ا). 

(‌در  این  موقع‌)  پیروان  می‌گویند:  کاش  بازگشتی  (‌به  دنیا)  می‌داشتیم  تا  از  آنان  بیزاری  جوئیم  همانگونه  که  آنان  (‌امروزه‌)  از  ما  بیزاری  جستند.

خشم  و کین  پیروان ‌گول  خورده  از  رهبریهای  گمراه‌،  آشکار  می‌گردد.  آرزو  می‌کنند که  کاش  می‌شد  خوبی  رهبران  را  پاداش  دهند.  بدینگونه‌ که  به  کرۀ زمین  گردند  و  از  متابعتی ‌که  از  آن  رهبریهای  به  حقیقت  عاجز  و  ضعیف  داشته‌اند  بیزاری  نشان  دهند،  آن  رهبریهائی ‌که  ایشان  را گول  زده‌اند  سپس  به  هنگام  رو  به  رو  شدن  با  عذاب  از  آنان  بیزاری  جسته‌اند.

صحنۀ جانگدازی  است‌:  صحنۀ بیزاری  و  دشمنانگی  و  دژخیمی  میان  پیروان  و  رهبران،  و  میان  عاشقان  و  معشوقان‌.  و  اینجا  است‌ که  چنین  سخن  سوزنده  و  دردناکی  به  دنبال  می‌آید:

(كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ) (١٦٧)

این  چنین  خداوند  کردارهایشان  را  به  گونۀ حسرت‌زا  و  اندوهباری  نشانشان  می‌دهد،  و  آنان  هرگز  از  آتش  (‌دوزخ‌)  بیرون  نخواهند  آمد.

بعد  از  این  روند گفتار  مردم  را  به  استفاده  از  تمتّع  و  بهره‌برداری  از  چیزهای  پاکیزۀ زندگی  فرامی‌خواند  و  ایشان  را  از  چیزهای  ناپاک  آن  بدور  می‌سازد.  همچنین  آنان  را  از  پیروی  اهریمن  برحذر  می‌دارد که  ایشان  را  به  انجام  بدیها  دستور  می‌دهد  و  آنان  را  برمی‌انگیزد  تا  از  سوی  خدا  ادّعای  حلال‌ کردن  و  حرام  نمودن  اشیاء  را  داشته  باشند  هر  چند  خدا  اجازۀ  آن  را  نداده  و  قانونی  هم  در  این  باره  نفرستاده  باشد.  همچنین  ایشان  را  از  تقلید  کورکورانه  و  بدون  رهنمود  خدا  برحذر  مـی‌دارد،  و  کسانی  را که  جز  خدا  چیزهای  دیگری  را که  نمی‌فهمند  و  نمی‌شنوند  به‌ کمک  می‌طلبند  و  مورد  پرستش  و  عبادت  قرار  می‌دهند،  تهدید  می‌کند...  بدین  وسیله  موضوع  این  بند  با  موضوع  بند  پیشین  روند گفتار به  هم  می‌رسد  و  پیوند  می یابد:

(يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الأرْضِ حَلالا طَيِّبًا وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (١٦٨) إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ (١٦٩) وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلا يَهْتَدُونَ (١٧٠) وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لا يَسْمَعُ إِلا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ) (١٧١)

ای  مردم  از  آنچه  در  زمین  است  و  حلال  و  پاکیزه  است  (‌و  خدا  آن  را  تحریم  نکرده  و  نفس  انسان  گوارا  و  خوشایندش  می‌داند)  بخورید  و  پا  به  پای  اهریمن  راه  نیفتید  (‌و  به  دنبال  شیطان  روان  نشوید)  بی‏گمان  او  دشمن  آشکار  شما  است‌.  او  تنها  شـما  را  به  سوی  زشتکاری  و  گناهکاری  فرمان  می‌دهد  و  (‌بدیها  را  در  نظرتان ‌می‌آراید  و  شما  را  وا  می‌دارد  بر)  اینکه  آنچه  را  نمی‌دانید  به  خدا  نسبت  دهید  (‌و  با  پیروی  از  اوهام  و  خرافات  نادانسته  به  دنبال  معبودهای  باطل  روان  شوید  و  حلال  را  حرام‌،  و  حرام  را  حلال  بشمار  آورید)‌.  و  هنگامی  که  به  آنان  گفته  شود  از  آنچه  خدا  فرو  فرستاده  است  پیروی  کنید  (‌و  راه  رحمان  را  پیش  گیرید  نه  راه  شیطان  را)‌.  می‌گویند:  بلکه  ما  از  آنچه  پدران  خود  را  بر  آن  یافته‌ایم  پیروی  می‌کنیم  (‌نه  از  چیز  ديگری‌)‌.  آیا  اگر  پدرانشان  چیزی  (‌از  عقائد  و  عبادات  دین‌)  نفهمیده  باشند  و  (‌به  هدایت  و  ایمان‌)  راه  نبرده  باشند  (‌باز  هم  کورکورانه  از  ایشان  تقلید  و  پیروی  می‌کنند؟‌)  و  مثل  (‌دعوت  کنندۀ‌)  کسانی  كه  کفر  ورزیده‌اند  (‌و  راه  حقیفت  و  هدایت  را  ترک  گفته‌اند  و  کورکورانه  به  دنبال  آباء  و  اجدادشان  افتاده‌اند)  همچون  مثل  کسی  است  که  (‌چوپان  گوسفندانی  باشد  و)  آنها  را  صدا  بزند  ولی  آنها  چیزی  جز  سر  و  صدا  نشنوند  (‌و  بدون  اینکه  حقیقت  و  مفهوم  گفتار  او  را  درک  کنند،  با  اشارۀ  او  بی‌اراده  سر  به  زیر  اندازند  و  به  این  طرف  و  آن  طرف  بروند،  کافران  نیز)  کران  و  لالان  و  کورانند  و  لذا  ایشان  از  روی  خرد  عمل  نمی‏‎کنند  و  نمی‌فهمند.  

هنگامی  که  خداوند  سبحان  در  بندهای‌ گذشته  روشن  فرمود که  او  خدای  یگانه  است‌،  و  او  آفریدگار  یکتا  است‌،  و کسانی‌ که  بجز  خدا،  خداگونه‌هائی  برمی‌گزینند،  همان  چیز  بر  سر  ایشان  می‌آید که  بر  سر  خداگونه‌ها  می‌آید...  در  اینجا  مقرّر  می‌فرماید  که  او  روزی‌رسان  بندگان  خویش  است‌،  و  او  حلال  و  حـرام  را  برایشان  مشخّص  می‌دارد  و  تحلیل  و  تحریم  تنها  در  دست  او  است‌...  این  نیز  -  چنانکه ‌گفتیم  -  شاخه‌ای  از  وحدانیّت  الوهیّت  بشمار  است‌.  چه  آن  جهتی ‌که  می‌آفریند  و  روزی  می‌رساند  همان  جهت  هم  قانونگذاری  می‌نماید  و  حرام  می‌کند  و  یا  حلال  می‌سازد.  بدین  منوال  قانونگداری  با  عقیده  پیوند  می‏‎یابد  و  از  آن  جدا  ناشدنی  است‌.

خداوند  در  اینجا  به  همۀ  مردمان  اجازه  می‌دهد که  آنچه  در  زمین  است  و  حلال  و پاکیزه  می باشد  بخورند  -  مگر  آنچه  را که  حرمت  آن  را  برایشان  روشن  داشته  باشد که  معلوم  شده  و  بعدها  ذکر  آنها  می‌آید  -  و  بدیشان  فرمان  می‌دهد که  دستور  را  از  خدا  بگیرند  چون  فرمان  خدا  است ‌که  روشن  می‌دارد که  چه  چیز  حلال  و  چه  چیز  حرام  است‌،  و  اینکه  از  اهـریمن  چیزی  در  این  باره  نشنوند  و  نپذیرند  و  به  دنبال  او  راه  نیفتند،  زیرا  او  دشمن  ایشان  است  و  بدین  سبب ‌کار  نیک  را  پیش  پای  آنان  نمی‌گذارد  و  ایشان  را  به  نیکی  فرمان  نمی‌دهد  بلکه  ایشان  را  به  بداندیشی  و  زشتکاری  دستور  می‌دهد،  و  بدیشان  امر  می‌کند که  به  اختیار  خود  چیزها  را  حلال  و  یا  حرام  سازند  و  از  خدا  در  این  باره  فرمان  نبرند  و  نترسند  و  چنین  انگارند که  آنچه  خودشان  می‌گویند  شریعت  خدا  همان  است‌...  همانگونه ‌که  یهودیان  چنین  می‌کردند  و  مشرکان  قریش  چنين  ادّعائی  داشتند:

(يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الأرْضِ حَلالا طَيِّبًا وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (١٦٨) إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ) (١٦٩)

ای  مردم  از  آنچه  در  زمین  است  و  حلال  و  پاکیزه  است  بخورید  و  پا  به  پای  اهریمن  راه  نیفتید،  بی‏گمان  او  دشمن  آشکار  شما  است‌.  او  تنها  شما  را  به  سوی  زشتکاری  و  گناهکاری  فرمان  می‌دهد  و  (‌شما  را  وا  می‌دارد  ب