نان  دارای  حق  و  حقیقتی  نبوده  و  بر  چیزی  بند  نیستند.

قرآن‌ گفتار  همگان  را  نسبت  به  یکدیگر  ثبت  می‌کند  و  آن  را  به  دنبال  خط  بطلان  کشیدن  بر  ادعای  مالکیّت  بهشت  یهودیان  و  مسیحیان  می‌آورد،  و  آنگاه  حل  و  فصل  اختلاف  میانشان  را  به  خدا  وا  می‌گذارد:

(فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ) (١١٣)

 خدا  در  روز  قیامت  میانشان  دربارۀ  آنچه  با  یکدیگر  اختلاف  دارند،  داوری  خواهد  کرد.

چه  خدا  داور  دادگری  است  و  همۀ  امور  به  پیشگاه  با  عظمت  او  برمی‌گردد...  حواله  دادن  امور  به  قضاوت  خداوند،  یگانه  راهی  است  برای  خاموش  ساختن  آن  عدّه‌ای  که  مایه‌ای  از  منطق  و  پایه‌ای  از  دلیل  ندارند،  و  بهترین  وسیله‌ای  است‌که  بعد  از  در  هم  نوردیدن  ادعای  عریض  و  طویل  مبنی  بر  اینکه  بهشت  تنها  ازآن  ایشان  است  و  اینکه  تنها  ایشان  راه  یافتگانند،  از  آن  برای  مقابله  با  آنان  می‌توان  سود  جست‌.

*

آنگاه  روند گفتار  به  خوار  داشتن  برنامۀ  شک‌اندازی  و  گمان‌افکنی  آنان  در  دل  مؤمنان  نسبت  به  صحت  اوامر  و  تبلیغات  پیغمبرصلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌به  ویژه  آنچه  متعلق  به  تحویل  قبله  بود  می‌پردازد  و  چنین  برنامۀ  خائنانه  را کوشش  در  راه  جلوگیری  از  ذکر  خدا  و  پرستش  باریتعالی  در  مساجد،  به  شمار  می‌آورد  و  تلاش  برای  ویرانگری  مساجد می‌داند:          

(وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلا خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (١١٤)

وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ )(١١٥)

چه  کسی  ستمگرتر  از  کسانی  است  که  نگذارند  در  مساجد  و  اماکن  عبادت  خدا،  نام  خدا  برده  شود،  و  در  ویرانی  آنها  بکوشند؟  شایستۀ  اینان  نبود  که  چنین  (‌گناه  بزرگی  را  مرتکب  شوند  و  این  کارها  را)  بکنند،  بلکه  می‌بایست  (‌حرمت  مساجد  و  معابد  را  نگهدارند  و)  جز  خاشعانه  و  فروتنانه  وارد  آنها  نشوند.  بهرۀ  آنان  در  دنیا  زبونی  و  رسوائی  و  در  آخرت  عذاب  بزرگی  است‌.  خاور  و  باختر  (‌و  همۀ  جهات  دیگر)  از  آن  خدا  است‌،  پس  به  هر  سو  رو  کنید،  خدا  آنجا  است‌.  بی‏گمان  خدا  گشایشگر  است  (‌و  بر  مردم  تنگ  نمی‌گیرد)  و  بسی  دانا  است  (‌به  قصد  و  نیّت  کسی  که  بدو  روی  می‌آورد)‌.  نزدیکرین  چیزی ‌که  دربارۀ  شأن  نزول  این  دو  آیه  به  ذهن  می‌گذرد  این  است‌که  این  آیات  در  مورد  مسألۀ  تغییر  قبله‌،  و  تلاش  یهودیان  برای  جلوگیری  مسلمانان  از  رو  کردن  به  سوی  کعبه،  نخستین  خانه‌ای  که  برای  مردمان  بنا  شده  و  نخستین  قبله  بشمار  است‌،  نازل  گشته‌اند...  جز  این  سخن‌،  روایات  دیگری  نیز  دربارۀ  اسباب  نزول  آنها  بیان  شده  است‌.

به  هر  حال  حکمی‌که  از  نص  آیات  در  مورد  جلوگیری  از  ذکر  خدا  در  مساجد  و  تلاش  برای  ویران  ساختن  آنها،  برداشت  می‌شود،  عام  است‌.  همچنین  قصاصی ‌که  بر  این  کار  نیز  مترتب  است  عام  است‌،  و  قرآن  مقرّر  می‌دارد که  تنها  حنین  حکمی  در  خور کسانی  است‌ که  به  چنین  عملی  دست  می‌یازند.  و  آن  حکم‌،  این‌ گفتۀ  خدا  است‌: 

 (أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلا خَائِفِينَ) 

اینان  نباید  جز  ترسان  وارد  آن  شوند. [1]

یعنی  ایشان  گمان  مستحق  راندن  و  تاراندن  و  ناامیدی  از  امن  و  امانند،  مگر  آنکه  به  خانه‌های  خدا  پناهنده  شوند  و  امان  طلبند  و  به  خاطر  حرکت  آنها  نجات  خویش  را  خواستار گردند.  بعدها  این  واقعه  در  سال  فتح  مکه  عملاً  بوقوع  پیوست،  آنگاه ‌که  روز  پیروزی‌،  منادیگر  فرستادۀ  خدا صلّی الله عليه وآله وسلّم   ندا  در  داد:  هرکه  وارد  مسجدالحرام  شود،  در  امان  است‌...  به  دنبال  آن  گردنکشان  و  بزرگان  قریش‌ که  فرستادۀ  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  و  کسانی  راکه  با  او  بودند،  از  ورود  به‌ کعبه  و  زیارت  آن  باز  می‌داشتند،  به  نشانۀ  امان  خواهی  به  مسجدالحرام  پناه  بر‌دند!

علاوه  از  چنین  حکمی‌،  تاوان  دیگری‌ که  باید  متحمل  شوند  آن  است‌ که  خداوند  ایشان  را  به  خواری  و  رسوائی  در  دنیا،  و  عذاب  و  شکنجۀ  بزرگ  در  آخرت  تهدید  می‌فرماید:

(لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ )(١١٤)

بهرۀ  آنان  در  دنیا  زبونی  و  رسوائی‌،  و  در  آخرت  عذاب  بزرگی  است‌.

دربارۀ  آیۀ ‌: 

 (أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلا خَائِفِينَ )

علاوه  از  آنچه‌گذشت‌،  نظریۀ  دیگری  است  وآن  این  است‌:  شایستۀ  ایشان  نبود  که  وارد  مساجد  خدا  گردند  مگر  با  خوف  از  خدا  و  فروتنی  در  برابر  عظمت  الهی  در  خانه‌های  پروردگاری  چه  خشوع  در  برابر  جلالت  خداوندگاری‌،  ادب  شایستۀ  مساجد  است  و  با  مهابت  و  جلالت  با  شکوه  آفریدگار،  مناسبت  دارد...  این  هم  نظری  است‌که  در  این  مقام  درست  می‌نماید.

آنچه  ما  را  بر  آن  می‌دارد  ترجیح  دهیم ‌که  این  دو  آیه  به  مناسبت  تغییر  قبله  نازل  شده‌اند،  خود  آیه  دوم  است‌: 

 (وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ )(١١٥)

 

خاور  و  باختر  (‌و  همۀ  جهات  دیگر)  از  آن  خدا  است‌،  پس  به  هر  سو  رو  کنید  خدا  آنجا  است‌.  بی‏گمان  خدا  گشایشگر  است  (‌و  بر  مردم  تنگ  نمی‌گیرد)  و  بسی  دانا  است  (‌به  قصد  و  نیّت  کسی  که  بدو  روی  می‌آورد)‌.

این  آیه  بیانگر  ردّ  سخنان  یهودیان  است‌ که  به  گمراه سازی  نشسته  بودند  و  ادعاء  داشتند  نمازی  راکه  مسلمانان  تاکنون  رو  به  بیت  المقدّس  خوانده‌اند،  باطل  بوده  و  هدر  رفته  و  در  پیشگاه  خدا  اجری  بر  آن  مترتب  نیست‌.  این  آیه  چنین  گمانی  را  مردود  می‌شمارد  و  بیان  می‌دارد که  هر  سوئی  قبله  است‌،  چه  عبادت‌کننده  به  هر  سو  رو كند،  خدا  آنجا  است‌.  اما  معین  داشتن  قبلۀ  مخصوص‌،  بنا به  رهنمود  خدا  است  و  رو  بدان‌کردن  اطاعت  از  فرمان  الهی  و  عبادت  محسوب  است‌،  نه  اینکه  خدای  سبحان  در  سوئی  بوده  و  سوی  دیگر  از  او  خالی  باشد.  خداوند  بر  بندگان  خویش  تنگ  نمی‌گیرد،  و  از  اجر  و  پاداش  ایشان  نمی‌کاهد،  و  آگاه  از  دلها  و  نیّتها  و  انگيزه‌های  روگرداندن  ایشان  به  جهات  مختلف  است‌،  و  درکار  خدا  سهولت  و  فراخی  است‌.  خداوند  اعمال  همگان  را  از  روی  نیّات  ایشان  برآورد  می‌نماید  و  می‌نگرد  تا  نیّت  بنده  از  انجام‌کار  چه  باشد:

(إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ )

بی‏گمان  خدا  گشایشگر  و  بس  دانا  است‌.

*بعد  از  این