‌کتاب و حکمت می‌آموزد و آنان را از ناپاکیها و پلیدیها پاک می‌گرداند... آری دعای مقبول برآورده می‌شود، لیکن در زمانی‌که خدا برابر حکمت خویش مقدّر فرموده است‌. اما انسانها شتابگرند و عجله دارند. و همگان جز بخدا رسیدگان‌، ملول و مأیوس می‌گردند.

گذشته از این‌، چنین دعا و نیایشی دارای ارزش و مفهوم ویژه‌ای در جنگ و نزاع سخت و دامنه‌داری است که میان یهودیان و مسلمانان درمی‌گرفت‌... ابراهیم و اسماعیل دو نفری که خدا بدیشان سفارش فرمودکه پایه‌های خانه‌ي کعبه را بالا برند و آن را برای طواف‌کنندگان و ماندگاران در آن و نمازگزاران پاکیزه دارند، و آن دو، نخستین پرده‌داران قریشی خانه‌ي کعبه بودند، به زبان فصیح می‌گویند:

(رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ )

ای پروردگار ما! چنان کن که ما دو نفر مخلص و منقاد (‌فرمان‌) تو باشیم‌.

(وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ )

و از فرزندان ما ملت و جـماعتی پدیدآور که تسلیم (‌فرمان‌) تو باشند.

همچنین به زبان ‌گویا می‌گویند:

(رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ )

ای پروردگار ما! در میان آنان پیغمبری برانگیز تا آیات تو را برایشان فرو خواند و کتاب و حکمت بدیشان بیامورد و آنان را پاكیزه دارد.

آن دو با چنین سخنانی مقرر می‌دارند كه امامت ابراهیم و سرپرستی و پرده‌داری كعبه‌، دو تركه‌ي او، بطور یـكسان از آن ملت مسلمان است‌. در این صورت خانه‌ي كعبه متعلق به ملت مسلمان است و حق دارند به سوی آن رو فنند، و چنین ملتی استحقاق بیشتری از مشرلان نسبت به خانه‌ي کعبه داشته و از اولویت زیادتری برخوردارند، و خانه‌ي کعبه بیش از قبله‌ي یـهودیان و مسیحیان شایسته‌ي ملت مسلمان بوده و بهتر بحال آنان  است .

در این صورت‌، كسی كه در میان یهودیان و مسیحیان‌، دین خود را به ابراهیم مربوط می‌دارد و آئین خویش را بدو می‌رساند، و ادعاهای عریض و طویلی دارد مبنی بر اینكه هدایت و بهشت به سبب چنین وراثتی از آن او است‌، و كسی كه  در میان قریشیان‌، حسب و نسب خود را به اسماعیل می‌رساند، گوش فرا دهد اینكه‌: ابراهیم هنـگامی که وراثت و امامت را برای فرزندان خویش خواستار شد، پروردگارش بدو گفت‌:

(لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ) (١٢٤)

پیمان من به ستمكاران نمی‏‎رسد.

همچنین هنـگامی كه برای اهل شهر دعا كرد كـه خدا روزی و خیر و بركت بدیشان عطاء كند، كسانی را منظور داشت كه :

(مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ )

آنان که به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده باشند. 

هنگامی كه ا‌و و اسماعیل به فرمان پروردگارشان دست بکار ساختن خانه‌ي ‌کعبه و پاکیزه داشتن آن شدند، دعا و نیایششان این بود که‌: آنان دو فردی باشند که تسلیم فرمان خدا بوده و چنان كند كه ملّت مسلمانی را از فرزندانشان بوجود آورد و در میان اهل خانه‌ي خویش‌، پیغمبری را از آنان برانگـیزد... و خدا هم دعای آن دو را پذیرفت‌، و از اهل خانه‌ي كعبه محمد پسر عبدالله را پیغمبر كرد و به میانشان گسیل داشت‌، و با دست او ملّت را پدیدارکرد که فرمانبردار اوامر خدا بود و وارث دین خدا گردید.

داستان ابراهیم چون به این مقطع می‌رسد، روند گفتار قرآنی مفاهیم و اشارات خود را یکجا گرد می‌آورد و محکم برمی‌گیرد تا با آن دو وسیله‌، بر کسانی تاخت آورد كه با ملت مسلمان بر سر امامت می‌جنگد، و با پیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم بر سر نبوّت و رسالت می‌ستیزند، و درباره‌ي حقیقت راست و درست دین خدا، راه جدال و نزاع در پیش می‌گیرند:

(وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ (١٣٠) إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ (١٣١) وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ) (١٣٢)

و چه کسی از آئین ابراهیم روی گردان خواهد شد مگر آن (‌نادانی‌) که خود را خوار و کوچک داشته (‌و انسانیّت و عقل خویش را به بازیچه گیرد و ناچیز دارد)‌؟ ما او را در این جهان برگزیدیم (‌و سمبول و رهبر دیگران کردیم‌) و او در جهان دیگر از زمـره‌ي شایستگان (‌مـقرب درگاه الهی‌) است‌. آنگاه کـه پروردگارش (‌همراه با نمودن نشانه‌ها و آیات کَونی و نفسی‌) بدو گفت‌: (‌به یگانگی خدا اقرار کن و) اخلاص داشته باش‌. گفت‌: (‌اقرار کردم و سر بر آستان تو سائیدم و) خالصانه تسلیم پروردگار جهانیان گشتم‌. و ابراهیم فرزندان خود را به این آئین سفارش کرد، و یعقوب (‌نوه‌ي او نیز چنین کرد. هر کدام به فرزندان خود گفتند:‌) ای فرزندان من‌! خداوند آئین (‌توحیدی اسلام‌) را برای شما برگزیده است (‌پس به ما قول بدهید که یک لحظه هم از آن دوری نکنید) و نمیرید جز اینکه مسلمان باشید.

دین ابر‌اهیم این است‌... اسلام خالص صریح‌... کسی از آن روی‌گردان نمی‌شود و دوری نمی‌گیرد مگر آنکه به خود ستم‌کند، و خویشتن را دیوانه دارد وکوچک شمارد و خود را به مسخره ‌گیرد... ابراهیم آن ‌کسی است ‌که خداوند او را در این جهان به عنوان امام و ییشوا برگزیده است‌، و برایش گواهی داده است‌ که در آخرت نیز از حال نیکو و رفاه و خوشی برخوردار است‌... همان هنگام او را برگز‌ید که‌:

(إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ )

آنگاه که پروردگارش بدو گفت‌: اخلاص داشته باش‌. 

دیگر درنگ نکرد، و شک نورزید، و منحرف نشد، و همین‌که فرمان رسید فوراً پذیرفت و پاسخ مثبت داد. 

 (قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ)

گفت‌: خالصانه تسلیم پروردگار جهانیان گشتم‌.

دین ابراهیم این است‌... اسلام خالص صریح‌... و ابراهیم تنها به نفس خود بسنده نکرد، بلکه چنین دینی را در میان فرزندان آینده‌ي خویش نیز به ارث‌ گذاشت‌، و به فرزندانش سفارش ‌کرد که بدان چنگ زنند، و همانگونه که ابراهیم به فرزندان خود سفارش‌ کرد یعقوب نیز به فرزندان خود توصیه نمود. و یعقوب همان شخص اسرائیل نام است ‌که بنی‏اسرائیل خود را بدو منسوب می‌دارند و با وجود این نه تنها سفارش او را نمی‌پذیرند، بلکه سفارش نیای او و نیای خودشان ابراهیم را هم‌ گوش نمی‌دهند و بدان پاسخ نمی‌گویند. ابراهیم و یعقوب هر یک جداگانه برای فرزندان خویش نعمتی راکه خدا بدیشان داده بو‌د بر‌شمردند و یادآرر شدند که خداوند دین را برای آنان انتخاب فرموده است و چنین نعمت سترگی را نادیده نگیرند:

(يَا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ )

ای فرزندان من‌! خداوند آئین (‌توحیدی اسلام‌) را برای ما برگزیده است‌.

این دین را خدا برگزیده است‌، پس ایشان حق انتخاب دین دیگری را ندارن