مائید  و  چشم  پوشی  کنید  تا  خدا  فرمان  دهد  (‌که  در  برابرشان  چه  صار  کنید)‌.  بی‏گمان  خداوند  بر  هر  چیزی  توانا  است‌.  (‌پس  بر  شعائر  دینیتان  ماندگار  باشید)  و  نماز  را  بر  پا  دارید  و  زکات  را  بپردازید  و  (‌بدانید)  هر  کار  نیکی  که  پیشتر  برای  خود  بفرستید،  آن  را  در  نزد  خدا  خواهید  یافت  (‌و  پاداش  آن  را  خواهید  دید)  و  خدا  بر  هر  چه  می‌کنید  آگاه  و  بینا  است‌.

در  سرآغاز  این  درس  به  «(کسانی  که  ایمان  آورده‌اند)  خطاب  می‌شود  و  آنان  را  با  صفتی  بانگ  میزندکه  ایشان  را  از  سایرین  جدا  می‌سازد  و  با  آن  صفت‌،  آنان  را  به  پروردگارشان  و  به  پیغمبرشان  مـی‌پیوندد  و  در  درونشان  فطرت  پذیرش  ایمان  وگوش  به  فرمان  خدای  رحمن  را  زنده  می دا‌رد  و  به  جوش  می آرد.

با  بیان  چنین  صفتی‌،  ایشان  را  باز  می‌دارد  از  اینکه  به  پیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم   بگو‌یند  (رَاعِنَا) (‌رعایتمان‌کن‌،  ما  را  بپای‌...)‌که  از  مادۀ  رعایت  و  هم  معنی  نظر  است‌.  بلکه  بجای  آن  بگویند:  (انْظُرْنَا) (‌بر  ما  نظر  انداز،  درمانگر،  رعایتمان  کن‌...)‌که  در  زبان  عربی،  مرادف  آن  است‌...و  بدیشان  دستور  می‌دهد  که  بشنوند،  یعنی  اطاعت  نمایند،  و  آنان  را  برحذر  می‌دارد  از  اینکه  به  سرنوشت  کافران  دچار  آیند  و  گرفتار  عذاب  دردناک  شوند:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا وَاسْمَعُوا وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ (١٠٤)

ای  کسانی  که  ایمان  آورده‌اید  (‌هنگامی  که  از  پیغمبر  تقاضای  مراعات  و  توجه  بیشتر  خود  برای  حفظ  و  دریافت  آیات  قرآن  می‌کنید)  مگوئید:  (رَاعِنَا) (‌رعایتمان  کن  و  ما  را  بپای‌...  بلکه  واژه‌های  هم  معنی  دیگری  را  بکار  برید  تا  یهودیان  و  مشرکان  نتوانند  از  آن  سوء‌ استفاده  کنند  و  در  ،‌مفهوم  زشت  و  دشنام‌آمیز  بکارش  برند)  و  بگوئید:  (انْظُرْنَا) (‌بر  ما  نظر  انداز،  درمانگر،  رعایتمان  کن‌...)‌،  (‌و  خوب  بدانچه  پیغمبر  بر  شما  فرو  می‌خواند  و  می‌گوید)  گوش  فرا  دهید  و  بشنوید،  و  برای  مشرکان  (‌ریشخند  کنندۀ  چون  ایشان‌)  عذاب  دردناکی  است‌.

سفیهان  وکم‌خردان  یهودی  درگفتن  واژۀ  (رَاعِنَا) زبان  را  پیچ  می‌دادند  به‌گونه‌ای  خطاب  به  پیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم آن  را  بر  زبان  می‌راندند که  معنی  دیگری  می‌داد  و  از  ماده  ( رُعُونَة)   کم‌عقلی‌،  نادانی‌،  حماقت‌...  ساخته  می‌شد.  از  آنجا كه  می‌ترسیدند  رو  در  رو  به  پیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم دشنام  دهند،  برای  یاوه‌سرائی  دربارۀ  او،  به  حقه‌بازی  و  نیرنگ  دست  می‌یازیدند  و  از  راههای  پر  پیچ  و  خم  به  سویش  خیز  برمی‌داشتند  و  راههای  کج  و  کوله‌ای  را  می‌پیمودند  که  جز کودکان  نادان  از  آن  نمی‌گذشتند.  این  بودکه  دستور  رسیدکه  مؤمنان  چنین  واژه‌ای  را  که  وسیله‌ای  در  دست  یهودیان  گردد،  بکار  نبرند،  بلکه  واژه‌ای  را  جایگزین  آن‌ کنند که  در  معنی  مرادف  آن  بوده  و  نادانان  نتوانند  تحریفش ‌کنند  و  بگو‌نۀ  ناهمواری  تلفظش  نمایند.  تا  این  قصد  بد  و  ناچیز  سفیهانه  نیز  در  دست  یهودیان  نماند.

استفادۀ  یهودیان  حتی  از  چنین  وسیلۀ  ناچیز  و کو‌دکانه‌،  اندازۀ  خشم  وکینۀ  ایشان  را  روشن  می‌دارد  همانگونه  که  بی‌ادبی  و  ناپاکی  ابزار  وسیلۀ  کار  و  انحطاط  رفتارشان  را  می‌رساند.  این  نهی  الهی‌که  در  این  مقام  آمده  است‌،  بیانگر  حمایت  خدا  از  پیغمبر  خود  و  نگهداری  گروه  مسلمانان  درکنف  رحمت  و  فـضیلت  خویش  است  و  نمـودار  دفاع  خدای  بزرگو‌ار  از  دوستانش  در  برابر  دشمنانش  و  حفظ  آنان  از  هر  نوع  دسیسه‌ای  و  هرگونه  قصد سوء  و  نیّت  بدی  است ‌که  بدخواهان  حیله‌گر  و  دژخیمان  بدکاره  بخواهند  درباره  مسلمانان  روا  دارند‌...آنگاه  برای  مسلمانان‌،  بدخواهی  و  دشمنانگی  قوم  یهود  وکینه‌توزی  و  رشکی  راکه  نسبت  به  آنان  به  خاطر  لطف  و  مرحمتی ‌که  خدا  بدیشان  روا  دیده  است‌،  برملا  می‌دارد  و  پرده  از  بغض  وکینه‌ای  بدور  می‌افکند که  دل  یهودیان  را  بهم  می‌فشارد.  تا  مسلمانان  از  دشمنانشان‌،  خویشتن  را  برحذر  دارند  و  به  چیزی  چنگ  زنند که  این  دشمنان  به  سبب  آن  بدیشان  حسد  می‌ورزند،  و  به  علّت  ایمانی ‌که  عـطیۀ  الهی  و  عنایت  سبحانی  است‌،  خدا  را  سپاسگزاری ‌کنند  و  چنین  نعـتی  را  غنیمت  شمارند  و  پیوسته  در  تحکیم  و  حفظ  آن‌ بكوشند:                .

(مَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ )(١٠٥)

کافران  اهل  کتاب  و  همچنین  مشرکان‌،  دوست  نمی‌دارند  خیر  و  برکتی  از  جانب  خدایتان  بر  شما  نازل  گردد  و  به  شما  دست  دهد،  در  حالی  که  خدا  (‌به  خواست  و  آرزوی  ایشان  توجهی  نمی‌کند  و)  به  هر  کس  که  بخواهد  رحمت  خویش  را  اختصاص  می‌دهد،  و  خدا  دارای  فضل  سترگ  و  بخشش  بزرگ  است‌.

قرآن  میان  اهل‌کتاب  و  میان  مشرکان  را  از  نظر کفر  جمع  مـی‌آورد  و  آن  دو  دسته  را  در  این  مسأله  همسان  می‌داند...و  چون  هر  دوگروه  نسبت  به  آخرین  رسالت  آسمانی  بی‌باورند  و  آن  را  نـمی‌پذیرند،  هر  دو  از  این  نظر  برابرند،  هر  دو  دسته‌ کینه  و  دشمنی  مؤمنان  را  به  دل  دارند  و  خیر  و  صلاح  ایشان  را  نـی‌خواهند.  بزرگ‌ترین  چیزی  راکه  از  مؤمنان  دشمن  می‌دارند  و  با  آن  بیش  از  هر  چیز  سر  ستیز  دارند،  دین  اسلام  است‌.  بدین  معنی‌ که  خدا  چرا  باید  مسلمانان  را  برای  این  خیر  و  برکت  برگزیند  و  قرآن  را  برایشان  بفرستد  و  چنین  نعـتی  را  رایگان  بدیشان  دهد  و  برای  پاسداری  امانت  عقیده  در  زمین‌،  با  آنان  پیمان  بندد،‌که  عقیده  خود  بزرگ‌ترین  امانت  در  جهان  بشمار  است‌.

ازکینه  و  رشکی ‌که  یهودیان  نسبت  به  مسلمانان  به  دل  داشتند  از  اینکه  خداوند  فضيلت  و  رحمت  خویش  را  بهره  هرکس  از  بندگانش‌ که  بخواهد  بکند،  سخن  رفت‌.  خشم  وکینه  تا  آنجا  ایشان  را  برانگیخت‌ که  حتی  دشمنی  خویش  را  نسبت  به  جبرئیل عليه السّلام   نیز  آشکار کردند  زیرا  او  بودکه  برای  پیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم   وحی  می‌آورد.

(وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ).

و  خدا  به  هر  کس  که  بخواهد  رحمت  خویش  را  اختصاص  می‌دهد.

زیرا  خداوند  می‌داند  رسالت  آسمانی  خویش  را  کجا  قرار  دهد  و  به  چه  کسی  اختصاص  فرماید.  پس  هرگاه  محمـد  را  به  خلعت  رسالت  اختصاص  دهد  و  معتقدان  به  پیغمبری  محمد  را  از  خیر  و  برکت  آن  بهرمند  سازد،  خدای  بزرگوار  تشخیص  داده  است‌که  محمد  و  مؤمنان  شایستۀ  چنین  نعمت  و  فضیلتی  هستند.
