 شد.

آنگاه  خداوند  بزرگوار،  قبله‌اي  را که  پیغمبر  از  آن خشنود  خواهد  شد،  برایش  روشن  می‌فرماید:

(فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ).

پس  رو  به  سوی  مسجدالحرام  گردان.

قبله‌ای  است  از  آن  او  و  ملت  او؛  آنان‌که  همچون  اویند  و  آنان‌که  بعد  از  او  می‌آیند  تا  بدانگاه ‌که  خدا  وارث  زمین  و  ساکنان  آن  می‌گردد  و  رستاخیز  فرا  می‌رسد:  

(وَحَيْثُمَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ ).

هر  جا  که  بودید  روهای  خویشتن  را  (‌به  هنگام  نماز)  به  جانب  آن  کنید.

از  هر  سو  و  از  هر  نقطه‌ای  از  زمین‌،  همگی  رو  به  سوی  بیت‌الحرام  کنید...  قبله  یگانه‌ای  که  این  ملت  را  تجمّع  می‏بخشد  و  میان  آنان  با  وجود  اختلاف‌ کشورها  و  اختلاف  موقعیتها  نسبت  بدین  قبله‌،  و  اختلاف  نژادها  و  زبان‌ها  و  رنگها،  اتحاد  و  اتفاق  می‌اندازد...  قبله  یگانه‌ای  است ‌که  ملت  یگانه‌ای  در  خاور  و  باختر  و  همه‌ي جهات  دیگر  زمین  بدان  رو  می‌کند. گمان  می‏‎برد  پیکر  واحدی  و  وجود  واحدی  است‌ که  به  هدف  واحدی  رو  می‌کند.  و  به  سوی  پیاده  کردن  برنامه  واحدی  در  تکاپو  است‌.  برنامه‌ای  است  که  از  بودنشان  بر  اینکه  همگان  خدای  واحدی  را  پرستش  می‌کنند،  و  به  پیغمبر  واحدی  ایمان  دارند،  و  به  سوی  قبله  واحدی  می‌گرایند،  سرچشمه  می‌گیرد.

بدین  منوال  خداوند  این  ملت  را  یگانگی  بخشیده  است‌.  او  را  در  خدا،  پیغمبر،  دین‌،  و  قبله‌اش‌،  وحدت  و  یگانگی  داده  است  و  با  وجود  اختلاف ‌کشورها  و  نژادها  و  رنگها  و  زبان‌ها،  یگانه‌اش  نموده  است‌.  یگانگی  او  را  هم  بر  پایه‌ي هیچیک  از  این  پایه‌ها  استوار  نداشته  است‌.  بلکه  یگانگیش  با  وجود  تفاوت ‌کشورها  و  نژادها  و  رنگها  و  زبانهایش  بر  پایه‌ي عقیده‌اش  و  قبله‌اش  استوار  است‌...  این  چنین  یگانگی  است  که  شایسته‌ي فرزندان  انسان  است‌.  چه  انسان  بر  عقیده‌ي دل‌،  و  قبله  عبادت‌ گرد می‌آید،  لیکن  این  حیوان  است‌ که  بر  چراگاه  و گیاه  و  پرچین  و  آغل  جمع  مي‌شود.
*

از  این  گذشته‌...  آیا  اهل‌کتاب  را  با  این  قبله  نو چه  کار  است‌؟

( وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ ).

بی‏گمان  کسانی  که  کتاب  بـدیشان  داده  شده  است  (‌یهودیان  و  مسیحیان‌)  حتماً  می‌دانند  که  آن  (‌گرایش  به  جانب  مسجدالحرام‌)  حق  است  و  به  فرمان  پروردگارشان  می‌باشد.

 بیگمان  ایشان  می‌دانند  که  مسجدالحرام  بلاشک  نخستین  خانه‌ي خدا  است ‌که  پایه‌های  آن  را  ابراهیم  نیای  این  ملت  وارث  و  نیای  همه‌ي مسلمانان‌،  بالا  برده  است‌.  و  بی‏گمان  هم  می‌دانند  که  رو کردن  بدان  حق  است  و  از  جانب  خدا  است  و  شکی  در  آن  نیست‌.

و لیکن  با  وجود  دانستن‌،‌کاری  را  انجام  خواهند  دادکه  خلاف  چیزی  است‌که  دانششان  الهام  بخش  آن  است‌.  پس  ایشان  نه  بر  مسلمانان  حقی  و  نه  برآنان  برتری  دارند.  این  خدا  است‌که  کارگزار  و  ضامن  برگرداندن  خدنگ  نیرنگ  و  دسیسه‌ي ایشان  است‌:

وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ 

خداوند  از  آنچه  می‏‎کنند  بی‌خبر  نیست‌.

آنان  با  هیچ  دلیل  و  برهانی  قانع  نمی‌شوند،  زیرا  آنچه‌ کم  دارند  دلیل  و  برهان  نیست‌،  بلکه  آنچه  ندارند  یکرنگی  و  پرهیز  از  هوی  و  هو‌س  و  آمادگي  برای  تسلیم  د‌ر  برابر  حق  به  هنگام  شناخت  آن  است‌:

(وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ ).

اگر  هر  نوع  برهان  و  حجتی  برای  آنان  که  کتاب  بدیشان  داده  است  (‌یهودیان  و  مسیحیان‌)  بیاوری  (‌و  آن  ادله  و  براهین  را  بر  صدق  تغییر  قبله  از  بیت‌المقدس  به  مسجدالحرام  ارائه  نمائی‌،  تو  را  باور  نمی‌دارند  و)  از  قبله‌ي تو  پیروی  نمی‌نمایید.

زیرا  آنان  به  دشمنانگی  و  عنادی  گرفتار  آمده‌اند  که  از  هوی  و  هوس  سرچشمه  می‌گیرد  و  انگیزه‌ي آن  مصلحت‌طلبی  وکینه‌توزی  است‌...  بسیاری  از  پاکدلان  گمان  می‌برندکه  آنچه  یهودیان  و  مسیحيـان  را  از  پـذیرش  اسلام  بدور  نگاه  داشته  است‌،  پی  نبردن  به  ماهیت  اسلام  است‌،  و  یا  این  می‌تواند  باشد که  اسلام  بگو‌نه  راستین  و  قانع‌کننده  بدیشان  عرضه  نگشته  است‌...  لیکن  این  گمانی  بیش  نیست‌...  بلکه  یهودیان  و  مسیحیان  اسلام  را  نمی‌خواهند  چون  آن  را  می‌شناسند.  ایشان  بدان  آشنایند  و  از  آن  می‌ترسند  زیرا  می‌دانند  مصلحت  دنیوی  ایشان  را  به  خطر  می‌اندازد  و  قدرت  دروغین  آنان  را  فرو  می‌شکند.  از  اینجا  است‌که  درباره‌ي آن  از  راههای  گوناگون  و  به  مسائل  جوراجور  به  حيله‌گری  و  نیرنگ  بازی  قرص  و  محکمی  دست  می‌یازند  که  سستی  نمی‌شناسد.  بی‌پرده  و  از  پس  پرده  و  به  شیوه‌های  دیگر، به  نبرد  اسلام  برمی‌خیزند  و  آشکارا  یا  مخفیانه  با  آن  به  جنگ  می‌پردازند.  خودشان  رو  در  رو  با  اسلام  وارد  جنگ  می‌شوند  یا  از  میان  پیروان  اسلام ‌کسانی  را  می‌فریبند  و  عقل  از کفشان  بدر  می‌کنند  و  همچون  به  خواب  مصنوعی  فرو  رفتگانی‌،  ایشان  را  بی‏اراده  تحت  نام‌های  مختلف  به  جنگ  اسلام  می‌اندازند...  همیشه  این  سخن  خدا  خطاب  به  محمد مصطفی  صلي الله عليه و آله و سلم  بر  آن  صدق  مي‌كند‌:

(وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ ).

اگر  هر  نوع  برهان  و  حجتی  برای  آنان  که  کتاب  بدیشان  داده  است  (‌یهودیان  و  مسـحیان‌)  بیاوری  (‌و  آن  ادله  و  براهین  را  بر  صدق  تغییر  قبله  از  بیت‌المـقدس  به  مسجدالحرام  ارائه  نمائی‌،  تو  را  باور  نمی‌دارند  و)  از  قبله‌ي تو  پیروی  نمی‌نمایند.

در  برابر  این  پافشاری  اهل‌ کتاب  بر  روگردانی  از  قبله  اسلام  و  برنامه  آن ‌که  این  قبله  اشاره  بدان  دارد،  خدا  حقیقت ‌کار  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  ‌و  موقعیت  طبیعی  او  را  مشخص  می‌فرماید:

(وَمَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ  ).

تو  (‌نیز  که  بر  اثر  وحی  قبله‌ي راستین  ابراهیم  را  باز  شناخته‌ای  ديگر)  از  قبله‌ي ایشان  پیروی  نخواهی  کرد.  

اصلاً کار  تو  نیست  و  به  تو  نمی‌سزد که  از  قبله  آنان  پیروی  کنی‌...  بکار  بردن  حمله‌ي اسمیه‌ي منفی  در  اینجا،  برای  بطن  موضع  ثابت  و  دائم  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  در  برابر  چنین‌کاری‌،  رساترین  شیوه  است  و  در  آن  اشاره‌ي آ‌شکار  و  استواری  به  مسلمانانی  است‌ که  بعد  از  او  خواهند  آمد.  بدیشان  تلقین  می‌گردد که  نباید  قبله‌اي  جز  قبله  پیغمبر  را  برگزینند؛  آن  قبله‌ای ‌که  پروردگار  برای  پیغمبر  برگزیده  است  و  پسندیده  است ‌که  قبله‌ي او  باشد  تا  با  آن  فرستاده‌ي خویش  را  خشنود  نماید.  همچنین  به  مسلمانان  گوشزد  شده  