 آزمایش درآورد.

درباره‌ي این خوابهائی ‌که انسان می‏‎بیند و بعد عیناً واقع می‌شود چه بایدگفت‌؟ - خود فروید که می‌کوشد هرگونه نیروی روحانی را انکار نماید، نتوانسته است وجود چنین خوابهائی را نپذیرد - چه می‌شود که خوابی را درباره‌ي آینده‌ي مجهول می‏‎بینیم و پس از مدّتی عیناً آن خوابی‌ که در عالم خیال بود، در عالم واقع رخ می‌دهد و راست درمی‌آید؟

همچنین این احساسات نهانی‌ که اسمی برای آنها نمی‌توان یافت‌، چه چیزند؟ چگونه است‌که گاهی احساس می‌کنم‌ که پس از کمی حادثه‌ای اتفاق خواهد افتاد یا اینکه پس از چندی شخصی خواهد آمد، آنگاه می‌بینم‌ که بعد از فرا رسیدن آن زمان‌، آنچه را به گونه‌ای‌ که انتظار داشتم می‏بینم و حادثه به صورتی که گمان می‌رفت اتفاق می‌افتد؟‌!

در حقیقت این ستیزه با حق خواهد بودکه انسان بایستد و به سادگی این نیروهای مجهولی راکه در وجود بشری نهفته است انکار کند، و تنها عذر او هم این باشد که علم به وسیله‌ای دست نیافته است‌ که با آن‌، این نیروها را آزمایش کند.

معنی این‌گفته آن نیست‌ که انسان به هر خرافه‌ای تن در دهد و تسلیم هر یاوه‌ای‌ گردد و پشت سر هر افسانه‌ای به راه افتد... درست‌ترین راه و محتاطانه‌ترین شیوه این است‌که عقل آدمی در برابر این مجهولات موضع آرامی پیش ‌گیرد... نه کاملاً آنها را نفی و تکذیب‌ کند و نه بطورکلی بدانها گردن نـهد و تصدیقشان دارد، تا آنکه پس از تکمیل وسائلی که در اختیار دارد و پیشرفت علم و تکنیک بتواند به این نیروها دست یابد و پرده از رازشان بردارد یا اینکه بپذیرد که در این نیروها رمزی است‌ که بیرون از توان او است‌، و حد و مرز انسانی خویش را بشناسد و برای مجهول‌، در این جهان حسابی بازکند.

سحر جزو اینگونه امور است‌. تعلیم شیاطین به مردم نیز همین‌طور. سحر به یکی از این صورتها خواهد بود: توانائی بر الهام و تأثیر، چه در حواس و افکار، و چه در اشیاء و اجسام‌... اگر چه سحری‌ که قرآن وقوع آن را بر دست ساحران فرعون بیان داشته تنها جنبه‌ي تخیّلی دارد نه حقیقی‌:

(فإذا حِبالهم و عصيُّهم يخيل إليه من سحرهم أنها تسعى)

بناگاه (‌موسی‌) انگاشت که بـر اثر سحرشان ریسمانهایشان و عصاهایشان می‌جنبد و راه می‌افتد. 

بدین ترتیب هیچ مانعی ندارد که همانند چنین تأثیری مایه‌ي جدائی میان زن و شوهر یا میان دو دوست باشد. زیرا انفعالات از تأثرات سرچشمه می‌گیرند. هر چند هم - چنانکه ‌گفتیم - وسائل و آثار، و اسباب و مسببات، جز با اجازه‌ي خدا رخ نمی‌نمایند و پدیدار نمی‌آیند.

اما دو فرشته‌ي هاروت و ماروت چه‌کسانی هستند؟ و چه وقت در بابل بودند؟ داستانشان در میان یهودیان شناخته و مشهور بوده است‌. به دلیل اینکه آنان چنین اشاره‌ای را تکذیب نکـرده و نسبت بدان اعتراض ننموده‌اند. در قرآن کریم اشارات مختصری راجع به بعضی از حوادث آمده است که آن حوادث در نزد اشخاصی ‌که طرف خطاب بوده‌اند، معلوم و شناخته بوده است‌. همین اختـصار برای بیان مقصود بسنده بوده و نیازی به تفصیل بیشتر دیده نشده است‌، چه تفصیل مورد نظر نبوده است‌.

من دوست ندارم درکتاب (‌فی ظلال القرآن‌) به دنبال افسانه‌های فراوانی که درباره‌ي داستان آن دو فرشته آمده است‌، روان شوم‌. زیرا در این زمینه‌، حتی روایت واحد درستی که بتوان بدان اطمینان داشت‌، نیامده است‌.

در تاریخ دور و دراز بشریّت، معجزه‌ها و آزمایشهای فراوانی پیش آمده است‌که هرکدام مناسب و سازگار با روزگار خود و قابل درک برای دوره‌ای از ادوار بوده است‌. پس اگر یک آزمون تاریخی در چهره‌ي دو فرشته یا دو مرد پاکیزه‌ي فرشته‌گونه به میان آید، جای شگفت نیست و دور از ذهن و از جمله‌ي نوادر نمی‏باشد چنانچه اشکال مختلف و آزمونهای گوناگون خارق‌العاده‌ای را در مد نظر داشته باشیم ‌که بشریّت آن را به خود دیده است بدانگاه ‌که چهار دست و پا راه افتاده و آنگاه ‌که پا گرفته و گام برداشته و در آن هنگام که راست ایستاده است و به دنبال اشعه‌ي شعله‌ي پر نور الهی تابان در دل تاریکی‌های شب ظلمانی‌، روان‌ گشته است و مراحل هولناکی را پیموده و پیش آمدهای بسیاری را به خود دیده است‌.

مفاهیم آشکار محکمات که در این آیات هویدا است‌، ما را بی‏نیاز از آن می‌داردکه با وجود دوری زمان و قدمت تاریخ نسبت به ما، به دنبال متشابهات روان گردیم‌. برای ما بسنده خواهد بودکه از آنها گـمراهـی بنی‏اسرائیل را دریابیم که چگونه به دنبال افسانه‌ها روان شدند وکتاب راستین خدا را به دور افکندند، و بدانیم که جادوگری کار شیطان است‌، بدین سبب کفر بشمار است و انسان به پیروی از آن خوار می‌گردد و در آخرت هرگونه بهره و حساب و پشتوانه‌ای را از دست می‌دهد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] امام احمد، آن را روايت كرده است.
[2] استاد سيّد قطب واژه‌ي (ما) را در اينجا حرف نفی انگاشته اند. (مترجم)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:42.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:43.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:44.txt">قسمت سوم</a></body></html>سوره‌ي بقره آيه‌ي 123-104

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا وَاسْمَعُوا وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ (١٠٤)
مَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (١٠٥)
مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (١٠٦)
أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ (١٠٧)
أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْأَلُوا رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالإيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ (١٠٨)
وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (١٠٩)
وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُوا لأنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (١١٠)
وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (١١١)
بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِ