ر  برابر سختیهای  این  وظیفۀ خطیری‌ که  بر  دوش  دارد  قد  خم  نکند  و  به  زانو  درنیاید  و  بر  مشکلات  راه  فائق  آید.  همچنین  می‏‎بایست  چنین  ملت  مسلمانی  آن  آمادگی  را  به  هم  رساند که  بتواند  برای  فداکاریهائی  آماده ‌گردد که  این  وظیفۀ  خطـیر  ایجاب  می‌کند،  از  قبیل  شهادت  شهداء‌،  زیان  جانی  و  مالی‌،‌کمبود  میوه‌ها،  ترس  و گرسنگی‌،  تحمّل  دشواریها  و گـرفتاریها  و  خوف  و  فزعهای  جهاد  برای  استقرار  قانون  و  برنامۀ  خدا  در  میان  جانها  و  بردن  آن  به  میان  مردمان  و  رساندن  به ‌گوش  جهانیان  تا  برابر  آن  زندگی‌کنند  و  در  میان  خود  استوارش  دارند.

از  سوی  دیگر  پیوند  دلهای  این  ملت  با  خدا،  و  خالصانه  دل  بدو  دادن  و  تنها  سر  بندی  به  آستان  او  سائیدن‌،  و  برگشت  دادن  همۀ  امور  بدو،  تمام  اینها  محض  رضایت  خدا  و  رحمت  و  هدایت  الله  بو‌ده‌،  و  این  خود  پـاداش  بزرگی  برای  دل  با  ایمانی  است‌ که  پی  به  ارزش  چنین  پاداشی  می‌برد.

*  
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (١٥٣) 
ای  کسانی  که  ایمان  آورده‌اید  از  بردباری  و  نماز  (‌در  برابر  حوادث  سخت  زندگی‌)  کمک  بگیرید.  بی‏گمان  خدا  با  بردباران  است‌.

«‌صبر»  در  قرآن  خیلی  تکرار  می‌گردد  و  بسی  از  آن  نام  می‌رود.  این  نیز  بدان  سبب  است‌ که  خدای  بزرگوا‌ر  می‌داند  جهت  ماندگاری  بر راه  راست  کوشش  زیـادی  لازم  است  تا  در  برابر  جاذبه‌ها  و  دافعه‌های ‌گوناگون  استوار  ماند  و  نیروی  فراوانی‌ که  وظیفۀ تبلیغ  دعوت  خدا  در  زمین  خواهان  آن  است  تا  با  یاری‌ گرفتن  از  آن  در  برابر  سکندریها  و گردنه‌ها،  شکیبا  بود،  و  توان  می‌خواهد که  نفس  بتواند  اعـصاب  آرام  و  پیوسته‌،  و  نیروهای  آماده  و  آراسته  داشته  باشد،  و  در  درون  شو  و  بیرون  شو کارها،  بیدار  و  هوشیار  باشد...  باید  در  همۀ  اینها  بردباری  داشت‌...  صبر  در  انجام  طاعت‌،  صبر  به  وقت  دوری  از گناهان‌،  صبر  به  هنگام  جهاد  و  بیکار  با  دشمنان  خدا،  صبر  در  برابر  انواع کلکها  و  نیرنگها،  صبر  در  برابر کندی  پیروزی‌،  صبر  به  وقت  دوری  از  خانه  و  کاشانه  و  فرزندان  و  یاران  جانانه‌،  صبر  در  برابر  باطل  باد  در  غبغب  انداخته  و  خویشتن  را  آما سانده  و  بزرگ  نمایاننده‌،  صبر  بر  قلت  یار،  صبر  بر  رنج  راه  دراز  پر  خار،  صبر  به  هنگام  دلتنگی  و  اندرون  به  پـیچ  و  تاب  افتادن‌،  صبر  به  وقت  سرگشتـگی  و  سردرگمی  عقل  و  ضمیر،  صبر  بر  سنگینی  دشمنانگی  دشمنان‌،  و  صبر  بر  درد  و  سوز  روگردانی  دیگران‌...

آنگاه‌ که  مقصد  به  طول  می‌انجامد  و کوشش  دشوار  می‌گردد،  صبر  سستی  می‌پذیرد  یا  از  میان  برمی‏خیزد،  و  این  وقتی  خواهد  بود که  توشه  و کمکی  موجود  نباشد.  از  اینجا  است ‌که  خداوند  نماز  را  با  صبر  همراه  می‌سازد.  چه  نماز  چشمه‌ای  است‌ که  نمی‌خشکد  و  توشه‌ای  است  که  پایان  نمی‌گیرد.  چشمه‌ای  است‌ که  طاقت  و  توان  را  تازه  می‌گرداند،  توشه‌ای  است ‌که  دل  را  توشه  می‏بخشد،  در  نتیجه  آن  ریسمان  صبر  درازا  می‌گیرد  و  پاره  نمی‌گردد.  آنگاه  خدا  بر  صـبر،  خشنودی  و  شادی  و  آرامش  و  اعتماد  و  یقین  را  می‌افزاید.

برای  انسان  فانی  ضعیف‌ که  عمر  و  توان  محدودی  دارد،  لازم  است  با  ابر  قدرت  خداوندگاری  پیوند  حاصل ‌کند،  و  از  آن  یاری‌ گیرد.  وقتی  که  تاب  و  توان  از  نیروهای  محدود  انسان  تجاوز  نماید،  آنگاه  که  نیروهای  پلید  پنهان  و  آشکار  رو  در  روی  او  می‌ایستند،  آنگاه‌ که  توان  پایداری  بر  راه‌،  میان  هول  دادن  شهوتها  و  برانگیختن  خواستها،  بر  او  سنگینی  می‌کند،  آنگاه‌ که  راه  بر  او  به  درازا  می‌کشد  و  در  عمر  محدودش  شکاف  فراخ‌تر  و  با  هدف  فاصله  بیشتر  می‌گردد  و  چون  می‌نگرد  می‌بیند که  هنوز  به  چیزی  دست  نیافته  است  و  سر  در  پردۀ خاک  کشیدن  نزدیک‌ گشته  است‌،  و  خورشید  عمر  آهنگ  غروب‌ کرده  است  و  او  به  چیـزی  نـرسیده  است‌،  هنگامی که  بدی  را  چـاق  و  چله  و  خوبی  را  لاغر  و  پژمرده  می‏‎یابد،  و  می‌بیند که  نوری  در  افق  و  نشانه‌ای  بر  سر  راه  نیست‌...  اینجا  ارزش  نماز  نمایان  می‌شود...  نماز  رابطۀ  مستقیم  میان  انسان  فانی  و  نیروی  باقی  است‌.  نماز  میعادگاه  گزیده‌ای  است  برای  رسیدن  قطرۀ  دور  افتاده  به  سرچشمه‌ای‌ که  نمی‌خشکد.  نماز کلید  گنجی  است‌ که  انسان  را  دارا  و  بی‏نیاز  می‌کند  و  سودمند  می‌افتد  و  فزونی  می‌گیرد.  نماز  رها  شدن  از  حد  و  مرز  واقعیت  دنیای  کوچک  زمینی  و گام  نهادن  به  پهنۀ  واقعیت  جهان  بزرگ  آسمانی  است‌.  نماز  همچون  نسیم  و  باران  و  سایه  در گـرمای  نیمروز  است‌.  نماز  دست  نوازشگری  است  برای  دل  خسته  و  رنجدیده‌...  بدین  سبب  بود که  رسول  خدا  صلي الله عليه و سلم   ‌هنگامی‌ که  دچار  دشواری  می‌شد  می‌فرمود:

( أرحنا بها يا بلال ).

ای  بلال‌،  ما  را  آسوده  کن‌.

و  هنگامی  که  کاری  او  را  اندوهناک  و  پریشان  حال  می‌نمود،  بسیار  نماز  می‌خواند  تا  پیوند  با  خدا  را  افزون  کند.

این  روش  اسلامی  روش  عبادت  است‌.  عبادت  هـم  در  اسلام  رمزهائی  دارد.  از  جمله  آن  رمزها  اینکه  عبادت  توشۀ  راه  و  مدد  روح  و  صفای  دل  است‌.  هر  جا گه  مشکلی  باشد،  عبادت ‌کلید  مشکل ‌گشای  دل  است  و  نرم  نرمک  و  شادمانه  و  شیرین‌کارانه‌،  شربت  تـلخ  رنج  و  مشقت  را  می‌خوراند  و  گوارا  می‌دارد...  هنگامی  کـه  خداوند  بزرگوار  محـمّد  صلّی الله عليه و آله وسلّم   به  عهده‌ گرفتن  نقش  بزرگ  و  پر  رنج  و  سنگین  ییغمبری  ندا  داد  بدو  فرمود:

)يا أيها المزمل قم الليل إلا قليلا . نصفه أو انقص منه قليلا . أو زد عليه ورتل القرآن ترتيلا . . إنا سنلقي عليك قولا ثقيلا). 

  ای  لباس  به  خود  پیچــیده  (‌و  آمادۀ انجام  نماز  گشته‌،  ای  پیغمبر،  برای  ادای  نماز)  شب  به  پاخیز  و  به  نماز  بایست  مگر  اندکی  (‌از  شب‌)  نیمه‌ای  از  آن‌،  یا  اندکی  از  نیمه  بکاه  یا  بر  نیمه  بیفزا،  (‌حدود  1 یا  ٣ شب  به  نماز  خواندن  بـپرداز)‌.  قرآن  را  بخوان  خواندنی  (‌آرام  و  از  روی  اندیشه‌)‌...  ما  گفتار  سنگینی  را  (‌که  اوامر  و  نواهی  و  تکالیف  سخت  قرآن  است‌)  بر  تو  فرو  خواهیم  فرستاد. 

 آمادگی  برای ‌گفتار  سنگین  و  تکلیف  سخت  و  نقش  بزرگ،  عبارت  است  از  شب‌خيزی  و  خواندن  قرآن  از  روی  تفکّر  و  تدّبّر...  عبادت  است ‌که  دل  را  می‌گشاید  و  پیوند  را  استوار  می‌دارد  و كار  را  ساده  می‌سازد  و  نور  افشانی  می‌کند  و  باعث  دلداری  و  آرامش  و  آسایش  و  اطمینان  می‌شود.

بدین  علّت  است  خدا  مؤمنان  را  اینجا که  در  آستانۀ دروازه‌های  سختیهای  بزرگ  قرار گرفته‌اند،  متوجّه  صبر  و  نماز  می‌نماید...  آنگاه  به  دنبال  این  توجّه  د