ر داده‌انـد. گروهی به بیان ناسخ و منسوخ آن پرداخته وگروهی دیگر انگیزه‌های نزول بسیاری از آیات آن را روشـن  ساخته‌اند. کسانی وجوه اعجاز آن را بیان‌ کرده و کسانی دیگــر ويـژگیهای فـصاحت و بـلاغت و صـور بـیان معجزه‌آسای آن را برشمرده‌اند. کسانی هم جنبه‌های نحوی و لغوی آن را مشخص نموده‌اند.

بدین‌گونه، مفسرانی که در این کتاب آسمانی دقیق شده‌اند، به نحوی از انحاء جنبه‌ای از جـنبه‌های آن را مورد تجزیه و تحلیل قرارداده‌اند. البته اینان همه به شرح و بسط قرآن پرداخته‌اند، هرگروه از ایشـان بر حسب برداشتها و دیدگاههایشان در زندگی و هدفهایی که دنبال کرده‌اند این‌کتاب الهی را به نحو ویژه‌ی خود، تعبیر و تفسیر کرده‌اند.

گروهی در تفسیر قرآن‌، آنـچه راکـه از حـضرت رسول اکرم صلي الله عليه واله و سلم‌ ‌و صـحابه‌ی مکرم او به یـادگار مانده‌است‌، ملاک و قیاس قرار داده‌اند. گروهی دیگر هم این را در نـظرگرفته‌اند و هـم (تـفسیر بالرای‌) کـرده‌اند یعنی اسـتنباط خود را هم در داوری و اظهارنظر، ملحوظ داشته‌اند.گروهی نیز همة همّت خود را بر این‌ گماشته‌اند که آ‌نچه از عقاید علم کلام در مذهب اهل سنت و معتزله وجود دارد، در قرآن بیابند و گروهی دیگر در تایید مسلكي فلسفی یـا عرفانی‌، تاییداتی در قرآن یافته‌اند وکسانی هم در ایـن دوران بر آن شده‌اند که قرآن را کتابی جامع و در بردارنده‌ی همه‌ی آنچه انسـانیت از مـعارف و علوم دانسـته و می‌داند و خواهد دانست معرفی‌کنند و حتی در امریکا یک نفر مصری در سالهای اخیر، کوشیده‌است تـا به توسط مغزالکترونیک راز حروفی راکه در مطلع بعضی از سوره‌های قرآن آمده‌است بازیابد.

امروزه جوانان اسلام به آنچه دیرینیان در این باره نوشته‌اند، بسنده نمی‌کنند و خواستهای خود را در آنها نمی‏‎یابند. این احساس با ظـهور جماعتهای اسلامی جدیدکه نسلی نو از مومنان جوان را پرورش داده‌اند و در آنان شعو‌ر اسلامی نیرومندی پدید آورده‌اند، در این روزها در سراسر جهان اسلامی بازتاب گسترده‌ای يافته‌است‌.

نسل نوین اسلامی‌، مطالعه‌ی ‌کتاب الله و سـنت رسول‌الله را با شیوه‌ای نو آغاز کرده ‌است و در این راه‌، زاد سـفر و تـوشه‌ی طریق را از نـظرهای عمیق و رهبریهای دقیق دانشمندان معاصر اسلامی و اسلام شناسان دل اگاه امروزکه قادر به درک علمی رموز قرآن هستند، بازیافته است‌. ایـنان قرآن را در پرتو روشنايي دین و دانش و در سایه‌ی ایـمان آگاهانه و ایقان عارفانه‌ی خود فهمیده و فهمانده‌اند و آنچه راکه شـایان بحث و فحص است از لحـاظ اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و قضايی و اداری‌، تعبیر و تـفسیر کرده‌اند تا آنجاکه در پرتو این تفسیرهای نوین‌، به راستی و به حق‌، ممکن و میسرگشته‌است‌که امروز حکم خدا و شریعت قرآن را در جهان با زبان و بیان جدید و با استدلال علمی نـوینی پـیام دهند، و نـدا برآورند تا در اصلاح‌کار جهان و صلاح حال جهانیان‌، عملا و نظرا مفید و موثر افتد.

یکی از این دانشمندان دل‌آگاه و اسلام شناسان دانا و توانای جهان معاصرکه جوانان امروز اسلامی را در راه فهم قرآن و تعمّق و تبحر در ان و افاده و استفاده‌ی از ان یاری و مددکاری کرده‌است‌، (سید قطب‌) است که دعوتگر معاصر اسلامی و پژوهشگر معروف مصری و نویسنده و شاعر و صاحبدل و صـاحب قـلم مـقتدر تازی زبان در جهان عربی و اسلامی است‌که در میان کتاب‌های ارزنده‌یی‌که در جهان ادب به ویژه در مکتب قرآن واسلام نوشته است‌، تفسیر معروف او ‌(في ظلال القرآن‌) یا (در سایه‌ی قرآن‌) است‌که خود در مقدمه‌ی آن چنین می‌نویسد:

(... ممکن است گروهي از خوانندگان‌، این سایه‌ها را نوعی از تفسیر قرآن تعبیرکنند وگروهی دیگر آن را عرضه داشت مبادی و اصول عمومي اسلام چنانکه در قرآن آمده است‌، بیابند. ودسته‌ی سوم آن راکو‌ششی برای شرح آن دستور الهی در زندگی فردی و اجتماعی وبیان حکمت آن دستوربشناسند. امّا من قصد هیچ یک از این کارها را نداشته‌ام جز ایـنکه خواسـته‌ام اندیشه‌های خود را هنگام برخورداری از سایه‌های قرآن یادداشت‌کنم‌. تنها قصد من آن بوده‌است‌که در این‌کار، در بحثهای لغوی یاکلامی و یا فقهی خود را مستغرق نگردانم تا میان قرآن و روح من‌، روح من و قرآن حجابی پدید نیاید، من غیر از آنچه نص قرآنی‌، اندیشه‌های روحانی یا اجتماعی و یا انسانی را الهام می‌کند، چیزی بدان نیفزوده‌ام و همچنین کوشیده‌ام آن زیبا هنری شگفت راکه از ایـن‌کـتاب معجزه‌آسا احساس‌کرده‌ام و هنجار موسیقی آن را در تـناسب و تناسق تعبیر و تصویرش بیان‌کنم ...)

بدینگونه (سید قطب‌) روش خود را در تـفسیر قرآن تشریح می‌کند. بنابراین تفسیر او تفسیر جدیدی است و سوای آن است‌که تاکنون مرسوم بوده‌است‌. زیرا تفسیرهای معروف قرآن در بحثهای لغوی و فقهی وکلامی و فلسفی و جزآن ییوسته راه افراط و تفریط پوییده با همه‌ی اهمیت و ارزشمندی تاریخی‌که دارند، ما را از آنچه قرآن از لحاظ احکام اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در بردارد به خو‌بی و به زبان روشن‌، آگاه نمی‌سازند. اما تفسیر (سید قطب‌)، با روش نوینی که دارد، آسانترین راه و ساده‌ترین شیوه برای فـهم قرآن است به ویژه برای نسل جوان و افراد درس‌خوانـده‌ی امروزکه با شیوه‌ی تفسیرهای قدیم قرآن آشنا نیستند، تفسیر او بهترین‌کلید درک قرآن بشمار می‌رود. نسل درس‌خوانده‌ی امروز می‌خواهد مسـتقیمآ و بطور روشن وارد اصل موضوع و قصد و غرض عمده‌ی مطلب شود و دیگر حاضر نیست‌که بدین مـنظور از راههای دشوار و دور بگذرد و مرکب او الفاظ وکلمات نامانوس و مهجور باشد. این نسل‌، حوصله‌ی (تمحک لغوی‌) و (تعدد اسباب نزول‌) و (تضارب اقوال فقها) را پیرامون حکم واحد، و دلیل هر یک از آنـها نـدارد زیرا در این صورت خود را در سنگلاخ صعب‌العبوری می‌یابدکه پس از تحمّل رنج فراوان و عرق‌ریختن‌ها و خون دل خوردن‌ها تازه آیا به معنی برسد یا نرسد!

این اجحافی در حق تفسیرهای سابق نیست‌. و اگر جد و جهد آن مفسران و امانت علمی ویژه‌يي که خاص استادان آن شیوه‌ی دیرینه بوده‌است‌، وجود نداشت‌. امروز ما این مراجع عظیم و اسفار وسیع را نداشتیم و بدیهی است‌که اسلوب ادبی روزگاران‌که این آثار در دامن آنها پدید آمده‌است‌، تاثیر بسیار درکیفیت آنـها داشته‌است‌. اما کوشش در روشنگریهای نوین و رعایت روح ادبی عصر جدید در تفسیرهای معاصر قرآن مبین که از اسلام‌شناسان ایـن روزگار می‏بینیم بدست استادانی مانند (سید قطب‌) و پـیش‌تر از او (رشید رضا) در تفسیر (المنار) که نقلی از درسهای شیخ محمد عبده به شمار می‌آید، آغازگردید و دریغ‌که‌کار بزرگ او به پایان نرسید و تنها دوازده جزء قرآن را در برگرفت ولی دیگران مانند (شیخ مراغی‌) و (مـحمد فریدوجدی‌) آن را ادامه داده‌اند. مقصود این است که هدف این مفسران‌، احساس آنان به 