 لا تَشْعُرُونَ) .

زندگانند  و لیکن  شما  نمی‌فهمید.

زیرا  ماهیّت  این  چنین  زندگی  فراتر  از  عقل  و  فهم  بشری  ناقص  محدود  ما  است‌،  ولی  ایشان  زنده‌اند.

زندگانند،  و  از  ا‌ینجا  است‌ که  شسته  نمی‌شوند  همانگونه  که  مردگان  شسته  می‌شوند،  و  با  همان  جامه‌هائی ‌که  در  آن  شهید  شده‌اند،  دفن  می‌گردند.  چه  شستن  به  خاطر  پاک‌ کردن  پیکر  مرده  است  و  ایشان  پاکیزه‌اند  چون  حیات  دارند.  و  جامه‌های  زمینی‌،  جامه‌های  گورشان  نیز  می‏‎باشد،  زیرا  ایشان  هنوز  زنده‌اند.

زندگانند،  این  است‌ کشته  شدنشان  بر  اهل  و  عـیال  و  دوستان  و  یاران  سخت  نیست‌.  زندگانند  و  در  زنـدگی  اهل  و  عیال  و  دوستان  و  یاران  شرکت  مـی‌ورزند.  زندگانند،  لذا  دوریشان  بر  دلهای  مردمانی  که  پس  از  ایشان  بر  جای  مانده‌اند،  سنگینی  نمی‌کند  و كار  برایشان  دشوار  نمی‌شود  و  عظمت  فداکاری‌،  آنان  را  به  هراس  نمی‌اندازد.

دیگر  اینکه  علاوه  بر  زنده  و گرامی  بودنشان  در  پیشگاه  خدا،  بالاترین  مزد  و کامل‌ترین  پاداش  را  نیز  دریافت  می‌دارند:

در  صحیح  مسلم  آمده   است‌:

(إن أرواح الشهداء في حواصل طيور خضر تسرح في الجنة حيث شاءت ثم تأوي إلى قناديل معلقة تحت العرش , فاطلع عليهم ربك إطلاعة . فقال:ماذا تبغون ? فقالوا:يا ربنا . وأي شيء نبغي وقد أعطيتنا ما لم تعط أحدا من خلقك ? ثم عاد عليهم بمثل هذا . فلما رأوا أنهم لا يتركون من أن يسألوا قالوا:نريد أن تردنا إلى الدار الدنيا فنقاتل في سبيلك حتى نقتل فيك مرة أخرى - لما يرون من ثواب الشهادة - فيقول الرب جل جلاله:إني كتبت أنهم إليها لا يرجعون). 

ارواح  شهداء  در  چینه‌دانهای  پرندگان  سبز  رنگی  است  سه در بهشت  هر  جا  که  بخواهند  آزادانه  می‌گردند  و  می‌خورند  سپس  به  قندیلهائی  كه  در  زیر  عرش  آویزانند  برمی گردند.  پروردگار  تو  بر  ایشان  نگاهی  می‌اندازد  و  بدیشان  می‌گوید:  چه  چیز  می‌خواهید؟  خواهند  گفت‌:  ای  خدای  ما،  چه  چیز  بخواهیم‌؟  تو  که  چیزهائی  به  ما  عطاء  فرموده‌ای  کـه  به  کسی  از  بندگانت  نداده‌ای‌.  سپس  همچون  سخنی  را  تكـرار  می‌فرماید.  وقتی  که  می‌بینند  به  حال  خود  واگذارده  نمی‌شوند  و  مرتب  از  ایشان  در  این  باره  خواسته  می‌شود،  می‌گویید:  می‌خواهیم  که  ما  را  به  سرای  جهان  برگردانی  تا  در  راه  تو  بجنگیم  تا  آنگاه  که  بار  دیگر  در  راه  تو  کشته  شویم  -  این  درخواست  به  سبب  (‌عظمت‌)  پاداش  شهادت  است  که  می‌بینند  -  پس  پروردگار  بزرگوار  می‌فرماید:  من  مقرر  و  واجب داشته‌ ام که  مردمان  به  سرای  جهان  باز  نمی گردند از  انس رضی الله عنه  روایت  شده  است که‌ گفته  است‌:  رسول  خدا  صلي الله عليه و سلم  ‌فرموده‌ است‌:

 (ما أحد يدخل الجنة يحب أن يرجع إلى الدنيا , وله ما على الأرض من شيء . إلا الشهيد , ويتمنى أن يرجع إلى الدنيا فيقتل عشر مرات , لما يرى من الكرامة ).

کسی  نیست  که  وارد  بهشت  شود  و  بخواهد  به  دنیا  برگردد،  هر  چند  که  آنچه  بر  زمین  است  بدو  داده  شود.  جز  شهید  که  می‌خواهد  به  دنیا  برگردد  تا  ده  بـار  (‌=  بارها)  کشـته  شود،  این  به  علت  بزرگداشت  و  مقام  شامخی  است  كه  می‌بیند[4]‌.

ولی  این  شهدا‌ء  زنده  چه  کسانی  هستند؟  اینان  کسانیند  که  کشته  می‌شوند  «‌در  راه  خدا »‌...  تنها  در  راه  خدا،  بدون  شرکت  در  هیئت  و  نظام  و  هدف  و  غایتی  مگر  به خاطر  خدا  و  محض  رضایت  الله‌.  تنها  در  راه  آن  حقیقتی  کشته  می‌شون دکه  خدا  فرو  فرستاده  است‌.  تنهـا  در  راه  آن  روش  و  قانونی ‌کشته  می‌شوند که  خدا  به  وجودش  آورده  است‌.  تنها  در  راه  آن  دینی‌ کشته  می‌شوند که  خدایش  برگزیده  است‌...  تنها  در  این  راه‌،  نه  راه  دیگری  و  نه  زیر  شعار  دیگری‌،  و  بدون  شرکت  دادن  هرگونه  هدفی  و  شعاری‌...  در  این  باره  قرآن  و  حدیث  بسی  سخت‌ گرفته‌اند،  تا  آنجا که  نباید  در  نفـس  آدمی  جز  خدا  باشد  و  شبهه  و  خطوری  بدان  راه  یابد...

از  ابوموسی  رضی الله عنه   روایت  شده  است‌ که ‌گفته  است‌:  از  رسول  خدا  صلي الله عليه و سلم    سؤال‌ گردید  دربارۀ مردی که  به  خاطر  شجاعت‌،  یا  برای  خویشتنداری‌،  و  یا  از  روی  ریاکاری  می‌جنگد،‌که  آیا  کدامیک  از  اینها  در  راه  خدا  است‌؟  فرمود:

(من قاتل لتكون كلمة الله هي العليا فهو في سبيل الله ).

هر  که  بجنگد  تا  دین  خدا  برتری  گیرد،  چنین  کسی  در  راه  خدا  به  پیکار  خاسته است‌[5].

از  ابوهریره  رضی الله عنه  روایت  شده  است‌ که ‌گفته  است‌:  مردی  گفت‌:  ای  رسول  خدا،  مردی  می‌خواهد  در  راه  خدا  جنگ  کند  ولی  (‌نهانی‌)  در  اندیشۀ مال  اندوزی  و  کالای  دنیوی  است  (‌آیا  پاداش  او  چگونه  خواهد  بود؟‌)‌،  فرمود:  «لا أََجْرَله»  او  را  پاداشی  نیست‌. آن  مرد  سه  بار  سخن  خویـش  را  تکرار کرد.  هر  بار  در  پاسخ  بدو  می‌فرمود:  «‌لا أَجْرله»  او  را  پاداشی  نیست. آن مرد سه بار سخن خويش را تكرار كرد. هر بار در پاسخ بدو می فرمود: «لا أجرَ لَهُ » اور را پاداشی نيست. [6]

هم  از  او  رضی الله عنه   روایت  شده  است ‌که‌ گفته  است‌:  رسول  خدا  صلّي الله عليه و سلّم   فرموده  است‌:
(تضمن الله تعالى لمن خرج في سبيل الله . لا يخرجه إلا جهاد في سبيلي وإيمان بي وتصديق برسلي . . فهو علي ضامن أن أدخله الجنة أو أرجعه إلى مسكنه الذي خرج منه نائلا ما نال من أجر أو غنيمة . والذي نفس محمد بيده , ما من كلم يكلم في سبيل الله إلا جاء يوم القيامة كهيئته يوم كلم , لونه لون دم وريحه ريح مسك . والذي نفس محمد بيده لولا أن أشق على المسلمين ما قعدت خلاف سرية تغزو في سبيل الله عز وجل أبدا . ولكن لا أجد سعة فأحملهم , ولا يجدون سعة فيتبعوني ويشق عليهم أن يتخلفوا عني . والذي نفس محمد بيده لوددت أن اغزو في سبيل الله فأقتل , ثم اغزو فأقتل , ثم اغزو فأقتل ).

خداوند  بزرگوار  ضمانت  کسی  را  که  در  راه  او  خارج  می‌شود  بر  عهده  گرفته  است‌.  چنانچه  چیزی  جز  جهاد  در  راهم  و  ایمان  به  من  و  تصدیق  نمودن  پیغمبرانم‌،  او  را  بیرون  نیاورده  باشد...  چنین  کسی  را  ضمانت  می‌نمایم  که  او  را  به  بهشت  وارد  سازم  یا  او  را  به  منزلی  که  از  آن  بیرون  آمده   است  برگردانم  در  حالی  که  به  اجر  و  غنیمت  لازم  هم  رسیده  باشد.  به  آن  کسی  سوگند  کـه  روح  محمد  در  ید  اختیار  او  است‌،  هیچ  جراحتی  نیست  که  در  راه  خدا  پدید  آمده   بـاشد  مگر  اینکه  در  روز  رستاخیز  همسان  روزی  که  جراحت  دست  داده  است  نمایان  می‏‎گردد،  رنگ  آن  رنگ  خـون  است  و  بوی  آن  بوی  مشک‌.  به  آن  کس  سوگند  که  روح  محمد  در  ید  اختیار  او  است  اگر  رنج  و  سختی  برای  مسلمانان  فراهم  نمی‌آوردم  هرگز  از  هیچ  دستۀ سپاهیانی  که  در  راه  خدای  بزرگوار  می‌جنگیدند  عقب  نمی‌ماندم‌،  و  همراه  ایشان  میگشتم.  و لیکن  توانائی  تجهیز  و  تهیۀ وسیلۀ  سواری  ایشان  را  ندارم‌،  و  