  و  منطقی نمی‌شناسند.

اما ما  -  با  وجود  این  -  در  فر‌اسوی  تکرار  چنین  می‏‎بینیم  که  حالتی  در  صف  اسلامی  به  وقوع  ییوسته  است ‌که  خواستار  چنین  تکرار  و  تأکید  و گفتار  و  بیان  علّتی  بوده  است‌،  و  اشاره  به  ستبرای  یورش  گمراهی‌ها  و  یاوه‌ها  دارد،  و  تأثیر  بخشی  آنها  را  در  بعضی  از  دلها  و  جانها  می‌رساند.  چنین  تأثیری  است ‌که  قرآن‌ کریم  به  درمان  و  چاره‌سازی  آن  می‌پردازد،  و  آنگاه  نصوص  قرآن  در  طول  زمان  ماندگار  می‌ماند  و  به  مداوای  چنین  بیماری  و  خنثی  سازی  همچون  حالتی  در  شکلهای‌ گوناگون‌ که  به  خود  می‏‎گیرد  می‌پردازد  و  در  این  راه  در  نبرد  جاویدی ‌که  آرامش  و  سستی  و  نرمش  نمی‌شناسد،  به  پیکار  می‌نشیند.

*
در  تعقیب  این  هدف‌،  می‏‎بینیم  روند گفتار  در  ضمن  آن  مسلمانان  را  به  نعمتی ‌که  خدا  بدیشان  عطاء  کرده  است  یادآور  می‌گردد  و گوشزد  می‌نماید که  این  پیغمبر  صلّي الله عليه و آله و سلّم را  از  میان  آنان  گزیده  و  روانه  کرده  و  چنین‌ کاری  پاسخی  به  دعای  پدرشان  ابراهیم  پرده‌دار  مسجدالحرام  قبلۀ مسلمانان  بوده  است‌.  در  پايا‌ن ‌گفتار  هم  خدای  بزرگوار  آنان  را  بی‌واسطله  به  ابراهیم  پیوست  می‌دهد:

(كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ (١٥١) فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلا تَكْفُرُونِ) (١٥٢)

  همچنین  (‌برای  تکمیل  نعمت  خود  بر  شما)  پیغمبری  را  از  خودتان  در  میانتان  برانگیختم  که  آيات  (‌قرآن‌)  ما  را  بر  شما  فرو  می‌خواند  (‌و  آيات  و  نشـانه‌های  وحدانیّت  و  عظمت  خدا  را  در  جهان  با  دلیل  و  برهان  به  شما  می‌نمایاند)  و  شما  را  پاکیزه  می‌دارد  (‌از  رذائلی  همچون  زنده  بگور  کردن  دختران  و  خونریزیها  و  کشتن  فرزندان  از  ترس  نفقه‌...  و  با  کاشتن  نهال  فضائل  در  اندرونتان‌،  شما  را  سرور  و  سرمشق  دیگران  می‌سازد)  و  به  شما  کتاب  (‌قرآن‌)  و  حکمت  (‌اسرار  و  منافع  احکام‌)  را  می‌آموزد  (‌تا  با  حفظ  نظم  و  لفظ  قرآن  و  بهره‌مندی  از  نور  آن‌،  بـه  زندگی  خویش  حیات  و  تحرّک  بخشید  و  با  استفاده  از  سنّت  عملی  و سیرت  نبوی  به  احکام  شریعت  آشنا  گردید)  و  به  شما  (‌به  همراه  کتاب  و  حکمت‌)  چیزی  یاد  می‌دهد  که  نمی‌توانستید  آن  را  بیاموزید  (‌چون  وسیلۀ  آموزش  آن‌،  اندیشه  و  نگاه  نیست  بلکه  باید  از  راه  وحی  آموخته  شود،  همانند  اخبار  عالم  غیب  و  اشارات  علمی  و  بیان  سرگذشت  پیغمبران  و  احوال  پیشینیان  که  نه  تنها  برای  اعراب  بلکه  برای  اهل  کتاب  نیز  مجهول  بود).  پس  مرا  یاد  کنید  (‌با  طاعت  و  عبادت  و  دوری  از  معاصی‌،  به  دل  و  زبان  و  قلم  و  قدم‌،  و  سیر  در  آفاق  و  انفس  جهت  کشف  عظمت  و  قدرت  من‌)  تا  من  نیز شما  را  یاد  کنم  (‌با  اعطاء  ثواب  و  گشایش  ابواب  سعادت  و  خـیرات  و  ادامۀ  پیروزی  و  قدرت  و  نعمت‌)  و  از  من  سپاسگزاری  کنید  (‌و  با  گفتار  و  کردار  سپاسگزار  انعام  و  احسان  من  باشید)  و  از  من  ناسپاسی  مکنید  (‌و  نعمتهای  مرا  نادیده  مگیرید).

آنچه  در  اینجا  جلب  توجّه  مـی‌کند  ایـن  است‌ که  آیـۀ  قرآنی  با  نصّ  آشکار  دعوت  ابراهیم  را که  قبلاً  در  سوره  آمده   بود،  تکرار  می‌نماید،  دعوتی‌ که  ابراهيم  به  هنگام  بلند کردن  پایه‌های  بیت  الله  به ‌کمک  اسماعیل‌،  سر  داد،  و  در  آن  از  خدا  خواست  که  از  میان  فرزندان  همسایۀ بیت‌الله  او،  پیغمبری  را  از  خودشان  برانگیزد  تا  آيات  خدا  بر  ایشان  فرو  خواند  و کتاب  و  حکمت  بدانـان  آموزد  و  ایشان  را  پاکیزه  دارد...  تا  بدین  وسیله  مسلمانان  را  بدین  امر  یادآوری‌ کند که  ارسال  پیغمبر  صلّي الله عليه و آله و سلّم از  میان  ایشان  است  و  خود  آنان  مسلمان  بشمارند  و  حنین  بعثتی  پیوند کامل  با  پذیرش  دعای  پدرشان  ابراهیم  دارد.  در  این  امر  اشارۀ روشنی  است  به  اینکه‌ کار  ایشان  تازگی  ندارد،  بلکه  بس  قدیم  و کهن  است‌،  و  نعمتی  را  که  خدا  برایشان  ریزان  و  فراوان‌ کرده  است  همان  نعمتی  است‌ که  خدا  به  خلیل  خویش  وعده  داده  است  و  سابقۀ  بس  کهن  تاریخی  دارد.

بیگمان  رو  به  قبله  خودتان ‌گـردانـیدنتان‌،  و  استقلال  شخصیّت  بخشیدنتان  یکی  از  نعمتهای  بزرگی  است‌ که  به  شما  داده  شده  است‌،  و  نعمت  دیگری‌ که  فرستادن  پیغمبری  از  میان  خودتان  می‏‎باشد،  بر  آن  پیشی  جسته است:
(كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولا مِنْكُمْ). 
همچنین  پیغمبری  را  از  خودتان  در  میانتان  برانگیختم. 

 اینکه  رسالت  در  میان  خودتان  باشد  و  پیغمبر  صلّي الله عليه و آله و سلّم  واپسین  از  خودتان  برگزیده  شود،  آن  پیغمبری‌ که  یهودیان  چشم  به  راهش  بودند  و  می‌گفتند  با  آ‌مد‌ن  او  بر  شما  پیروز  خواهند  شد،  بزرگداشت  و  برتری  و  فضل  و  لطف  است‌:  

(يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا ).
آیات  ما  را  بر  شما  فرو  می‌خواند.

پس  هر  آنچه  را که  بر  شما  فرو  می‌خواند،  حقّ  است‌...  اشارۀ  دیگری ‌که  بیانگر  سترگی  فضل  و کرم  است  در  این  نهفته  است‌ که  خداوند  بندگانش  را  با  سخن  خویش  مورد  خطاب  قرار  دهد  و  آن  سخن  به  وسیلۀ  پیغمبرش  بر  ایشان  تلاوت  شود.  این  هم  فضل  و کرمی  است‌ که  چون  دل  دربارۀ  حقیقت  آن  به  دقت  بنگرد،  در  مقابل  آن  به  لرزه  افتد.  پس  این  مردمان  چه‌ کسانیند؟  ایشان‌ کیستند  و  چه  هستند؟  تا  خداوند  متعال  با  سخنان  خود  با  آنان  به  خطاب  درآید،  و  با گفتار  خويش  با  ایشان  به‌ گفتگو  پردازد،  و  اینگونه  آنان  را  در کنف  حمایت  و  رعایت  بزرگوارانۀ  خویش  گیرد؟  ایشان ‌کیستند  و  چیستند،  اگر  خدا  فضل  و کرم  ننماید؟  و  اگر  بزرگواری  خدا  جوشان  و  دریای  جودش  خروشان  نباشد؟  و  اگر  خدا  از  آغاز  به  کالبدشان  از  جان  متعلّق  به  خود  نمی‌دمید  تا  در  پیکرشان  چیزی  جلوه‌گر آید که  شایستۀ  چنین  نعمت  و  بخششی،  و  درخور  پذیرا  شدن  چنین  بزرگواری  و کنشی  باشد؟
(وَيُزَكِّيكُمْ). 
و  شما  را  پاکیزه  می‌دارد.

اگر  خدا  نبود،‌ کسی  از آنان  پاکیزه  نمی‌شد  و  پاکی  و  بلندی  نمی‌یافت‌.  لیکن  خدا  فرستادۀ  خویش  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  فرستاده  تا  ایشان  را  پاک  دارد.  جانهایشان  را  از كثافت  شرک  و  نجاست  جاهلیّت  تمییز کند  و  ناپاکیهای  حاصله  از  اندیشه‌های  بدی ‌که  بر  روح  انسانی  سنگینی  می‌کند  و  آن  را  به  زیر  لعن  می‌گیرد  و  پنهانش  می‌دارد  بزداید،  و  ایشان  را  از  لوث  شهوات  و  خواستهای  نابجا  و  کششهای  ناروا  پاک  دارد  تا  جانهایشان  به  گندنای  لجنزار  سیاه  فرو  نرود.  کسانی ‌که  اسلام  روح  آنان  را  پاک  ندارد  در  هر  جای‌ کرۀ  زمین‌ که  باشند  چه  در گذشته  و