ده  عهده‌دار  ساختن ‌كاخ  جهان‌بيني  اسلامي  و  نمودن  آن  در  پهنۀ ‌كارزار  و  هنگامه  چكاچاك  شـمشيرهاي  آهخته  و  تافته  است‌،  همانگونه  كه  عهده‌دار  استوار  داشتن  اين  گروه  بر  انجام  تكاليفي  است ‌كه  بر  پيروان  دعوت  حق  در كرۀ  زمين  واجب  مي‏‎باشد.  درضمن  بديشان  ميآموزد  كه  سنّت  خدا  در پيروزی  و  شكست  چگونه  خواهد  بود،  و  آنان  را  با  رهنمودهاي  قرآني  تربيت  ميكند،  همچنان  كه  ا‌يشان  را  با  رخدادهاي  واقعي  پرورده  ميسازد.
در  اينجا  مشكل  است  بتوان  به  تمام  و كمال  از  سرشت  اين  بخش  و  محتويات  و  ارزش  آن  در  ساختن  ايدئولوژی  و  پروردن  گروه  مؤمنان‌،  سخن  گفت‌...  از  آنجا كه  اين  بخش  جملگي  در  جزء  چهارم  (‌في  ظلال  القرآن‌)  قرار ميگيرد،  سخن‌ گفتن  از  آن  را  بدان  جزء  حواله  ميدهيم  و  -  اگر  خدا  بخواهد -  در  آنجا  به  بررسی  آن  مي‌پردازيم‌.
بعد  از  فصل  جنگ  اُحد،  به  پايان  سوره  ميرسيم  و بناگاه  مي‌بينيم ‌كه  اين  بخش  پـاياني  چكيدۀ  موضوعهای اساسی  است‌،  و  با  اشارۀ  الهامگرانه‌ای  به  دلالت  اين  جهان‌،  يعنی ‌كتاب  ديدنی  يزدان‌،  بر وجود  خدای  رحمان‌،  و  با  الهامهائی‌ كه  جهان  به  دلهای  با ايمان  برای  شناخت  خالق  منّان‌،  مخابره  ميدارد  سخن  خاتمه  مي‌پذيرد...  اين  مقطع  با  دعای  زيبا  و گيرائی  آغاز  ميگردد  و  چنين  دلهائي  را  شيفته  و  شيدای  خود  ميسازد  و  آنها  را  سراپا  محو  تماشای  صحنۀ  آيات  و  نشانه‌هاي‌ كتاب  گشودۀ  هستي  مينمايد:
(إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لأولِي الألْبَابِ (١٩٠)
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (١٩١)
رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ (١٩٢)
رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ (١٩٣)
رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ) (١٩٤)
مسلّماً  در  آفرينش  آسمانها  و  زمين  و  آمد  و شـد  و  اختلاف  شب  و  روز  (‌در  كوتاهی  و  درازی  و  تاريكی  و  روشنی‌)  نشانه‌هائی  (‌بر  وحدانيّت  و  قدرت  خدا)  برای  صاحبان  عقل  و  خرد  است‌.  كسانی  كه  (‌جلال  و  عظمت‌)  خدا  را  (‌در  هر جائي  و در  هر  حالي‌،  از  جمله‌:‌)  ايستاده  و  نشسته  و  بر  پهلوهای  خود  خوابيده  ياد  ميكنند  و  در  بارۀ  آفرينش  آسمانها  و  زمين  مي‌انديشند  (‌و  غرق  در  عجائب  آنها  شده  و  فرياد  برميآورند:‌)  پروردگارا!  اين  (‌دستگاه  شگفت  آفرينش‌)  را  بيهوده  نيافريده‌ای  (‌و  بلكه  حلقت  آن  دليل  بر  قدرت  تو  و نشانۀ  حكمت  تو  است‌،  و  از  هر  نقصی‌)  تو  منزّهی‌،  پس  ما  را  از  عداب  آتش  (‌دوزخ  بدور  و)  محفوظ  دار.  پروردگارا  !  بيگمان  تو  هر  كه  را  (‌به  خاطر  رفتار  و  كردارش‌)  به  آتش  افكني  مسلّماً  او  را  خوار  و  رسوا  ساخته‌اي‌،  و  ستمگران  را  ياوري  نيست  (‌تا  آنان  را  از  عذاب  دوزخ  برهاند.)  پروردگارا!  ما  (‌صدای‌)  منادی  (‌توحيد  پيغمبرت‌)  را  شنيديم  كه  ندا  در  ميداد:  (‌ای  مردمان  !)  به  پروردگار  خود  ايمان  بياوريد  پس  ما  ايمان  آورديم  (‌و  بدو  گرويديم‌)‌.  پروردگارا!  (‌اكنون  به  پاس  آن‌)  گناهانمان  را  ببخشاي  و لغزشهايمان  را  بزداي  و  ما را  با  نيكان  بميران  (‌و  بعد  از  مرگ  با  بندگان  گزيده‌ات  همدم  گردان‌)‌.  پروردگارا!  آنچه  را  بر  زبان  پپغمبرانت  به  ما  وعده  داده‌ای  مرحمت  فرمای‌،  و  ما  را  در  روز  رستاخيز  رسوا  مگردان  :  بيگمان  تو  خلاف  وعده  نميكني‌...
سپس  ا‌ستجابت  خدای  سبحان  به  ميان  ميآيد  و  يزدان  منّان  در  لابلای  آن‌،  هجرت  و  جهاد  و  اذيت  و  آزار  در  راه  خدا  را  بيان  ميفرمايد:     
(فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لأكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ) (١٩٥)
پس  پروردگارشان  دعای  ايشان  را  پذيرفت  (‌و  گفت  :‌)  من  كار  هيچ  كنندۀ  كاری  از  شما  را  هدر  نميدهم  (‌و  پاداش  آن  را  ميپردازم‌)  خواه  زن  باشد  يا  مرد  (‌تفاوتي  ندارد  و)  برخي  از  برخي  هستيد  (‌و  زن  از  مرد،  و  مرد  از  زن  به  دنيا  ميآيد  و همگي  همجنس  و  همنوعيد)‌.  كساني  كه  در  راه  خدا  هجرت  كنند  و  از  خانه  و  كاشانۀ  خويش  آواره  شوند  و  در  راه  من  شكنجه  ببينند  و  بجنگند  و  كشته  شوند،  بيگمان  گناهانشان  را  ميزدايم  و  ايشان  را  به  بهشتي  وارد  كنم  كه  از  زير  (‌درختانش‌)  رودبارها  جاري  است‌،  (‌اين‌)  پاداشي  است  از  سوي  خـدا  (‌عطاء  ميگردد)  و  پاداش  زيبا  تنها  در  نزد  خدا  است‌...
اين  بخش  اشاره  و  پيوندي  با  جنگ  احد  و وقائع  و آثار  آن  دارد.  سپس  از  اهل ‌كتاب  سخن  ميراند،  آن‌ كساني ‌كه  سخن ‌گفتن  از  ايشان  بخش  نخستين  سوره  را  فرا گرفته  است‌.  ذكر  اهل‌ كتاب  بدان  خاطر  است  كه  به  مسلمانان  بگو‌يد:  حقي‌ كه  در  دسترسشان  قرار  دارد،  همۀ  اهل  كتاب  منكر  آن  نيستند.  چه  در  ميانشان  كساني  يافت  ميشوند كه  بدان  ايمان  دارند  و  به  حقّانيّت  آن  گواهي  ميدهند.
(وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلا )
در  ميان  اهل  كتاب  كساني  يافته  ميشوند  كه  به  خدا  و  بدانچه  بر  شما  نازل  شده  است  و  بدانچه  بـر  خودشان  فرو  فرستاده  شده  است  ايمان  دارند.  در  برابر  خدا  فروتنند  (‌و  گوش  به  فرمان  اويند)‌.  آيات  خدا  را  به  بهاي  ناچيزي  (‌-  هر  چند  تمام  جهان  هم  باشد  -‌)  نميفروشند...  
سوره  با  دعودت  مسلمانان  -  آن  هم  از  زاويۀ  ايمانشان  -  به  شكيبائي  و  ايستادگی  و  مرزداري  و  پـرهيزگاری،  خاتمه  می‌يابد:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) (٢٠٠)
ای  كساني  كه  ايمان  آورده‌ايد،  شكيبائي  و  ايستادگي  و  مـرزداري  كنيد  و  از  خدا  بترسيد  تا  اينكه  رستگار  شويد...
اين  سرانجامی  است ‌كه  با