نَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا ).

هر  که  (‌می‌خواهد  فریضۀ‌)  حج  بیت  (‌الله‌الحرام‌)  یا  عمره  را  به  جای  آورد  بر  او  گناهی  نخواهد  بود  که  آن  دو  (‌کوه‌)  را  بارها  طواف  کند  (‌=‌ سعی  میان  صفا  و  مروه  را  انجام  دهد)‌.

اسلام  بیشتر  شعائر  و  عبادات  حج  را که  عربها  انجام  می‌دادند،  پابرجای  گذاشت،  و  هر  آنچه  را  که  به  بتها  و  اوهام  جاهلی  مربوط  می‌شد  نفی  و  طرد  نمود،  و  شعائر  و  مراسمی  را  هم ‌که  بر  جای ‌گذاشت  با  جهان‌بینی  جدید  اسلامی  پیوندش  داد  و  با  توصیفی‌ که  از  آن  نمود  مبنی  بر  اینکه  جزو  شعائر  و  مـراسم  ابراهیم  بوده  است  و  خدايش  بدو  آموخته  است‌،  به  حوزۀ  اسلامی  راهش  داد [4]‌...  و  اما  عمره  نیز  شعائر  و  مراسمش  همانند  حج  است‌،  جز  این‌ که  وقوف  در  عرفه  ندارد  و  محدود  به  زمان  و  روزهای  ویژه‌ای  نیست‌.  در  هر  دو  تای  حج  و  عمره‌،  خداوند  سعی  میان  صفا  و  مروه  را  جزو  شعائر  و  مراسم  آنها  قلمداد کرده  است‌.

سپس  خدا  آیه  را  با  نیکو  شمردن  و  تمجید  انجام  هر  نوع  کار  نیک  و  عمل  خیری  از  روی  میل  و  رغبت‌،  پایان  می‌بخشد:

(وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ) (١٥٨)

هر  كه  بدلخواه  کار  نیکی  را  انجام  دهـد  (‌و  بیش  از  واجبات‌،  به  طاعت  و  عبادت  پردازد،  خدا  پاداش  او  را  می‌دهد،  چه‌)  خدا  سپاسگزار  و  آگاه  (‌از  اعمال  و  نيّات  عبادت  کنندگان‌)  است‌.

این  سخن  اشاره  به  این  دارد که  چنین  طوافی  از  زمره  کارهای  نیک  محسوب  است  و  بدین  وسیله  از  درون  جانها  همۀ  ناخوشایندها  و  احساس  گناه کردنها  را  پاک  می‌دارد  و  می‌زداید،  و  دلها  را  به  این  شعائر  و  مر‌اسم  راغب  و  خشنود  می‌سازد،  و  بدانها  اطمینان  می‏بخشد  به  اینکه  خدا  آنها  را  نیک  می‌شمارد  و  پاداش  نیک  در  برابرشان  روا  می‌دارد.  و  او  از  نیّت  و  احساس  دلها  آگاه  و  به  راز  نهان  در  اندرونها  آشنا  است‌.

لازم  است  اندکی  در  برابر  این  تعبیر  الهام  بخش  بایستیم  «  فا‌ن  الله  شاكِرٌ  عَليمٌ  »  چه  خدا  سپاسگزار  و  آگاه  است‌...  مقصود  از  معنی  آن  اینکه  خدا  از آن  نیکی  خشنود  است  و  در  برابرش  پاداش  عطا  می‌کند.  لیکن  واژۀ  «‌شاکر»  در  فراسوی  این  معنی  مجرّد،  پرتوهای  دلچسب  و  دلنشینی  را  بر  صفحۀ دل  می‌اندازد.  پرتوهای  رضایت  کاملی  را  به  چشمک  و  سوسو  می‌افکند،  تا  آنجا کـه‌ گوئی  از  جانب  پروردگار  از  بنده  شرمسار  سپاسگزاری  می‌شود.  از  اینجا  است ‌که  ادبی  را که  بر  بنده  واجب  است  با  پروردگار  خود  داشته  باشد،  الهام  می‌دارد.  چه  وقتی‌ که  خدا  در  برابر  نیکی  از  بنده  سپاسگزاری ‌کند،  آیا  بنده  باید  چه ‌کار کند  تا  شکر  و  سپاسی  را  به  جای  آورد كه  شایستۀ آستانۀ  پروردگار  باشد؟  اینها  سایه‌های  تعبیر  قرآنی  است ‌که  با  تمام  دل  آرائی  و  نرمی  و  جمالی‌ کـه  دارد  بر  صفحۀ روشن  ضمیر  می‌نشیند  و  بر فهم  و  شعو‌ر  نقش  می‌بندد.

به  دنبال  بیان  شرعی  بودن  طواف  بر  صفا  و  مروه‌،  روند  گفتار  متوجّه  حمله  به ‌کسانی  می‌شود که  دلائل  و  آيات  روشن  و  هدایت  و  رهنمودهائی  را که  خدا  فرو  فرستاده  است  پنهان  می‌دارند،  و  آنان  یهودیانی  هستند  کـه  در  روند  سوره  قبلاً  به  درازا  سخن  از  ایشان  رفت‌.  ایـن  می‌رساند که  هنوز  نیرنگهای  یهودیان  دربارۀ  مسألۀ  رو  کردن  به  مسجدالحرام  و  همچنین  رفتن  بدانجا  و  انجام  فریضۀ حج‌،  پایان  نپذیرفته  است‌:

(إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللاعِنُونَ (١٥٩) إِلا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (١٦٠) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ (١٦١) خَالِدِينَ فِيهَا لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلا هُمْ يُنْظَرُونَ) (١٦٢) 

بیگمان  کسانی  که  پنهان  می‌دارند  آنچه  را  که  از  دلایل روشن و هدايت فرو فرستاده ايم بعد از آنكه آن را برای مردم در كتاب (تورات و انجيل) بيان و روشن نموده‌ایم‌،  خدا  و  نفرین  کنندگان  (‌چه  از  میان  فرشتگان  و  چه  از  میان  مؤمنان  انس  و  جان‌)‌،  ایشان  را  نفرین  می کنند  (‌و  خواستار  طرد  آنان  از  رحمت  خدا  خواهند  شد)‌.  مگر  کسانی  که  توبه  کنند  (‌از  کتمان  حق‌)  و  به اصلاح (حال خود و جبران مافات) پردازند و (آنچه را كه از اوصاف پيغمبر و اسلام و ديگر حقايق می‌دانستند  و  پنهان  می‌کردند)  آشکار  سازند،  چه  توبۀ چنين كسانی را می پذيرم و من بسی توبه پذير و   مهربانم‌.  کسانی  که  کفر  ورزیدند  و  در  حالی  که  کافر بودند مردند (و با استمرار كفر و بدون توبه و  پشیمانی،  از  دنیا  رفتند)  نفرین  خدا  و  فرشتگان  و  همۀ مردمان بر آنان خواهد بود. جاويدانه در آن نفرين باقی می مانند (و در آتش دوزخ بسر می برند ) و نه عذاب آنان سبك می شود و نه مهلتی بديشان داده می شود.
ا‌هل  کتاب  از  روی كتابهائی  كه  در  دسترسشان  بود،  عمق  حق  و  حقيقتی  را  كه  در  رسالت  محمد  صلّی الله عليه و آله و سلّم ‌جلوه‌گر  بود،  و  اندازۀ  راستی  و  صدا‌قتی  را  كه  در  ا‌وامر  و  دستوراتی  نهفته  بود  كه  محمد  صلّي الله عليه و آله و سلّم  ‌مأمور تبلیغ  آن  بود  می‌دانستند.  با  وجود  ا‌ین‌،  چیزی  را  كه  خدا  برای  آ‌نان  در  كتاب  روشن  فرموده  بود  پنهان  می‌داشتند.  چنین  كسانی  و  ا‌فردی  همسان  ایشان  در  هر  زمانی‌،  آنان  كه  حق  و  حقیقتی  را  كه  خدا  آن  را  فرو  فرستاده  است  پنهان  می‌دارند  بنا به  سببی  از  سببهای  زیاد  پنهان  داشتن‌،  آن  كسانی  كه  در  هۀه  زمانها  و  همۀ  مكانها،  مردم  آ‌نان  را  می‌بینند،  افردی  كه  ا‌ز  گفتن  حق  با  وجود  شناخت  آن  سكو‌ت  می كنند،  و  سخانی  را  پنهان  می‌دارند  كه  حق  را  روشن  می دارد  و  ایشان  کاملاً  بدان  آشنایند،  و  آیاتی  از  كتاب  خدا  را  نادیده  می گيرند  و  آنها  را  آشكارا نمی دارند و به گوش ديگران نمی رسانند ، بلكه دربارۀ   آنها  سكوت  می‌کنند  و  آنها  را  مخفی  می‌دارند  تا  از  حقیقتی‌ که  این  آيات  در  بر  دارد  خویشتن  را  بدور  دارند  و  آنها  را  از گوش  و  عقل  مردمان  دور  نگاه  دارند  تا  به  هدفی  از  اهداف  این  جهان  دست  یابند  و  پول  و  مقامی  فراهم  آرند...  کاری  است  که  در  موارد  بسیاری  همانند  آن  را  می‏‎بینیم،  و  در  بررسی  حقایقی  از  این  دین  بسی  با  آن  برخورد  می‌کنیم‌...  چنین  کسانی‌:

(أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللاعِنُونَ) (١٥٩)

 نفرین  خدا  و  فرشتگان  و  همۀ  مردمان  بر  آنان  خواهد  بود.

گوئی  چنین  