‌. ای پروردگار ما! در میان آنان (‌که از دودمان ما و منقاد فرمان تویند) پیغمبری از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر ایشان فرو خواند و کتاب (‌قرآن‌) و حکمت (‌اسرار شریعت و مقاصد دین‌) بدیشان بیاموزد و آنان را (‌از شرک و اخلاق ناپسند) پاكیزه نماید، بی‏گمان تو عزیزی و حکیمی (‌و بر هر چیزی توانا و پیروزی‌، و هر کاری که می‌کنی بنابر مصلحتی و برابر حکمتی است‌)‌. 

تعبیر قرآنی به صـورت خبری آغاز می‌شود... و داستانی بدین شرح را روایت می‌دارد:

 (وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ)

(‌بیاد آورید) آنگاه را که ابراهیم و اسماعیل‌، پـایه‌های خانه‌ي (‌کعبه‌) را بالا می‌بردند.

هنگامی ‌که ما منتظر بقیّه‌ي خبر هستیم‌، بناگاه روند گفتار خود دنباله‌ي کاری که آن دو انجام داده‌اند، بیان می‌دارد، و ایشان را به ما می‌نمایاند بدانگونه‌ که‌ گوئی با چشمان سر نه با چشمان خیال‌، ابراهیم و اسماعیل را می‏‎بینیم و هم اینک در جلو دیدگان ما حاضرند و صدای آنان را می‌شنویم ‌که تسبیح‌ گویان و با آه و ناله حقّجویان، تن به‌کار و دلبه الله داده‌اند:

(رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (١٢٧) رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (١٢٨) ...رَبَّنَا...) 

ای پروردگار ما! (‌این عمل را) از ما بپذیر، بی‏گمان تو شنوا و دانا (‌به گفتار و نیّات ما) هستی‌. ای پروردگار ما! چنان کن که ما دو نفر مخلص و منقاد (‌فرمان‌) تو باشیم‌، و طرز عبادات خویش را (‌در کعبه و اطراف آن‌) به ما نشان ده و (‌اکر نسیان و لغزشی از ما سر زد) بر ما ببخشای (‌و در توبه را به رویمان باز گذار)‌، بی‏گمان تو بس توبه‌پذیر و مهربانی‌... ای پروردگار ما....

نغمه‌ي دعا، موسیقی و آهنگ دعا، و فضای دعا... همه و همه حاضر و آماده و طنین‌انداز است وگوش ما را می‌نوازد.گویا هم اکنون در همین لحظه زنده و نمایان و جنبان است‌... این یکی از ویژگیهای زیبای تعبیر قرآنی است‌. برگرداندن صحنه‌ي نهان از دیدگان وگذشته از حیث زمان‌، و بگونه حاضر و آماده در آوردن آن که بشنود و ببیند، بجنبد و نمایان‌ گردد، و زندگی و حیات از آن لبریز و سرریز باشد... این ویژگی (تـصویر هنری‌) در معنای راست و درست‌ کلمه است‌، و چنین امری در خور کتاب جاویدان قرآن است‌.

در خلال این دعا و راز و نیاز چه چیز بود؟ آنچه بود ادب نبوّت بود، ایمان نبوّت بود، ادارک نبوّت از ارزش عقیده در پهنه‌ي این جهان و سراپرده‌ي هستی بود. این چنین ادب و ایمان و ادراکی است‌که قرآن می‌خواهد به وارثان پیغمبران بیاموزد، و با این اشاره‌ي آسمانی آن را در دلهـا و همه‌ي حواسشان ریشه‌دار و ژرفناك سازد: 

 (رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ )(١٢٧)

ای پروردگار ما! (‌این عمل را) از ما بپذیر، بی‏گمان تو شنوا و دانائی‌.

آنچه می‌خواستند پذیرش بود... همین هدف بود و بس‌... زیرا این کاری بود که خالصانه برای خدا انجام می‌گرفت‌. منظور از آن با نیایش و فروتنی رو به خدا آوردن بود، و هدف نهائی نـهان در پشت سر آن‌، خشنودی و پذیرش بود. امیدی‌ که به پذیرش آن بود، از این نشأت ‌گرفته بود که خداوند دعا را می‌شنود... و منظور نیّت وکردار و مـقصود اندیشه وگفتار را می‌داند:

(رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ) (١٢٨)

ای پروردگار ما! چنان کن که ما دو نفر مخلص و منقاد (‌فرمان‌) تو باشیم‌، و طرز عبادات خویش را (‌در كعبه و اطراف آن‌) به ما نشان ده و (‌اگر نسیان و لغزشی از ما سر زد) بر ما ببخشای (‌و در توبه را بر رویمان باز گذ‌ار)‌، بی‏گمان تو بس توبه‌پذیر و مهربانی‌.

با این زمزمه‌ي جاوید، ابراهیم و اسماعیل عليهما السّلام  از پروردگارشان تمنّا دارند که ایشان را به سوی اسلام رهنمود سازد. این را درک کرده بـودند که دلهایشان میان دو انگشت قدرت از انگشتان خدای رحمان قرار دارد. هدایت در دست او است و تنـها رهنمود او رهنمود واقعی است‌. ایشان را هیچ قدرت و قوّتی نیست مگر آنچه خدا بدیشان عطا فرماید. آنان رو به درگاه عنایت خدا می‌کنند و با رغبت به سوی رحمت او می‌گرایند، و خدا یاور و مددکار است‌.

از این‌گذشته‌، این خو و سرشت ملت اسلامی است‌... ضمانت و حمایت‌... ضمانت نسلهـا در عقیده و حمایت آنان ازهمدیگر: 

(وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ )

از فـرزندان ما ملت و جماعتی پدیدآور که تسلیم (‌فرمان‌) تو باشند.

این نیایشی است‌که پرده ازکوشش و تلاش و خواست و آرزوی دل مؤمن برمی‏دارد. روشن می‌نماید عقیده همان چیزی است‌که فکر مؤمن را به خود مشغول داشته است و از هر چیز دیگری برای او مقدّم‌تر است‌. پی بردن ابراهیم و اسماعیل عليه السّلام  به ارزش نعمتی‌ که خدا خلعت آن را به تنشان‌کرده بود، و آن نعمت ایمان است‌... آنان را وا می‌داشت که آرزو کنند چنین نعمتی در دودمانشان بماند و بهره‌ي سرمدی ایشان گردد. همچنین درک چنین نعمتی‌، آنان را بر آن داشت‌که از پروردگارشان بخواهند که فرزندانشان را از نعمت ایمان محروم نسازد و ایشان را از چنین‌ کرمی بی‌بهره نگرداند... این بود که علاوه از آنکه از پروردگارشان خواهش کردندکه به فرزندانشان ثمرات و خیرات و برکات عطاء فرماید، ازیاد هم نبردند اینکه از خدا بخواهند که ایمان را نیز به فرزندانشان بدهد، و به همه‌ي آنان نحوه‌ي مناسک و عباداتشان را نشان دهد، و توبه‌ي ایشان را بپذیرد و بر ایشان ببخشاید. چه او بسی توبه‌پذیر و مهربان است‌. گذشته از اینها، از خداوند متعال درخواست کردند که فرزندانشان را در طول تاریخ دور و درازشان و در آینده‌های بس دور، از هدایت و رهنمود خویش بی‌بهره نسازد:

(رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (١٢٩)

ای پروردگار ما! در میان آنان پیغمبری از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر ایشان فرو خواند و کتاب (‌قرآن‌) و حکمت (‌اسرار شریعت و مقاصد دین‌) بدیشان بیاموزد و آنان را (‌از کفر و شرک و اخلاق ناپسند) پاکیزه نماید، بی‏گمان تو عزیزی و حکیمی (‌و بر هر چیزی توانا و پیروزی‌، و هر کاری که می‌کنی بنابر مصلحتی و برابر حـكمتی است‌)‌.

بر اثر پذیرش دعای ابراهیم و اسماعیل‌، بعد از قرنهای زیاد پیغمبر بزرگوار خدا محمدبن‌عبدالله صلّی الله عليه وآله وسلّم برانگیخته شد، پیغمبری از نژاد ابراهیم و اسماعیل‌،‌که آیات خدا را بر ایشان فرو می‌خواند، و بدیشان 