چیزی  را  پیش  از  اینکه  بشود  می‌داند.  لیکن  می‌خواهد  آنچه  از  مردم  نهان  است  به  ظهور  رساند  تا  ایشان  را  بر  آن  محاسبه ‌کند  و  آنان  را  به  سبب  آن  مواخذه  نماید  و  به ‌گناه  آن ‌گیرد.  چه  خدا  به  علت  رحمی ‌که  نسبت  به  مردم  دارد،  آنان  را  به‌ گناهی  نمی‌گیرد که  خود  می‌داند  و  هنوز  از  ایشان  سر  نزده  است‌،  بلکه  آنان  را  در  برابر کاری  محاسبه  و  مواخذه  می‌کند که  از  ایشان  سر  زده  باشد  و  عملاً  انجام  پذیرفته  باشد.

خدا  همچنین  می‌دانست‌ که  بیرون  آمدن  از  زیر  لایه‌ها  و  ته‌نشینیهای  حس  و  شعور،  و  دست  شستن  از  هر  نشانه  و  هر  شعاری ‌که  پیوندی  با  نفس  داشته  باشد، ‌کار  سخت  و  تکاپوی  دشواری  است‌...  مگر  آنکه  ایمان  به  سر  حد  استیلاء  مطلق  و  چیرگی‌ کامل  خود  بر  دل  رسیده  باشد،  و  مگر  آنکه  خدا  چنین  دلی  را  درکوشش  و  تکاپویش  یاری  دهد  و  آن  را  به  ذات  پاک  خود  برساند  و  به  سوی  آستان  با  عظمت  خویش  رهنمودش  فرماید:

وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ . 

اگر  چه  (‌تغییر  قبله  برای  کسی  که  الفت  گرفته  است  بدان  رو  کند)  بس  بزرگ  و  دشوار  است  مگر  بر  کسانی  که خدا  ایشان  را  رهنمون  کرده  باشد.

زیرا  اگر  رهنمون  خدائی  باشد  نه  رنجی  و  نه  سختی  در  میان  است  از  اینکه  نفس  آن  شعارها  را  بدور  افکند،  و  آن  رسوبات  و  لایه‌ها  را  از خود  پاک  دارد،  و  خویشتن  را  خالصـانه  در  اختیار  خدا  قرار  دهد  و  تنها  از  او  بشنود  و  تنها  از  او  اطاعت  نماید،  و  خدا  او  را  رو  به  هر  جا کند  بدانجا  رو كند،  و  رسول  خدا  او  را  به  هر  جا  رهبری  و  روانه  کند  برود.

*

سپس  مسلمانان  را  بر  صحت  ایمان  و  بر  پذیرفته  بودن  نمازشان  مطمئن  می‌سازد...  اعلان  می‌فرماید  که  آنان  گمراه  نیستند  و  نمازشان  هدر  نرفته  است‌،  چه  خدای  بزرگوار  بندگان  را  به  رنج  نمی‌اندازد  و  عبادتهائی  را که  برای  او  انجام  داده  و  رو  بدو  خوانده‌اند  ضایع  نمی‌گرداند،  و  ایشان  را  به  انجام  تکلیفی  وادار  نمی‌سازد  که  بالاتر  از  توانشان  باشد  و  وجود  ایمان  آن  را  چندین  برابر  می‌گرداند  و  نیرومندش  می‌نماید:

وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ  

خدا  ایمان  شما  را  (كه  انگیزه  پیروی  از  پیغمبر  است‌)  ضایع  نمی‌گرداند؛  بی‏گمان  خدا  نسبت  به  مـردم  بس  رووف  و  مهربان  است‌.

خدا  نیروی  محدود  ایشان  را  می‌داند،  پس  بالاتر  از  توانشان  تکلیفی  بر  دوششان  نمی‌گذارد،  و  مومنان  را  رهبری  و  رهنمود  می‌نماید  و  یاریشان  می‌دهد که  با  کمک  او  از  امتحان  بدر  آیند  به  شرط  اینکه  نیت  آنان  پاک  و  اراده‌ي ایشان  درست  باشد.  و  از  آنجا  که  بلا  و  مـصیبت  نمایانگر  حکمت  خدا  است‌،  گذر  از  بلاء  و  مصیبت  نیز  فضل  و  رحمت  او  بشمار  است‌:

إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ  .

خدا  نسبت  به  مردم  بس  رووف  و  مهربان  است‌.

بدین  وسیله  به  دل  مسلمانان  آرامش  می‌دهد،  و  پریشانی  را  از  آنان  می‌زداید،  و  خشنودی  و  اطمینان  و  یقین  را  بر  ایشان  ریزان  و  باران  می‌کند.

*بعد  از  آن‌،  پروردگار  پذیرش  دعای  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  را  در  مورد  تغییر  قبله  اعلان  می‌فرماید  و  در  لابلای  آن  مسلمانان  را  از  نیرنگ  یهود  بر  حذر  می‌دارد،  و  پرده  از  عوامل  اصلی  نهان  در  فراسوی  یورشها  و  دسیسه‌هایشان  را  کنار  می‌زند،  بگونه‌ای  که  بیانگر  اندازه ‌کوشش  و  تلاشی  هم  باشدکه  صرف  آماده  ساختن  چنین  جامعه‌ي مسلمان  و  نگهداری  ایشان  از  آشفتگی  و  رهائی  آنان  از  خدنگ  نیرنگ  می‌شود.

(قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُمَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ (١٤٤) وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَمَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُمْ بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ (١٤٥) الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ (١٤٦) الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ (١٤٧) وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ أَيْنَمَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (١٤٨) وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (١٤٩) وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُمَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (١٥٠) )

در  سر  آغاز  این  آیات‌،  تعبیری  را  می‌یابیم‌که  حالتی  را  که  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  ‌داشته  است‌،  به  تصویر  می‌کشد:

(قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ ).

و ما  رو  گرداندن  تو  را  به  سوی  آسمان  می‌بینیم‌.

این  تصویر  اشاره  به  میل  شدید  و  آرزوی  فراوانی  دارد  که  پیغمبر  داشت  و  قلباً  از پروردگار  خود  می‌خواست‌ که  او  را  به  سوی  قبله‌ای  متوجه  سازدکه  قبلا  بر  آن  بود.  آنگاه ‌که  پافشاری  و  ستیزه‌جوئی  یهودیان  افزایش یافت‌،  و  روکردن  جامعه‌ي مسلمان  به  قبله  خویش  را  وسیله‌ي ظاهر  فریبی  و  سرگشتگی  و  آشفتگی  و  نیرنگ‌بازی  کردند...  بدین  هنگام  بود که  پیغمبر  صلي الله عليه و سلم  رو  به  آسمان  می‌کرد،  لیکن  جهت  رعایت  ادب  با  پروردگارش‌،  و  دوری‌ گزیدن  از  در خـواست  چیزی‌ که  نکند  خدا  را  خوش  نیاید،  و  یا  محض  خودداری  از  جسارت  پیشنهاد  کاری  به  آستان  الهی  و  دخالت  در  امور  پروردگاری‌،  زبان  به  دعا  نمی‌گشود.

خداوند  درخواست  قلبی  او  را  پذیرفت  و  چیزی  بدو  داد که  خشنودش‌ کرد.  تعبیری ‌که  جهت  این  پذیرش  بکار  رفته  است  بیانگر  پیوند  رحیمانه‌ي دلسوزانه‌ي مهربانانه است‌:

(فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا ).

پس  تو  را  به  سوی  قبله‌ای  متوجه  می‌سازیم  که  از  آن  خشنود  خواهی 