را  رسيدن  مرگتان  بيم  فرو  افتادنتان  در  آن  ميرفت‌)  ولي  شما  را  از  آن  رهانيد  (‌و  به  ساحل  ايمان  رسانيد)‌،  خداوند  اين  چنين  برايتان  آيات  خود  را  آشكار  ميسازد  كه  هدايت  شويد...
)كُنْتُمْ خَيْرَ أمّةٍ أخْرجَتْ لِلنّاس تَأمْرُوُن بالمَعْروُف وَ تَنْهَوْنَ عَن الْمُنْكَر وَ تُؤْمِنُونَ بالله . وَلَوْ آمَنَ أهْلُ الْكتاب لَكانَ خَيراً لَهُمْ ، منُهْم المؤمِنُونَ وَ أكْثَرُهُمُ الفاسِقُونَ . لَنْ يَضُرُّوكُمْ إلا أذىً ، وَ إنْ يُقاتِلُوكُمْ يُوَلّوكُمْ الأدْبارَ ثُمّ لا يُنْصَرُونَ . ضُربَتْ عَلَيْهمُ الذّلَّة أيْنَما ثُقفُوا - إلّا بحَبْل منَ الله وَحَبْلٍ منَ النّاس – و َباءُوا بغَضَب منَ الله وَ ضُربَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ . ذلك بأنّهم كانوُا يَكْفرُون بآيات الله وَ يَقْتُلُونَ الأنبياءَ بغَيْر حقٍّ ، ذلك بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدوُنَ). . 
شما  بهترين  ملّتي  هستيد  كه  بـراي  (‌سود)  انسانها  آفريده  شده‌ايد  (‌مادام  كه‌)  به  كار  شايسته  دستور  دهيد  و  از  كار  ناشايست  باز  داريـد  و  بـه  خدا  ايمان  داشته  باشيد.  و  اگر  اهل  كتاب  (‌همچون  شما)  ايمان  بياورند  بيگمان  براي  ايشان  بهتر  خواهد  بود،  (‌گروه  اندكي‌)  از  آنان  باايمانند  و  بـيشتر  ايشـان  نافرمان  (‌و  خـارج  از  اطاعت  پروردگارند!  اينان‌)  نمييوانند  به  شما  زياني  جز  اندك  آزاري  برسانند،  و  اگر  با  شما  بجنگند  شكست  ميخورند  و  پاي  به  فرار  مي‏‎گذارند،  سپس  (‌مادام  كه  امر  به  معروف  و  نهي  از  منكر  را  پيشه  گيريد،  برشما)  پيروز  نميشوند.  و  آنان  هر  كجا  يافته  شوند  (‌مهر  ذلّت  بر  آنان  خورده  است  و)  خواری  بهرۀ  ايشان  گشته  است  مگر  در  پرتو  پيمان  خدا  و  پيمان  مردمان  (‌مسلمان‌،  كه  در  اين  دو  صـورت  از  مزاياي  شريعت  و  مقتضيات  معيشت  بهره‌ور  ميشوند)  و  ايشان  به  خشم  خدا  گرفتار  آمده  و  (‌مهر)  درماندگي  بر  آنان  خورده  است‌.  اين  بدان  سبب  است  كـه  نسبت  به  آيات  خدا  كفر  ميورزيده‌اند  و  پيغمبران  را  به  ناحق  ميكشته‌اند،  هم  بدان  خاطر  است  كه  (‌از  فرمان  خدا)  سركشي  ميكردند  و  (‌به  حقوق  ديگران  تجاوز  مينمودند...
)يا أيها الذين آمنوا لا تتخذوا بطانة من دونكم لا يألونكم خبالا . ودوا ما عنتم . قد بدت البغضاء من أفواههم وما تخفي صدورهم أكبر . قد بينا لكم الآيات إن كنتم تعقلون . ها أنتم أولاء تحبونهم ولا يحبونكم , وتؤمنون بالكتاب كله . وإذا لقوكم قالوا:آمنا , وإذا خلوا عضوا عليكم الأنامل من الغيظ . قل موتوا بغيظكم إن الله عليم بذات الصدور . إن تمسسكم حسنة تسؤهم , وإن تصبكم سيئة يفرحوا بها . وإن تصبروا وتتقوا لا يضركم كيدهم شيئا . إن الله بما يعملون محيط). 
 ای  كساني  كه  ايمان  آورده‌ايد  از  غير  خود  محرم  اسراري  برنگزينيد،  آنان  از  هر  گونه  شرّ  و  فسادي  در  حق  شما  كوتاهي  نميكنند.  آنان  آرزوي  رنج  و  زحمت  شما  را  (‌در  دل‌)  دارند  (‌و  پـيوسته  در  انتظار  آنند.  نشانه‌هاي‌)  دشمني  از  دهان  آنان  آشكار  است‌،  و  آنچه  در  دل  دارند  بزرگتر  است  (‌از  بدسگاليهائي  كه  ظاهر ميسازند)‌.  ما  نشانه‌هائي  را  (‌كه  بتوان  با  آنها  دشمن  را  از  دوست  باز  شناخت‌)  براي  شما  بيان  كرديم  اگر اهل  عقل  و  درايت  هستيد.  هان  !  (‌ای  مؤمنان‌)  ايـن  شما  هستيد  كه  آنان  را  (‌به‌ خاطر  قـرابت  يا  صداقت  يا  مـودّت‌)  دوست  ميداريد  و ايشان  شما  را  (‌به ‌خاطر  تعصّب  ديني  خود)  دوست  نميدارند،  و  شما  به  هـمۀ  كتابهاي  (‌آسماني‌)  ايمان  داريد  (‌امّـا  آنـان  بـه  كتاب  آسماني  شما  ايمان  ندارند)‌.  و  وقتي  كه  با  شما  برخورد  مي‏‎كنند  (‌براي  گول  زدنتان  بـه  دروغ‌)  مي‌گويند  :  ايمان  آورده‌ايم‌.  امّا  هنگامي  كه  تنها  ميشوند  از  شدّت  خشم  بر  شما  سر  انگشتان  خود  را  به  دندان  ميگزند.  بگو:  با  (‌درد  همين‌)  خشمی  كه  داريد  (‌بتركيد  و)  بميريد،  بيگمان  خداوند  از  آنچه  در  درون  سينه‌ها  مي‏‎گذرد  آگاه  است‌،  اگر  نيكي  به  شما  دست  دهد  (‌و  نعمتي  همچون  پيروزي  و  غنيمت  بهرۀ  شما  گردد)  ناراحت  ميشوند.  و  اگر  بدي  به  شما  برسد  (‌و  حادثۀ  ناگواري  مانند  خشكسالي  و  شكست  به  شما  دست  دهد)  از  آن  خوشحال  ميگردند.  و  اگر  (‌در  برابر  اذيت  و  آزارشان‌)  بردباري  كنيد  و  (‌از  دوستي  با ايشان‌)  بپرهيزيد،  حيله‌گري  (‌و  دشمنانگي  خائنانۀ‌)  آنان  به  شما  هيح  زياني  نميرساند،  (‌چه‌)  شكی  نيست  خداوند  بدانچه  انجام  ميدهند  احاطه  دارد  (‌و  قادر  به  دفع  نقشه‌هاي  خائنانه  و  نيرنگهاي  اهريمنانۀ  ايشـان  از شما  است‌)‌...
از  اين  يورشهاي  تند  و  فراواني‌ كه  اين  آيات  را  از  آنها  گلچين ‌كرديم‌،  و  از  تنوّع  رهنمودها  و  اندرزهاي  آيه‌ها،  چند  چيز  روشن  و  واضح  ميگردد:
يكم‌:  تلاش  فراوانی‌ كه  اهل‌ كتاب  در  مدينه  و  جز  آن  به  كار  ميبردند،  و  ژرفای  نيرنگ  و گوناگوني  مكر  و كيدی  كه  داشتند،  و  استفاده  از  هر  وسيله  و  ابزاري‌،  براي  تزلزل  ايدئولوژي  و  به  دنبال  آن  پراكنده  ساختن  صف  اسلامي‌.  دوم  :  تأثير  فراواني ‌كه  اين  تلاش  در  نفس  مسلمانان  و  در  زندگي  ا‌يشان  برجاي  ميگذاشت  و  آثار  شومي ‌كه  به  دنبال  خود  يدك  ميكرد،  هم  بدانگو‌نه ‌كه  مقتضي  چنين  بيان  طولاني  و  مفصّل  با  بندها  و  روشهاي  جوراجور  بود  .
سوم‌:  آن  چيزي  است‌ كه  امروزه  ما  آن  را  از  فرا  سوي  قرنهاي  متمادي  مي‏‎بينيم.  و  آن  اينكه  دشمنان  فعلي  اسلام  همان ‌كسانيند كه  بر  سر  اين  آئين  و  پيروانش  در  سراسر كرۀ  زمين  آنچه  ناشايست  است  ميآورند  و  در  نهان  و  آشكار  با  اسلام  و  مسلمين  به  جنگ  و  نبرد  ميخيزند.  لذا  اين  ايد‌ئولوژی  و  پيروان  را‌ستين  آن  پيوسته  با  چنين  دشمناني  روياروي  ايستاده‌اند  و  مي‌ايستند  و  رزميده‌اند  و  مي‌رزمند. بر اين ‌اساس  كه  ارادۀ  خداوند  حكيم  و  خبير  بر  اين  قرار گرفته  است  اين  مشعل  راهنماي  بز‌رگ  فروزان  را  فرا  راه  مسلمانان  دارد  تا  نسلهاي  آنان  از  دور  واضح  و  آشكار  آن  را  ببينند  و  در  پرتو  نور  قوی  و  فراگيرش  دشمنان ‌كهنه‌گرا  و  مقلّد  اجداد  و  آباء  اين  ملّت  و  اين  آئين  را  شناسائي‌ كنند.
*
بخش  دوم  سوره  به  جنگ  اُ‌حد  اختصاص  دارد.  اين  بخش  نيز  در  گيرندۀ  سخناني  است‌ كه  راجع  به  حقائق  جهان‌بيني  اسلامی  و  ايدئولوژی  ايماني  بوده  و  شامل  رهنمودهائي  است ‌كه  براي  برپائي ‌كاخ  جامعۀ  اسلامي  بر اساس  چنين  حقائقی ضروری  هستند.  در كنار  اينها  از  حوادث  و  وقائع‌،  و  احساسات  و  ادراكات‌،  بگونه‌اي  سخن  ميرود كه  از  لابلاي  آن  حالت  و  وضع ‌گـروه  مؤمنان  در  همان  حال  وانمود  مي‌شود،  و  موقعيّتهاي  مختلفشان  كه  در  آغاز  اين  ديباچه  بدان  اشاره  كرديم  هويدا  مي‌آيند.  پيوند  اين  بخش  با  بخش  اوّل  سوره  آشكار  و  روشن  است‌.  چه  آن  ب