رف كند) كفر بورزد و به خدا ایمان بیاورد، به محكم‌ترین دستاویز درآویخته است (‌ و او را از سقوط و هلاكت می‌رهاند و ) اصلاً گسستن ندارد. و خداوند شنوا و دانا است (‌ و سخنان پنهان و آشكار مردمان را می‌شنود و از كردار كوچك و بزرگ همگان آگاهی دارد)‌.
مسلمان راه خدا را با اطمینان می‌سپرد و خویشتن را در پناه خدا و سرپرستی او می‌دارد و به هدایت الله و حمایت خدا یقین می‌ورزد:
( اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ).
خداوند متولّی و عهده‌دار (‌امور) كسانی است كه ایمان آورده‌اند، ایشان را از تاریكیهای (‌زمخت گمراهی و شك و حیرت‌) بیرون می‌آورد و به سوی نور (‌حق و اطمینان‌) رهنمون می‌كند. و (‌امّا) كسانی كه كفر ورزیده‌اند طاغوت (‌شیاطین و داعیان شر و ضلالت‌) متولّی و سرپرست ایشانند، آنان را از نور (‌ایمان و فطرت پاك‌) بیرون آورده به سوی تاریكیهای (‌زمخت كفر و فساد) می‌كشانند. اینان اهل آتشند و در آنجا جاویدانه می‌مانند.
بد‌ین منوال‌، این بخش و بندهای پیاپی‌، در سرآغاز این جزء‌، دنبال هم می‌آیند و در طریقی‌كه سوره از همان قسمتهای آغازین خود د‌ر پیش‌ گرفته است‌، به راه خویش ادامه می‌دهد تا هدفهائی را تحقق بخشد كه در زندگی ‌گروه مؤمنان بدان چشم می دارند، و نتائجی را به بار آورد كه خود خواستار شكوفائی آن در دنیای مسلمانان است.
آنگاه قانون همگانی و جهان شمولی در امر توضیح جهان‌بینی ایمانی راجع به حقیقت مرگ و حقیقت زندگی بیان می‌شود... در زنجیره‌ای از آزمونها، ابراهیم عليه السّلام در دو آزمون آن ذكر می گردد، و شخص دیگری ‌كه نامی از او برده نمی‌شود د‌ر آزمون سوم ذكر می‌گردد... همۀ این آزمونها هم منتهی می‌شوند به روشنگری حقیقت مرگ ‌و حقیقت زندگی ‌و وجود ارتباط مستقیم و بلاواسطۀ آن دو با ارادۀ خدا و علم او، و توضیح اینكه مرگ و زندگی از جملۀ رموز و اسراری هستند كه دانش بشری به غورشان نمی‌رسد و حقیقت آنها برای عقل و فهم مردمان همچنان مجهول و ناپیدا می‌ماند و فراتر از نیروی درك و شعور ایشان بوده و امر آنها تنها به خدا حواله می‌گردد وكسی جز او به كنه ماهیّتشان آگاهی نمی‌یابد.
پیوند این قانون همگانی با كار جنگ و جهاد، روشن و آشكار است‌، همانگونه ‌كه پیوند آن با تصحیح جهان‌بینی ایمانی نیز بطور عموم واضح و هویدا است‌. بر این اساس است‌ كه سخن از پیوستگیهائی ‌كه جامعۀ اسلامی بر آنها پابرجا و استوار می گردد به درازا می‌كشد. در این سخن مقرر می‌شود كه ضمانت اجتماعی‌، قانونی از قوانین این جامعه است و اینكه ربا از آن مطرود و مورد نفرین آن است. بدین سبب از انفاق و بذل و بخشش‌ گفتگو می‌شود و این‌گفتگو بخش‌ گسترده‌ای از باقیماندۀ سوره را فر‌ا می‌گیرد، و خود پر از سایه‌ها و تصویرها و لبریز از آهنگها و الهامهائی است‌ كه زیبا است‌، وصف آنها را به مواضعشان انداخته و به هنگام رویاروئی با نصوص زیبایشان بدانها نظر بیندازیم. امّا مناسبتی‌ كه در اینجا با سیاق كلام دارد، مناسبت قوی و نیرومندی است‌ كه با جنگ و جهاد در میان است‌. همچنین بذل و بخشش در راه خدا و صدقه و احسان‌،‌ گوشۀ مهمّی ا‌ز گوشه‌های زندگی همگانی اسلامی است ‌كه این سوره با قانونگذاریهای مختلف و رهنمودهای ‌گوناگون‌، به تنظیم و ترتیب آنها می‌پردازد.
از سوی دیگر ربا قد علم ‌كرده است‌ كه در برابر انفاق و صدقه قرار دارد... آن نظام‌ كثیفی‌ كه قرآن سخت بر آن می تازد و یورش تند و درهم شكننده‌ای را در لابلای صفحه‌ای از صفحات خود متوجه آن می‌كند، بگونه‏ای كه گوئی از این جمله و تاخت صاعقه‌ها در می‌گیرد و برای درهم شكستن این اساس بد شگون زندگی اقتصادی و اجتماعی سرازیر می‌شود و به سوی آن نشانه می‌رود، و برای بنیان‌گذاری قاعدۀ سالم و نیرومند دیگری ‌كه ‌كاخ بزرگ جامعۀ اسلامی بر آن بر پا و استوار می‌گردد و خداوند سبحان بوسیلۀ این قرآن چنان جامعه‌ای را پدید آورده و نشأت بخشیده است‌، تندرها و آذرخشهای آسمانی رو به قلب ربا پیاپی فرو می‌دود.
به دنبال آن قانون وام می‌آید كه قرآن‌كریم در موضوع آن بر هر قانون دیگری سبقت‌ گرفته است‌. این قانون در دو آیه بیان شده است‌ كه یكی از آنها درازترین آیۀ قرآن‌كریم است‌. در آن دو، ویژگی اين قرآن در توجیه قوانین خود بگونۀ زنده و الهام‌بخشی جلوه‌گر می‌شود كه در این زمینه‌، منحصر و متكامل و اعجازگر است‌. 
سرانجام‌، سوره‌، بگونه‌ای پایان می‌گیرد كه كاملاً هماهنگ با سرآغازش بوده‌. و بارزترین چیزی را شامل می‌شود كه روند گفتار در بر دارد. سرانجامی‌ كه بنیاد جهان‌بینی اسلامی در امر ایمان به خدا و فرشتگان و پیغمبرانش را در بر می‌گیرد:
( لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ ).
میان كسی از پیغمبرانش جدائی نمی‌اندازیم (‌به همگی ایمان داریم‌)‌.
این قاعده‌ای است كه پیشتر نیز در سوره‌، تكرار شده است‌. همانگو‌نه ‌كه دعاء زیبا و دلپسندی را برای مسلمانان دربردارد كه خدا آن را به زبان ایشان انداخته تا پروردگارشان را با آن بخوانند و به یاری ‌طلبند. این دعا بیانگر سرشت پیوند موجود میان مؤمن و پروردگارش و حال و وضعی است‌ كه بنده با خالق سبحان دارد، و در آن اشاره‌ای است بدانچه از تاریخ بنی‏اسرائیل در سوره‌ گذشته است‌:
( رَبَّنَا لا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلا تُحَمِّلْنَا مَا لا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ).
پروردگارا! ما را به خاطر آنچه از سر فراموشی یا خطا انجام می‌دهیم مؤاخذه مكن‌. پروردگارا! بار سنگین و توانفرسای تكالیف را بر (‌دوش‌) ما منه‌، آن چنان كه بر (‌دوش‌) كسانی كه پیش از ما بوده‌اند (‌به خاطر سرسختی و ستمگریشان‌) قرار دادی‌. پروردگارا! آنچه را كه تاب تحمّل‌! آن را نداریم بر ما تحمیل مكن‌. و از ما درگذر و ما را ببخش و بر ما رحم كن‌. تو سرور و سرپرست ما هستی‌، پس (‌برای اعلاء سخن حق و نشر دین اسلام‌ ) ما را بر گروه كافران پیروز گردان.
این خاتمه‌ای است‌كه مناسب با سرآغاز و مناسب با سیاق دراز و دقیق سوره است‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:103.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:104.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:105.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:106.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:107.txt">قسمت پنجم</a></body></html>سوره‌ي بقره آيه‌ي 257-253

 ( تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُ