َهِ مَا لا تَعْلَمُونَ (١٦٩) وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلا يَهْتَدُونَ (١٧٠) وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لا يَسْمَعُ إِلا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ (١٧١) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ (١٧٢) إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (١٧٣) إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلا أُولَئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلا النَّارَ وَلا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (١٧٤) أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدَى وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ (١٧٥) ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ (١٧٦) لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ) (١٧٧)

هدف  این  درس  تصحیح  برخی  از  ارکانی  است‌ که  جهان‌بینی  راستین  ایمانی  بر  روی  آنها  استوار  و  پا  بر  جا  است‌.  همچنین  با  یهودیانی ‌که  در  مدینه  علیه  این  ارکان  به  نیرنگ  می‌پرداختند  و  از  بهم  آمیختن  حق  و  باطل  برای  لرزان‌ کردن  این  ارکان  دست  نمی‌کشیدند  و  حقائقی  را که  راجع  بدانها  می‌دانستند  پنهان  می‌داشتند  و  می‌خواستند  به  اصول  و  ارکان  دین  اسـلام  آشفتگی  و  بدگمانی  راه  دهند،  پیکار  را  ادامه  می‌دهد...  ولی  شیوۀ  سخن  در  این  درس  بگو‌نۀ همگانی  است  و  بیشتر  به  بیان  قواعد  و  قوانينی  می‌پردازد که  عمومی  بوده  و  یهودیان  و  جز  ایشان  کسانی  را  که  در کمین  دعوت  اسلامی  نشسته  بودند  در  بر  می‌گيرد.  همچنین  مسلمانان  را  از  لغزشهايی‌ که  بطور کلی  بر  سر  راه  آنان  است‌،  بر  حذر  می‌دارد.  از  اینجا  است  که  توضیحی  دربارۀ  موضوع  طواف  صفا  و  مروه  می‌یابیم  چون  با  این  موضوع  برخی  از  تقالید  جاهلیت  آمیخته  می‌گردند.  این  توضیح  همچنین  با  مسألۀ ‌گرایش  به  مسجدالحرام  به  هنگام  نماز،  و  استقرار  شعایر  حج  و  اختصاص  آن  بدین  خانه  ارتباط  دارد.  بدین  سبب  به  دنبال  آن  در  روند  گفتار  توضيحی  دربارۀ  اهل‌ کتابی‌ که  آنچه  را  خدا  از  آیات  و  دلایل  روشن  و  هدایت  و  رهنمود  متّقن  فرو  فرستاده  بود  پنهان می‌داشتند  می‌آید  و  سخت  بر  آنان  تاخت  می‌آورد.  به  همراه  آن  در  توبه  برای  هر که  خو‌اهان  توبه  و  بازگشت  به  سوی  خدا  باشد،  بازگذارده  می‌شود.  آنانکه  بر کفر  پافشاری  می‌نمايند کفرشان  ایشان  را  بـرای  نفرین  گسترده  و  همگانی  و  عذاب  سخت  جاویدانی‌،  آ‌ماده  می‌سازد.

آنگاه‌ که  از  وحدانیّت  خدا  سخن  می‌رود  و  برای  اثبات  این  حقیقت  به  آيات  و  نشانه‌های  جهانی  دالّ  بر  آن  توجیه  داده  می‌شود.  به  دنبال  آن  کسانی  مورد  سرزنش  قرار  می‌گیرند  که  جز  خداوند  خداگونگانی  برمی‌گزینند  و  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  رستاخیز  دربارۀ  پیروان  آنها  و  رهبران  عرضه  می‌شود که  در  آن  برخی  از  برخی  دیگر  به  هنگامی  که  عذاب  دوزخ  را  مشاهده  مـی‌نمایند  بیزاری  نشان  می‌دهند.

به  مناسبت  نزول  قرآن  دربارۀ  خـوردنی‌ها  و  نوشیدنی‌های  حلال  و  حرامی  که  یهودیان  راجع  بدانها  عمداً  راه  جدال  پیش  مـی‌گرفتند،  و  دانسته  برخی  از  تورات  را  پنهان  می‌داشتند  و  قرآن  بـه  روشنگری  آن  پرداخته  و  رازشان  را  برملا  می‌کرد،  دعوت  همگانی  آغاز  می‌گردد  و  همۀ  مردم  را  فرا  می‌خواند  تا  از  چیزهای  پاکیزه‌ای  که  خدا  آنها  را  حلال  کـرده  است  بهره‌مند  گردند  و  لذّت  ببرند،  و از  اهریمن‌ که  ایشان  را  به  زشتکاری  و  گناهکاری  فرمان  می‌دهد  بپرهیزند.  به  دنبال  آن  دعوت  ویژه‌ای  قرار  می‌گیرد  و کسانی  را  فرا  می‌خواند  که  ایمان  آورده‌اند  تا  از  آنچه  خدا  برایشان  حلال‌ کرده  است  بهره‌مند گردند  و  از  آنچه  بر  آنان  حرام  نموده  است  دوری  جویند  و  خودداری  ورزند،  آنگاه  بیان  محرّماتی  به  میان  می‌آید که  یهودیان  عمداً  دربارۀ  آنها  مجادله  و  ستیز  می‌کردند.

از  اینجا  به  بعد  یورش  سختی  به ‌کسانی  می‌شود که  آنچه  را  خدا  فرو  فرستاده  است  پنهان  می‌دارند  و  آن  را  با  پول ‌کمی  مبادله  می‌نمایند،  و  سخن  از  تهدید  هولناکی  می‌رود که  در  آخرت  در  انتظارشان  می‏‎باشد  و  در  آن  به  بی‏توجّهی  نسبت  بدیشان  و  خشمگین  شدن  بر  ایشان  و  کوچک  داشتنشان  بیم  داده  می‌شوند.

در  پایان  درس‌،  سخن  از  حقیقت  نیکی  و  نیکوکاری  است‌ که  در  برگیرندۀ  ارکان  و کردار  شایسته  است‌ که  با  آن  جهان‌بینی  ایمانی  تصحيح  می‌گردد  و  به ‌گونۀ راستین  جلوه‌گر  می‌شود.  دیگر  نیکی  تنها  شکلهای  ظاهری  و  نماهای  بیرونی  از  قبیل  روکردن  به  جانب  مشرق  و  مغرب  نیست‌،  بلکه  نیکی  در  پندار  و کردار  و  ارتباط  با  خدا  به  وسیلۀ  پندار  و کردار  حاصل  می‌گردد.  یعنی  باید  احساس  درون  با  عمل  بیرون  و گفتار  با کردار  در  پرستش  خدای  متعال  همراه  و  همنوا  شود  تـا  نیک  در  شکل  راستین  خود  جلوه‌گر  آید...  بدین  ترتیب  رابطه‌ای  که  میان  این  بیان  و  آن  جدالی‌ که  دربارۀ  قبله  برانگیخته  شده  بود،  روشن  می‌شود.

بدین  منوال  روند گفتار  را  پیوسته  در  پیکار  می‌یابیم‌...  پیکاری  در  درون  نفس  برای  تصحیح  تصوّرات  و  موازین‌،  و  پیکاری  در  بیرون  با  نیرنگ  و  مکر و کید  و  آشوبهائی‌ که  دشمنان  مسلمانان  بدان  دست  می‌یازند  و  به  راهش  می‌اندازند.

*

(إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِ