  چه  در  حال‌،  به  بـاتلاق ‌گندیدۀ  وباخیز  شهوات  و  خواستهای  نابجا  و کششهای  ناروائی  فرو  می‌روند که  انسانیّت  انسان  را  ننگین  می‌سازد  و  حیوان  را که  پای‌بند  فطرت  و گوش  به  فرمان  غر‌یزه  است  بالاتر  از  او  می‏‎برد.  اصلاً  حیوان  بسیار  پاکیزه‌تر  از کسی  است ‌که  به  پلّه‌ای  سقوط ‌کر‌ده  باشد که  ایمان  نداشته  باشد.  پیغمبر  صلّي الله عليه و آله و سلّم جامعۀ  آنان  را  از  ربا  و  حرام  و  خیانت  و  تاراج  و  غارت  پاک  می‌دارد که  همۀ  این  چیزها کثیف  بوده  و  جـانها  و  خردها  را  ناپاک  می‌سازند  و  جامعه  و  زندگی  را  می‌آلایند.  همچنبن  اسلام  زندگی  ایشان  را  از  جور  و  ستم  پاکیزه  می‌دارد  و  دادگری  پاک  و  روشن  را  در  میانشان  پراکنده  می‌نماید،  آن  عدل  و  دادی  که  بشریّت  از  آن  بهره‌مند  نگشته  است  آنگونه‌ که  در  زیر  سایۀ  اسلام  و  حکو‌مت  و  روش  اسلامی  از  آن  برخوردار  بوده  است‌.  و  ایشان  را  از  سائر کثافتها  و  آلودگیهائی  پاک  می‌دارد که  چهرۀ جاهليّت  را  در  همۀ  نواحی  دور  و  بر  آنان‌،  و  همۀ  جوامعی ‌که  اسلام  با  روح  و  روش  زیبا  کنندۀ خویش  پاکیزه‌اش  نکرده  باشد،  نجس  نموده است...

(وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ). 
به  شما  کتاب  (‌قرآن‌)  و  حکمت  (‌اسرار  و  منافع  احکام‌)  را می آموزد.
این ‌گفتار  تلاوت  آيات  را که  قبلاً از  آن  سخن  رفت  دربرمیگیرد،  و  خود  این  آيات  اجزاء  تشکیل  دهندۀ  کتاب  است‌،  همچنین  مادۀ  اصیل  و  مغز  نهفته  در  آن  را  بیان  می‌دارد که  حکمت  است‌،  و  حکمت  ثمرۀ  تعلیم  این  کتاب  است‌،  و  آن  عبارت  از  ملکه‌ای  است‌ که  با  بودن  آن‌،‌ کارها  هر  یک  در  جای  درست  خود  انجام  می‌پذیرد،  و  با  موازین  راستین  خویش  سنجیده  می‌شود،  و  اهداف  فرمانها  و  سرانجام  گرایشها  درک  می‌گردد...  آری  این  میوۀ  رسیده  نصیب‌کسـانی  شد که  فرستاده  خدا  صلّی الله عليه و آله وسلّم   پروردشان  و  با  آيات  خدا  پاکشان  داشت‌.

(و يعلّمكم مالم تكونوا تعلمون)

به  شما  (‌په  همراه  کتاب  و  حکمت‌)  چیزی  یاد  می‌دهد  که  نمی‌توانستید  آن  را  بیاموزید.

این  نیز  دربارۀ  گروه  مسلمانان  حقیقت  داشت‌،  اسلام  آنان  را  از  میان  محیط  عربی  برگرفت  و  برگزيد که  جز  چيزهای  کم  و  ناچیز  و  پخش  و  پراکنده‌ای  نمی‌دانستند،  آن  چیزهائی‌ كه  شایستۀ  زندگی  قبیله  در  صحرا  بود،  و  یا  درخور  آن  شهرکهای  دور  افتاده  و  کوچکی  بود  که  در  داخل  بیابان  ساخته  شده  بودند.  اسلام  از  آنان  ملتی  را  ساخت ‌که  بشریت  را  حکیمانه  و  مترقیانه  و  آگاهانه  و  دانا  و  بینا  رهبری  می‌کرد...  این  قر‌آن  به  همراه  رهنمودهای  ییغمبر که  آن  هم  از  این  قرآن  مدد  می‌یافت‌،  ماده  رهبری  و  ارشاد  و  اساس  آموزش  و  پرورش  بود.  مسجد  رسول  خدا  صلي الله عليه و سلم  ‌هم‌ که  در  آن  قرآن  تلاوت  می‌گردید  و  رهنمودهای  مدد  یافته  از  قرآن  فرو  خوانده  می‌شد،  همان  دانشگاه  بزرگی  بود که  دسته‌ای  در  آن  فارغ‌التحصیل ‌گشتند که  بشریت  را  بدان  نحو  حکیمانه  و  مترقیانه  رهبری ‌کردند،  بگونه‌ای‌ که  بشریت  در  طول  تاریخ  دور  و  دراز  خود،  نه  قبلاً  و  نه  بعداً‌،  همانند  این  رهبری  را  به  خود  ندیده  است[[5

برنامه‌ای‌ که  چنان  دسته  و  چنان  رهبری  را  فارغ‌التحصیل  کرد  و  بیرون  داد  همیشه  و در  همۀ روزگاران‌،  آمادگی  دارد  تا  دسته‌ها  و  رهبریهائی  پرورده ‌کند  و  بیرون  دهد  اگر  این  ملت  اسلامی  به  این  سرچشمۀ  قرآنی  گردد  و  حقیقةً  بدین  قرآن  ایمان  و  باور  داشته  باشد  و  آن  را  برنامه  زندگی  کند  و  عملاً  بدان  دست  یازد،  نه  اینکه  قرآن  تنها کلمات  و  جملاتی  باشد  زبان  آن  را  زمزمه‌ کند  و  به  آواز  بخواند  تا گوشها  را  بدان  بـنوازد  و  بشادی  اندازد.

*  

در  پایان  این  درس  خدا  مرحمت  دیگری  را  در  حق  مسلمانان  روا  مـی‌دارد  بدانگاه‌ که  ایشان  را  فرا  می‌خواند که  به  سپاسگزاری  او  بپردازند  و  از کفر  و  ناسپاسی  او  بپرهیزند.  بدیشان  لطف  می‌فرماید  و  تضمین  می‌نمايد که  چون  آنان  او  را  یاد کنند،  او  نیز  ایشان  را  یاد  کـند:

(فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلا تَكْفُرُونِ) (١٥٢)

  پس  مرا  یاد  کنید  (‌با  طاعت  و  عبادت  و  دوری  از  معاصی‌،  به  دل  و زبان  و قلم  و قدم‌،  و  سیر در  آفاق  و  انفس  جهت  کشف  عظمت  و  قدرت  من‌)  تا  من  نیز  شما  را  یاد  کنم  (‌با  اعطاء  ثواب  و  گشایش  ابواب  سعادت  و  خیرات  و  ادامۀ  پیروزی  و  بهروزی  و  قدرت  و  نعمت‌)  و  از  من  سپاسگزاری  کنید  (‌و  با  گفتار  و  کردار  شکرگزار  انعام  و  احسان  من  باشید)  و  از  من  ناسپاسی  مکنید  (‌و  نعمتهای  مرا  نادیده  مگیرید).

به به چه  فضل  بزرگوارانه  و  مهربانانه‌ای‌!  خداوند  ذوالجلال  و  قادر  متعال  یاد کـردن  خویش  را  از  این  بندگان،  پاداش  یاد کردن  ایشان  در  این  دنیای  کوچکشان  از  خدای  سبحان  می‌کند!  بندگان  هنگامی‌ که  خدای  خـود  را  یاد  می‌کنند،  او  را  در  این  زمین‌ کوچک  یاد  می‌کنند...  در  حالی‌ که  خودشان  بسی ‌کوچكتر  از  زمین  کوچکشان  هستند.  اما  خدا  هنگامی ‌که  ایشان  را  یاد  می‌کند،  آنان  را  در  این  جهان  بزرگ  یاد  می‌کند!...  و  او  خود،  خدای  بزرگوار  و  والا  است‌...  چه  فضلی‌! چه‌کرمی‌ !  چه  دریای  جـود  بی‏کرانه  و  چه  بخشش  سرورانه‌ای‌ا

(فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ).

مرا  یاد  کـنید  تا  من  نیز  شما  را  یاد  کنم‌.

این  فضل  و کرمی  است ‌که  حز  خدائی ‌که‌ گنـجوری  برای  گنجهایش  ندارد  و  بازپرسی  از  عطایایش  ندارد،  هیچکس  دیگری  چنین  بذل  و  بخششی  نکند.  خود  و  فضلی  است‌ که  از  جانب  ذات  بزرگوارش  بدون  هیچ  سبب  و  موجبی  سرازیر  و  ریزان  می‌گردد  و  انگیزه‌ای  جز  این  در  میان  نیست‌ که  خدای  سبحان  ذاتاً  بسی  بخشایشگر  است‌.

در  حدیث  صحیح  آمده  است‌ که  خدای  بزرگوار  فرموده است:

(من ذكرني في نفسه ذكرته في نفسي , ومن ذكرني في ملأ ذكرته في ملأ خير منه .(

هر  که  مرا  در  پپش  خود  یاد  کند،  او  را  در  پیش  خود  یاد  کنم‌،  و  هر  که  مرا  در  میان  گروهی  یاد  کند،  او  را  در  میان  گروهی  بهتر  از  آن  یاد  کنم‌.

و  نیز  در  حدیث  صحیح  آمده   است‌،  رسول  خدا  صلي الله عليه و سلم  گفته‌ که  خدای  ذوالجلال  فرموده  است‌:

(يا ابن آدم إن ذكرتني في نفسك ذكرتك في نفسي , وإن ذكرتني في ملأ ذكرتك في ملأ من الملائكة - أو قال في ملأ خير منه - وإن دنوت مني شبرا دنوت منك ذراعا , وإن دنوت مني ذراعا دنوت منك باعا , وإن أتيتني تمشي أتيتك هرولة ).

ای  آدمیزاد  اگر  مرا  در  پیش  خود  یاد  کنی  تو  را  در  پيش  خود  یاد  کنم‌،  و اگر  مرا  در  میان  گروهی  یاد  کنی  تو  را  در  میان  گروهی  از  فرشتگان  -  یا  فرموده  است  در  میان  گروهی  بهتر  از آن  -  یاد  کنم‌،  و  اگر  وجبی  به  من  نزدیک  شوی  ذراعی  ‌به  تو  نزدیک  شوم  و