  هم  بدین‌گونه  متوجه  شخص  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  شدن‌،  دربرگیرنده  الهام  نیرومند  و  اشاره‌ي آشکاری  است  برای  مسلمانانی  که  دنباله‌رو  او  خواهند  بود،  حال  چه ‌کسانی‌ که  در  آن  زمان  از  یاوه‌گويیها  و  سخنان  ناروا  و  نیرنگهای  یهودیان  متاثر گشته‌اند،  و  چه  آنانی ‌که  بعد  از  ایشان  می‌آیند  و  سخان  پوچ  یهودیان  و  دیگران  راجع  به  کار  و  بار  دینشان‌،  در  ایشان  می‌گیرد  و  شیفته  و  شیدای  گفتار  ناروایشان  می‌گردند.

امروزه  ما  بسی  نیازمند  نیوشیدن  چنین  تحذیری  و  آویزه ‌گوش ‌کردن  اندرز  چنین  تهدیدی  هستیم‌.  ما كه  به  کـودنی  بـی‌نظیری  و  نادانی  بیمانندی  گرفتاریم‌،  می‌رویم  و  از  خاورشناسان  -  اعـم  از  یهودیان  و  مسیحیان  و کمونیستهای  بی‌دین  -  درباره  امور  آئینمان  رای  می‌خواهیم  و  چاره‌جوئی  می‌کنیم‌،  و  از  ایشان  تاریخ  خودمان  را  برمی‌گیریم‌،  و  در  میراث  و  آثارمان  بر  گفتارشان  تکیه  می‌کنیم  و  سخنانشان  را  حجت  می‌گیریم‌،  و  به  شکها  و گمانهائی  گوش  فرا  می‌دهیم ‌که  در  لابلای  بررسیهای  خود  نهان  می‌دارند که  درباره  قرآنمان  و  حدیث  پیغمبرمان  و  نحوه‌ي زندگانی  گذشتگانمان  انجام  می‌دهند.  و  از  میان  دانشجویانمان گـروههائی  به  کشورهایشان  اعزام  می‌داریم  تا  علوم  اسـلامی  را  از  آنان  فرا  گیرند  و  در  دانشگاههایشان  فارغ‌التحصیل  شوند،  و  آنگاه  با  عقل  بیمار  و  دل  افگار  و  اندیشه‌ي بیگانه‌پرست  از  خود  بیزار،  به  سویمان  برگردند.

این  قرآن  همان  قرآن  ما  است‌،  قرآن  ملت  مسلمان‌.  قرآن  همان ‌کتاب  جاویدان  این  ملت  است‌ که  پروردگارشان  در  آن  بدیشان  می‌گوید  چه  بکنند  و  چه  نکنند.  اهل‌ کتاب هم  همان  اهل  کتابند،  وکافران  نیز  همان  کافرانند.  آئین  اسلام  هم  همان  آئین  است‌ که  بود.

به  روند گفتار  برمی‌گردیم  و  می‌بینیم ‌که  مسلمانان  را  از  گوش  فرا  دادن  به  اهل ‌کتاب  بر  حذر  می‌نماید  و  ایشان  را  از  پذیرش  رهنمودهایشان  بدور  می‌دارد،  و  به  مسلمانان  می‌آموزد که  بر  راه  ویژه‌ي خود  ا‌ستوار  بمانند  و  رو  به  سوی  هدف  خاص  خويش  دارند.  چه  هر گروهی  را  راهی  و  هر  دسته‌ای  را  سوئی  است‌،  بس  مسلمانان  به  سوی  نیکیها  روند  و  در  انجام  خوبیها  بر  دیگران  سبقت  گیرند  و  در  این  کشش  و کوشش‌،  چیزی  ایشان  را  به  خود  مشغول  و  از  هدف  بدور  ندارد  و  بیدار  باشند  و  بدانند که  بازگشت  همگان  به  سوی  خدا  است‌ که  برگرد  آوردن  همه‌ي ایشان  و  بر  پادافره  مردمان  در  پایان  این  گشت  وگذار،  توانا  است‌:

(وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ أَيْنَمَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ).

هر  ملتی  را  جهتی  است  (‌که  به  هنگام  نماز)  بدانجا  رو  می‌کند،  (‌ابراهیم  و  اسماعیل  رو  به  کعبه‌،  و  بنی‌اسرائیل  رو  به  صخره‌ي بیت‌المقدس‌،  و  مسیحیان  رو  به  مشرق  می‌کردند.  لیکن  سو  و  جهت  همچون  توحید  و  ایمان  به  رستاخیز  و  حساب  و  کتاب  اخروی‌،  از  اصول  و  ارکان  دین  نیست،  بلکه  همانند  تعداد  رکعات  نماز  و  مقدار  واجب  زکات‌،  باید  تسلیم  وحی  آسمانی  بود)  پس  به  سوی  نیکیها  بشتابید  و  در  انواع  خیرات  بر  یکدیگر  سبقت  بگیرید.  هر  جا  که  باشید  خدا  همگی  شما  را  گرد  می‌آورد  (‌و  به  حساب  همگان  رسیدگی  می‌کند  و  بلاد  و  جهات  در  امر  دین  بی‌ارزش  است‌،  بلکه  خیرات  و  نیکیها  ارزشمند  است‌)  خدا  بر  هر  چیزی  توانا  است‌.

بدین  وسیله  خداوند  متعال  مسلمانان  را  از  سرگرم‌ گشتن  به  آنچه  اهل ‌کتاب  از  نیرنگها  و فتنه‌ها  و  تاویلها  و  دروغها،  به  راه  می‌اندازند  و  پخش  می‌نمایند،  بر  حذر  می‌فرماید  و  آنان  را  از  دام  این  امور  بدور  می‌دارد  و  ایشان  را  به  سوی  تکاپو  و کوشش‌،  و  پیشی‌ گرفتن  بر  دیگران  در  انجام  کارهای  نیک  روانه  می‌کند.  در  ضمن  آنان  را  بدین  نکته  یادآوری  می‌نمایدکه  برگشت  همه  ایشان  به  سوی  خدا  است‌،  و  بیگمان  خدا  بر  هر  چیزی  توانا  است‌،  هیچ  کاری  او  را  درمانده  نمی‌سازد،  و  چیزی  از  حیطه‌ي قدرت  او  بدور  نمی‌رود.

این  هم  تکاپو  و  پویشی  است  جدی‌ که  دروغهای  بهم  بافته  و  یاوه‌های  از  پیش  خود  ساخته‌،  درکنار  آن  ناچیز  و  بی‌ارزش  است‌.

*
سپس  روند گفتار  برمی‏گردد  و  فرمان  رو کردن  به  قبلۀ  تازۀ ‌گزیده  را  با  شیوۀ  دیگری  مورد  تأکید  قرار  می‌دهد: 

(وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ) (١٤٩)

از  هر  مکانی  که  بیرون  شدی  (‌و  به  هر  جا  که  رسیدی‌،  در  سفر  و  در  حضر،  و  در  هر  زمان  و  مکانی‌،  به  هنگام  نماز)  رو  به  سوی  مسجدالحرام  کن  و  این  رو  کردنت  (‌از  همۀ نقاط  زمین  به  سوی  مسجدالحرام‌)  بی‏گمان  حقّ  (‌ثابت  و  موافق  مصلحت‌)  است  و  از  جانب  پروردگارت  می‌باشد  و  خدا  از  آنچه  که  می‌کنید  بی‌خبر  نیست  (‌و  پاداش  پیروی  مؤمنان  از  پیغمبر  صلّي الله عليه و آله و سلّم  و  جزای  اعمال  و  اخلاص  ایشان  را  خواهد  داد).

فرمان  این  بار،  از كفّار  دربارۀ  اهل‌ کتاب  و  موضع  ایشان  خالی  است  و  تنها  متضمّن  رو کـردن  به  مسجدالحرام  است  از  هر  مکانی  که  پیغمبر  صلّي الله عليه و آله و سلّم  بیرون  رود  یا  هر  جا كه  باشد،  با  تأکید  بر  اینکه  حقّ  از  سوی  پروردگارش  بوده  است‌،  و  با  تهدید  نهانی  بـر اینکه  از  چنین  حقّی‌ کناره‌گیری  نشود،  آن  تهدیدی ‌که ‌گفتار  خداوندی  دربرگیرندۀ  آن  است‌:

(وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ) (١٤٩)

خدا  از  آنچه  که  می‌کنید  بی‌خبر  نیست‌.

این  سخن  پروردگاری  اشاره  به  این  هم  دارد که  پیش  از  آن‌،  حالتی  در  دل  بعضی  از  مسلمانان  پیدا  آمده   است‌ که  شایستۀ چنین  تأکید  و  درخور  اینگو‌نه  تحذیر  و  تهدید سخت  و  شدیدی‌ گشته  است‌.  

*سپس  برای  بار  سوم  به  مناسبت  هدف  تازه  دیگری‌،  تأکید  به  میان  می‌آید،  و  آن  باطل  ساختن  دلیل  اهل‌ کتاب  و  بی‌اعتبار  نمودن  حجت‌ کسان  دیگری  است  که  چون  مسلمانان  را  می‌دیدند  به  قبلۀ  یهودیان  رومی‌کردند  تمایل  نشان  می‌دادند  که  در  برابر  شایعات  یهودیان  راجع  به  برتری  دادن  دینشان  بر  دین  محمّد  و  اصالت  قبله‌شان  و  در  نتیجه  راهشان‌،  سر  تسلیم  فرود  آورند.  همـین  برهان  مشرکان  عربی  را  باطل  می‌سازد که  در  این  رو  کردن  وسیله‌ای  نوای  باز  داشتن  عربهائی  که  «‌مسجدالحرام‌«  خویش  را  گرامی  می‌داشتند  یافته  بودند.  از  سوی  دیگر،  ایشان  را  از  اسلامی ‌که  پیروان  آن  به  جانب  قبله  بنی  اسرائیل  رو  نموده  بودند  بیزار  می‌کردند:

(وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَ