ازد،  گمنام  و  ناشنـاخته  و  بی‌نشان  خواهد  بود.

*از  این  جرّ  مقال  و  بحثی ‌که  به  مناسبت  تغییر قبله  به  میان  آمد  بر‌می‌گردیم  و  بیش  از  این  سخن  به  درازا  نمي‌کشانیم‌،  تا  مفصلا  با  نصوص  قرآنی  روبرو  شویم  و  بدانها  پردازیم‌:

(سَيَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا قُل لِّلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (142) وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ 143) )

نابخـردان  مردم  خواهند  گفت‌:  چه  چیز  ایشان  را  از  قبله‌ي خود  که  بر  آن  بودند  برگرداند؟  بگو:  خاور  و  باختر  (‌و  همه‌ي جهات  ديگر)  از  آن  خدا  است‌،  هر  که  را  بخـواهد  به  راه  راست  رهبری  می‌نماید.  بی‏گمان  شما  را  ملت  میانه‌روی  کرده‌ایم  (‌نه  در  دیـن  افراط  و  غلوی  می‌ورزید،  و  نه  درآن  تفریط  و  تعطیلی  می‌شناسید.  حق  روح  و  حق  جسم  را  مراعات  می‌دارید  و  آمیزه‌ای  از  حیوان  و  فرشته‌اید)  تا  گواهانی  بر  مردم  باشید  (‌و  بر  تفریط  ماديگرایان  لذائذ  جسمانی  طلب  و  روحانیت  باخته‌،  و  بر  افراط  تاركان  دنیا  و  ترک  لذائـذ  جسمانی  کرده‌،  ناظر  بوده  و  خروج  هـر  دو  دسته  را  از  جاده‌ي اعتدال  مشاهده  نمائید)  و  پیغمبر  (‌نیز)  بـر  شما  گواه  باشد  (‌تـا  چنانکه  دسته‌ای  از  شما  راه  او  گیرد  و  یا  گروهی  از  شما  از  جاده‌ي سیرت  و  شریعت  او  بیرون  رود،  با  آئین  و  کردار  خویش  بر  ایشان  حجـت  و  گواه  باشد)  و  ما  قبله‌ای  را  که  بر  آن  بوده‌ای  (‌و  تا  کنون  به  سوی  آن  نماز  خوانده‌ای  و  هم  اینک  فرمان  رو  کردن  به  جهت  کعبه  صادر  شده  است‌)  قبله  ننموده  بودیم  مگر  اینکه  بدانیم  چه  کسی  از  پیغمبر  پیروی  می‌نماید  و  چه  کسی  بـر  پـاشنه‌های  خود  می‌چرخد  (‌و  به  عقب  برمی‏گردد  تا  صـف  ثابت  قدمان  بر  ایمان  و  فرصت  طلبان  بی‌ایمان  از  هم  روشن  و  جدا  شود).  و  اگر  چه  (‌تغییر  قبله  برای  کسی  کـه  الفت  گرفته  است  بدان  رو  کند) بس  بزرگ  و  دشوار  است  مگر  برکسانی  كه  خدا  ایشان  را  رهنمون  کرده  باشد  (‌به  احکام  دین  و  راز  قانون‌گذاری  و  بداند  که  هدف  از  رو  کردن  به  این  سو  یا  آن  سو  اطاعت  فرمان  خدا  است  نه  به  خاطر  تقدّس  خود  جهات‌)  و  خدا  ایمان  شما  را  (‌که  انگیزه  پیروی  از  پیغمبر  است‌)  ضایع  نمی‌گرداند  (‌و  اجر  و  پاداش  عبادات  قبلی  شما  را  هدر  نمی‌دهد،  چه‌)  بی‏گمان  خدا  نسبت  بـه  مردم  بس  رووف  و  مهربان  است‌.

از  روند  قرآنی  و  از  سیاق  رخدادها  در  مدینه‌،  آشکـار  می‌شود که  مـقصود  از  «‌سفهاء» نابخردان  یهودیان  است‌.  چه  چنانکه ‌گفتیم  ایشان  بود‌ند  چنین  سر  و  صدائی  را که  به  مناسبت  تغییر  قبله  بلند  شده  بود،  براه  انداخته  بودند.  و  آنان  بودند که  این  سوال  را  به  میان  آورده  بودند:  (مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا )؟

چه  چیز  ایشان  را  از  قبله‌ي خود  که  بران  بودند  برگرداند؟  

که  منظور  ازآن  قبله‌،  مسجدالاقصی  است‌.

از  برّاء  پسر  عازب  رضي الله عنه  روایت  شده  که‌ گفته  است‌:  نخستین  بار كه  رسول  خدا  صلي الله عليه و سلم  به مدینه  آمد  به  پیش  نیاهایش  -  یاگفته  است‌:  دائیهایش  -‌که  از  انصار  بودند،  رفت‌.  و  رو  به  بیت‏المقدس  شانزده  ماه  یا  هفده  ماه  نماز  گزارد،  دوست  می‌داشت  قبله‌اش  رو  به  بیت‌الله  باشد.  نخسـتین  نمازی  را که ‌گزارد،  نماز  عصر  بود  و گروهی  آن  را  با  او  به  جای  آوردند.  مردی  از  آنان ‌که  با  او  نماز  گزارده  بودند،  بیرون  آمد  و  بر  اهل  مسجدی‌ گذشت ‌که  در  حال  رکوع  بودند.  پس‌گفت‌:  خدا  را  گواه  می‌گیرم‌ که  با  رسول  خدا  صلي الله عليه و سلم  رو  به كعبه نماز گزاردم‌،  آنان  همانگونه ‌که  بودند  رو  به  بیت‌الله  چرخیدند.  یهودیان  از  اینکه  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  رو  به  بیت‌الـقدس  نماز  می‌خواند،  خوشحال  بودند،  ولی  چون  روی  خـود  را  به  سوی  بیت‌الله  کرد،  آن  را  ناپسند  دانستند.  پس  (قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاء)  ما  رو  گرداندن  تو  را  به  سوی  آسمان  می‌بینیم  نازل  شد.

سفهاء  -‌که  یهودیانند  -‌گفتند:

(مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا (

چه  چیز  ایشان  را  از  قبله‌ي خود  که  برآن  بودند  برگرداند‌[ [4

خواهیم  دید که  پرداختن  قرآن  به  اين  پرسش  و  آن  آشوب‌،  اشاره  به  ستبرای  آثار  آن  یورش  و  تاثیر  بسزائی  دارد که  در  نفوس  بعضـی  از  مسلمانان  و  بدان  هنگام  در  صف  اسلامی  بر  جای  نهاده  است‌.

آنچه  از  نحوه‌ي تعبیر  در  اینجا  برمی‌آید:

(سَيَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا )؟

نابخردان  مردم  خواهند  گفت‌:  چه  چیز  ایشان  را  از  قبله‌ي خود  که  بر  آن  بودند  برگرداند؟

این  است ‌که  چنین  امری  مقدمه‌ي تغییر  قبله  دربند  بعدی  این  درس  است‌،  و  جلوگیری  از  یاوه  سرائیها  و  پرسشهای  بیجائی  است‌که  خدا  می‌دانست  نابخردان،  آنها  را  بر  زبان  خواهند  راند...  یا  اینکه  این  آیه‌،  رد  یاوه  سرائیها  و  پرسشهای  بیجائی  بوده  است‌که  آنها  را  پرسیده  و گفته‌اند  چنانکه  در  حدیث  سابق  آمده   است‌.  انتخاب  چنین  واژه  و  سخنی‌،  الهام  بخش  این  است‌ که  آنچه  را گفته‌اند  امر  آن  مقدر  و  مسیر  آن  مشهور  و  شناخته  بوده  و  پاسخ  بدان  نیز  آماده  بوده  است‌.  و  این  روشی  از  روشهای  رد  است ‌که  از  تاثیر  بس  ژرفی  برخوردار  است‌.

خدا  به  چاره‌جوئی  و  آثارزدائی  اين  پرسش  می‌آغازد،  و  پاسخ  آن  را  به  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم می‌آموزد  و  بدو  تلقین  می‌فرماید که  چگو‌نه  با  ایشان  روبرو  شود  وگفته‌ي آنان  را  مردود  دارد.  همچنین  حقیقت  را  با  آن  بگو‌نه‌ي راستین  و  در  جای  خویش  ثابت  می‌دارد،  و  در  همان  حال  جهان‌بینی  همـگانی  راجع  به  امور  را  تصحیح  می‌گرداند:  

(قُل لِّلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ).

بگو:  خاور  و  باختر  (‌و  همه‌ي جهات  ديگر)  از  آن  خدا  است‌،  هر  که  را  بـخواهد  به  راه  راست  رهبری  می‌نماید.

بی‏گمان  خاور  و  باختر  از  آن  خدا  است‌.  هرکس  به  هر  جا  رو كند،  رو  به  سوی  او  دارد.  پس  جهتها  و  مکانها  ذاتاً  از  فضیل