 ساختن و تعمیر و شعائر آن در فضای مناسب خود سخن‌ گفته می‌شود، تا حقائق راستین ادعاهای همگی یهودیان و مسیحیان و مشرکان درباره‌ي چنین نسبتها و خویشاوندیها و رابطه‌ها و پیوندها آشکار گردد. و همچنین مساله‌ي قبله‌ای‌ که باید مسلمانان روبدان ‌کنند روشن شود... به همین مناسبت سخن می‌رود از حقیقت دین ابراهیم‌که توحید خالص است‌، و از دوری آن با عقائد آمیخته و منحرفی‌ که بطور یکسان اهل‌کتاب و مشرکان مـعتقد بدانها بودند، و نزدیکی عقیده‌ي ابراهیم و اسماعیل‌ و اسحاق و یعقوب - او همان اسرائیل است‌ که بدو خود را منسوب می‌دارند - با عقیده‌ي مسلمانان‌که پای بند آخرین دین می‏‎باشند. و نیز در این رابطه از یگانگی دین الهی سخن می‌رود و روشن می‌گردد که ادیان الهی یکی بوده‌که توسط همه‌ي پیغمبران خدا وحدت آن حفظ شده و پیاپی به دست مردم رسیده است‌. دیگر اندیشه‌ي احتکار دین در دست ملّتی یا نژادی و اختصاص آن به قومی و جنسی ناپذیرفتنی است‌. عقیده میراث دلی است که مؤمن باشد نه میراث نژادگرائی کور. وراثت این میراث‌، بر قرابت خون و نژاد استوار نیست‌، بلکه ایستاده بر قرابت ایمان و عقیده است‌. پس هرکه به این عقیده ایمان داشته باشد و رعایت و نگاهش دارد، از هر تیره و قبیله‌ای‌ که باشد، چنین شخصی از فرزندان پشتی و خویشاوندان نژادی‌، برای وراثت عقیده شایسته‌تر و بر حقّ‌تر است‌. چه دین‌، دین خدا است‌، و میان خدا و میان هیحچ کسی از بندگانش نه خویشی و نسبتی است و نه نزدیکی و پیوندی‌.

این حقائق‌که بیانگر بخشی از خطوط اساسی و برجسته‌ي جهان‌بینی اسلام است‌، قرآن‌کریم آن را با نظم و ترتیب زيبا و شیوه‌ي شیدا و تعبیر شگفت‌انگیز و دلربائی، بیان می‌دارد. ما را گام به‌ گام به جلو می‏‎برد، و از روزگار ابراهیم عليه السّلام  از آن زمان‌که خدا او را دچار آزمایشها نموده و آزمونش فرموده است و شایسته‌ي گزیدن و برانگیختنش دانسته است و پیشوای مردمانش کرده است‌... تا آنگاه‌ که دعای ابراهیم و اسماعیل عليهما السّلام  پذیرفته شد، دعائی‌ که به هنگام بر پای داشتن پایه‌های بیت‌الله‌الحرام دست به آسمان برداشته بودند و پذیرش . آن را از خدای متعال خواسته بودند و برابر آن ملّت اسلامی مؤمن به رسالت محمد صلّی الله عليه وآله وسلّم پیدا آمد و پا گرفت و همگی شایستگی وراثت این امانت خدائی را پیداکردند بدون اینکه تنها نژاد ابراهیم از این موهبت بهره برده باشد. استحقاق چنین وراثت و درخور دریافت اینگو‌نه امانتی‌، تنها به وسیله یگانه‌ای است‌که وراثت عقیده بر آن استوار می‌گردد، آن وسیله هم ایمان به رسالت‌، و نیکو بدان قیام‌کردن‌، و استقامت بر جهان‌بینی درست رسالت است‌.

در لابلای این بحث تاریخی‌، آشکار می‌شود که اسلام - ‌به معنی خود را به خدا سپردن وتنها رو به او داشتن هم نخستین رسالت آسمانی بوده است و هم بازپسین رسالت‌... هم ابراهیم بر این باور بود و هم بعد از او اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نیز بر چنین باوری بودند، تا آنگاه ‌که این عقیده را به موسی و عیسی تسلیم کردند... و سرانجام همین عقیده به وارثان ابراهیم مسلــانان واگذار شد... لذا هرکس بر این عقیده‌ي یگانه باشد، او وارث آن است‌. و وارث پیمانها و مژده‌های آن بشمار است‌. و هرکس از چنین عقیده‌ي یگانه‌ای سرباز زند، و از دین ابراهیم روگردان شود، از پیمان خدا سرباز زده است‌، و وراثت این پیمان و مژده‌های آن را از دست داده است و بی‌بهره مانده است‌.

به این ترتیب همه ادعاهای یهودیان و مسیحیان در اینکه ایشان بر گزیدگان و شایستگان مقام نبوّت و رسالت آسمانی هستند، پو‌چ از آب درمی‌آید، و به مجرد اینکه فرزندان ابراهیم و نوادگان اویند، پس باید وارثان ابراهیم و جانشینان او باشند، مهر باطل می‌خورد. چه همان زمان که ازاین عقیده‌ي یگانه‌ي جاودانه منحرف گشتند، حـق وراثت آنان خودبخود از بین رفت‌... و نیز همه ادعاهای قریشیان هم در اینکه یگانه نگاهبانان بحق و آباد نگاهداران راستین و سرپرستان زیبنده‌ي ‌کعبه هستند و افتخارات جنین اموری حق مسلّم و خدائی ایشان است‌، در هم پیچیده می‌شود، چون آنان با انحرافی که از عقیده‌ي سازنده‌ي ‌کعبه پیداکردند، حق وراثت سازنده‌ي بیت‌الله‌الحرام و بر پای دارنده‌ي پایه‌های آن را از دست دادند... سپس همه‌ي ادعاهای یـهودیان درباره‌ي قبله‌ای که می‏‎بایست مسلمانان بدان رو کنند، باطل می‌گردد. چه‌ کعبه قبله‌ي آنان و قبله‌ي پدرشان ابراهیم است‌.

همه‌ي این مطالب با کلامی‌ گیرنده و تعبیری دلپذیر و شگفت‌انگیز بیان شده است و پر از اشارات الهام بخش، و بندهای ژرف آموزنده و پـر معنی‌، و توضیحات بس قوی و مؤثر است‌. پس خوب است این شیوه‌ي والا را در سایه‌ي چنین بیان روشنگری عرضه‌کنیم‌: 

 (وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ )(١٢٤)

 

و (‌بخاطر آورید) آنگاه را که خدای ابراهیم‌، او را با سخنانی (‌مشتمل بر اوامر و نواهی و تکالیف و وظائف‌، و از راههای مختلف و با وسائل گوناگون‌) بیازمود و او (‌بخوبی از عهده‌ي آزمایش برآمد و) آنها را به تمام و کمال و به بهترین وجه انجام داد، (‌خداوند بدو) گفت‌: من تو را پیشوای مردم خواهم کرد. (‌ابراهیم‌) گفت‌: آیا از دودمان من (‌نیز کسانی را پیشوا و پیغمبر خواهی کرد؟ خداوند) گفت‌: درخواست تو را پذیرفتم‌، ولی پپمان من به ستمکاران نمی‌رسد (‌بلکه تنها فرزندان نیکوکار تو را دربرمی‌گیرد)‌.

خدا به پیغمبر می‌فرماید: یادکن آنچه راکه خدا به عنوان آزمون ابراهیم به‌ کار گرفت و با سخنانی از اوامر و تکالیف‌، خو‌استار انجام آن شد، و او به تمام و کمال بدان وفا کرد و برآورده نمود... خدا در جای دیگری هم بر وفای به عهد و انجام چیزهائی‌که بگردن گرفته بود بگونه‌ای‌ که خدا را خشنود سازد،‌گواهی بزرگوارانه‌ي خود را می‌دهد:

(وإبراهيم الذي وفى) 

و ابراهیم که (‌به عهد و پیمان خود) کاملاً وفاء کرد. 

 و این مقام بزرگی است‌که ابراهیم بدان نائل آمده است‌. چنین مقامـی‌، به شهادت خداوند بزرگوار مقام وفاء وکمال است‌. هر چند انسان به سبب ناتوانی و کوتاهی درکارهایش به تمام وکمال به انجام وظیفه و تکلیف خویش برنمی‌خیزد و بر راه راست و درست ماندگار نمی‌ماند.

در این هنگام بودکه ابراهیم شایسته‌ي چنین بشارت و مژده‌ای‌، یا چنین اطمینان و اعتقادی گردید:

قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا 

گفت‌: من تو را پیشوای مردم خواهم کرد.

پیشوائی خواهم‌ کرد که مردم از او پیروی ‌کنند و او ایشان را به سوی خدا رهنمــود خواهدکرد و به جانب خیر و نیکی پيش خواهد برد. مردمان به دنبال او روان می‌گردند، و او رهبری آنان را به دست خواهدگر