سانی  به  نفرینگاهی  تبدیل  شده‌اند.  از  هر  سو  بر  آنان  باران  نفرین  فرو  می‌ریزد،  و گذشته  از  نفرین  خدا  نفرین  هر  نفرین‌کننده‌ای  هم  بدان  سو  سـرازیر  می‌شود  و  ایشان  را  لعن  می‌کند.

«لعن‌«‌:  یعنی  با  خشمناکی  و  آزار  رسانی  بدور  راندن‌؛  خدا  آ‌نگونه  مردمانی  را  لعن  و  نفرین  می‌کند  و  از  درگاه  رحمت  خود  می‌راند،  و  نفرين‌کنندگان  دیگر  نیز  ایشان  را  از  هر  سو  می‌رانند.  این  است ‌که  چنين ‌کسانی  از  سوی  خدا  مطرود  و  رانده  و  در  هر  مکانی  از  جـانب  بندگان  خدا  نيز  مطرود  و  رانده‌اند.

(إِلا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ) (١٦٠)

مگر  کسانی  که  توبه  کنند  (‌از  کتمان  حق‌)  و  بـه  اصلاح  (‌حال  خود  و  جبران  مافات‌)  پردازند  و  (‌آنچه  را  که  از  اوصاف  پیغمبر  صلّي الله عليه و آله و سلّم و  اسلام  و  دیگر  حقایق  می‌دانستند  و  پنهان  می‌کردند)  آشکار  سازند،  چه  توبۀ  چنین  کسانی  را  می‌پذیرم  و  من  بسی  توبه‌پذیر  و  مهربانم‌.

قرآن  برای  چنین ‌کسانی  این  روزنۀ  روشن  و  پر  نور  را  باز  می‌کند  -‌ روزنۀ  توبه  -  آن  را  باز  می‌کند  تا  نسیم  آرزو  به  درون  سینه‌ها  خزد،  و  دلها  را  به  سوی  سرچشمۀ  نور  رهنمود گرداند  تا  از  رحمت  خدا  ناامید  نگردند  و  از  عفو  او  مأیوس  نشوند.  پس  هر که  خواستار  آن  است  بیاید  و  با  نیّت  راست  و  درست  به  سوی  آن  پناهگاه  امین  برگردد.  نشانۀ توبه  و  برگشت  راستین  هم  اصلاح  حال  و  صداقت  در کار،  و  روشنگری  و  صداقت  در  گفتار،  و  آشکار کردن  حق  و  شناساندن  حقیقت  و  اعتراف  بدان  و  عمل‌ کردن  برابر  آن  است‌...  پس  از  انجام  اینها  انسان  باید  به  رحمت  خدا  و  پذیرش  توبۀ  خود  اطمینان  داشته  باشد،  زیرا  این  خدا  است ‌که  می فرماید:

(وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ) .

من  بسی  توبه  پذیر  و  مهربانم‌.

و  او  راستگوترین  گویندگان  است‌.

و  اما  کسانی  که  بر گناهکاری  اصرار  می‌ورزند  و  تا  فرصت  از  دست  نرود  توبه  نمی‌کنند  و  تا  مهلت  نگذرد  باز  نمی‌گردند،  اینان  به  عذابی‌ گرفتار  میآیند که  خدا  قبلاً  بارها  و  بطور  مشروح  و  بگونۀ  تأکید  از  آن  خبر  داده است:

(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ (١٦١) خَالِدِينَ فِيهَا لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلا هُمْ يُنْظَرُونَ) (١٦٢)

کسـانی  که  کفر  ورزیدند  و  در  حالی  که  کافر  بودند  ترک  دنیا  گفتند  (‌و  با  استمرار  کفر  و  بدون  توبه  و  پشیمانی  مردند)  نفرین  خدا  و  فرشتگان  و  همۀ مردمان  بـر  آنان  خواهد  بود.  جاویدانه  در  آن  نفرین  باقی  می‌مانند  (‌و  در  آتش  دورخ  بسر  می‌برند)  و  نه  عذاب  آنان  سبک  مـی‌شود  و  نه  مهلتی  بدیشان  داده  می‌شود.

این  بدان  سبب  است‌ که  آن  در گشودۀ  رحمت  را  بر  روی  خود  بسته‌اند  و  فرصت  را  از  دست  داده‌اند  و  مهلت  را  پشت  سر  نهاده‌اند  و  بر کتمان  و کفر  و  ضلال  پا  فشاری نموده‌اند:

(عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ) (١٦١)

اینان  نفرین  خدا  و  فرشتگان  و  مردمان  همه  بر  آنان  خواهد  بود.

این  نفرین‌،  نفرین  فراگیر  و  همه  جا گستری  است‌ که  نه  گریز گاهی  و  نه  سینۀ  مهربانی  پیدا  می‌شود  تا  انسان  را  از  آن  در  پناه  خود گیرد.

روند گفتار،  عذاب  دیگری  را  جز  این  نفرین  فراگیر  و  همه  جا گستر  ذکر  ننموده  است‌،  بلکه  این  چنین  نفرینی  را  عذابی  بشمار  آورده  است ‌که  بر  آنان  تخفیف  نمی‌یابد  و  سبکی  نمی‌گیرد،  و  موعد  آن  به  تأخیر  نمی‌افتد  و  چون  فرا  رسید  بدانان  مهلت  داده  نمی‌شود.  این  عذاب  بگو‌نه‌ای  است  که  همۀ شکنجه‌ها  در  برابرش  ناچیز  است‌.  شکنجۀ  راندن  و  دور کردن  و  بیوفائی،  کم  دردی  نیست‌.  سینه‌ای  نیست‌ که  بدیشان  رحم ‌کند  و  آنان  را  در  آغوش  مهربان  خود گیرد،  و  چشمی  نیست‌ که  با  دیدۀ  قبول  بدیشان  نگرد،  و  زبانی  نیست‌ که  سلامی  و  درودی  بدیشان  کند.  ایشان  نفرین  شدگان  و  بیرون‌ کردگان  و  رانده  گشتگان  از  سوی  بندگان  و  پروردگار  بندگان  در  زمین  و  آسمان  بگونۀ  یکسانند.  رانده  و  مانده  از  میان  زمینیان  و  مطرود  و  منفور  از  بارگاه  خدا  و  آسمان  نشینانند...  و  این  خود  عذاب  دردناک  خوارکننده‌ای است.

*  
بعد  از  آن‌،  روند گفتار  برای  پابرجائی  جهان‌بینی  ایمانی  بر  پایه‌ای  بزرگ،  پایه  توحید،  به  پیش  می‌رود.  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  جهان  را  نمایش  می‌دهد  تا  بدین  وسیله  این  حقیقت  بزرگ  را  به ‌گونه‌ای  بنمایاند که  ستیز  بردار  نبوده  و  جدالی  نشناسد.  آنگاه  کسانی  را  تحقیر  و  سـرزنش  می‌نماید که  بجز  خدا،‌ گونه‌هائی  را  برمی‌گزینند؛  سپس  وضع  ناجور  و  موقعیّت  پست  آنان  را  به  تصویر  می‌کشد که  به  هنگام  دیدن  عـذاب  دوزخ  خو‌اهند  داشت  و  در  آن  حال  تباه،  برخی  از  برخی  تبرّی  و  بیزاری  می‌جویند.  لیکن  این  تبرّی  و  بیزاری  بدیشان  سودی  نـمی‌رساند  و  آه  و  ناله  و  تأسّف  برای  آنان  فایده‌ای  ندارد  و  ایشان  را  از  آتش  دوزخ  نمی‌رهاند:

(وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ (١٦٣) إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (١٦٤) وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ (١٦٥) إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأسْبَابُ (١٦٦) وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ) (١٦٧)

خداوند  شما  خداوند  یگانه  است  و  هیچ  خدائی  جز  او  که  رحمان  و  رحیم  است  وجود  ندارد.  در  آفرینش  آسمانها  و  زمین  و  آمد  و  شد  شب  و  روز  (‌و  اختلاف  آن  دو در  درازی  و  کوتاهی  و  منافع  بیشمار  آنها)  و  کشتـهائی  که  به  سود  مردم  در  حرکتند  (‌و  بـرا