ی خروار، چند نمونه از چگونگي تفسیر سید قطب را به اختصار در اینجا یـاد می‌کنیم تا مقیاس و معیاری برای سنجش آن با دیگر تفسیرهای قرآن به دست داده ‌باشیم‌.

(سید) با تفسیر سوره (فاتحه‌) که فقط دارای هفت آیه است‌،‌کار خود را آغاز می‌کند و می‌نویسدکه همین هفت آیه‌،‌ کلیات عقیده‌ی اسلامی را در بر دارد: اقرار به ربانیت مطلقه‌ی خداوند بر جهانیان و اینکه پیوند میان خدا و بنده‌اش رحم و شفقت ثابت و تجدیدشونده است‌، و اینکه او مـالک و زمامدار امور در ( يَوْمِ الدِّينِ ) یا روز رستاخیز و پیش از آنست و نتیجه‌ی همه اینها اینست‌که بر هیچ‌کس شایسته نیست‌که جز او را بپرستد، یا از سوای او یاری جوید.

درباره نخستین آیات سورة (بقره‌) می‏‎بینیم که (سید قطب‌) با قلم توانای خود، سه چهره از نـفوس بشری راکه در همه زمانها و مکانها دیـده مـی‌شوند، ترسیم می‌کند: چهره‌ی مومنان یا پرهیزکاران‌، چـهره‌ی خداناشناسان یا کافران‌، چهره‌ی دورویان و منافقان ...، سید قطب این سه چهره را از شمار اند‌کی‌کلمات و سطور معدودی در آغاز سوره ‌کریمه و جامع (بقره‌) بیرون کشیده‌است‌.

سپس به داستان آفرینش آدم و معنی و مفهوم آن می‌پردازد و می‌نویسدکه در قصص قرآن‌، تکرار وجود ندارد زیرا هیچ قصه و یا حلقه‌يی از قصه‌يی در قرآن نیست‌که به صورت واحدی از لحاظ قدر و ارزش و شیوه بیان و عرضه‌ی داستان‌، تکرار شده‌باشد.

همچنین (سـید قطب‌) بیان کرده‌است‌که چه مناسبتهایی میان هر مجموعه از آیـات وجود دارد و چگونه سبب خاصی میان آنها و مجموعه‌يـی راکه بعد می‌آید، ییوند می‌دهد و برای هر مجموعه درس قرآنی ویژه‌يی قایل شده‌است‌.

سید قطب از همین سوره‌ی (بقره‌) وحدت ادیـان الهی و استمرار آنها به توسط پـیام‌آوران تـوحیدی و نـفی احتکار ان را در دست یک امت یـا یک نـژاد، استنباط می‌کند و می‌افزایدکه سورة بقره، بیان‌کارها و تکـــلیفها و مســوولیتهای امت اسـلامی است و آماده‌سازی روحي او و تـنظیم عملی کارهای او در عبادات و معاملات‌، و صبر در برابر ناملایمات‌، و تعلیم شعایر حج‌، و تباین حلال و حرام در طعام‌، و تـبیین معنی نیکی و نیکوکاری‌، و حقوق خدا در مال‌، و تاثیر قصاص در زندگی جماعت‌، و وصیت به هنگام مرگ، وفـریضه‌ی روزه‌، و احکام جنگ و نكاح و روابـط خـانوادگی و اداب نـفقه و صدقه و تـحریم ربا و میخوارگی و قمار و خلاصه شروط دیـن و دیـنداری همه در سوره بقره آمده‌است‌.

نكته‌ی مهم در تـفسیر سـید قطب‌، برداشت‏های ویژه‌ی او از بعضی‌کلمات قرآنی است‌که نکات دقیقی را روشن می‌کند. چنین دقت و نکته‌یابی در دیگر تفسیرهاکمتر دیده‌شده است‌. مثلا در تفسیر این آیه درسوره بقره‌: (وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلا عَلَى الْخَاشِعِينَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ) از شکیبایی و نمازگزاری یاری جویید که جز بر خاشعان و فروتنان آسـان نـیست‌، آنانکه می‌پندارند با پروردگار خود دیدار خواهند داشت و بسوی او باز می‌گردند...

سید قطب در اینجا برعکس بسیاری از مفسران‌که کلمه‌ی (‌ يَظُنُّونَ ) یعنی (می‌پندارند) یا (گمان می‌کنند) را به معنای یقین‌گرفته و درست بخلاف مفهوم مستقیم کلمه آن را تعبیر به یقین‌کرده‌اند، می‌نویسد: (به نظرم مفهوم این آیه آنست‌که‌کمترین علم بر لقای خداوند و دیدار پروردگار، کافی است‌که در روح انسان آثار خود را باقی بگذارد و نیرو و اطمینان به آن ببخشد و قلبها را خاشع و خاضع و نفوس را نرم و لطیف‌گرداند).

همچنین در همین سورة (بقره‌): (وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ) را چنین معنی‌کرده‌است‌که (هرکس نیکی کند، خداوند از او شاکر و به کار او داناست‌) و مقصود از آن را چنین بیان‌کرده‌است‌که خداوند از آن نیکی راضی است و آن را پـاداش می‌دهد، امـا اگر کلمه‌ی (شاکر) در قرآن برای خداوند به‌کار رفته‌است‌، بواسطه‌ی پرتوی است‌که بر آن معنی مجرد می‌افکند و رضای‌کامل خود را می‌رساند تـا آنـجاکه گویی خداوند بنده خود را سپاس می‌گوید و بدین‌گونه ادب واجب در حق احسان را به او درس می‌دهد...

... اینها نمونه‌های کوچکی از نکته‌یابیهای دقـیق سید قطب در تـفسیر قـرآن است‌... و حال آنکه در بعضی از تفسیرها می‌بینیم‌کلمه(يَظُنُّونَ‌) كه از ظن و گمان می‌آید، به معنای ضد آن‌که (یقین‌) است تعبیر می‌شود وکلمه (شاکر) را برای خداونـد مـتناسب ندانسته آن را طور دیگری معنی می‌کنند.

لازم به ذکر است تفسیر قرآن به قلم سید قطب‌که با عنوان (فی ظلال‌القرآن‌) در هشت جلد در مصر چاپ شده‌است‌، در سالهای گذشته به زبان 