 تناول القضايا المعاصرة و غيرها
 *جذب المؤلفة قلوبهم بلغتهم في سبيل تيسير اسلامهم و توفير مرجع سهل على الشبكة العالمية

About IslamTape site
Introduction:
This site was published in 2005 seeking to be a multi-language Islamic site, specially in Persian language due to scarceness and shortage of Persian Islamic sites which is according to Quran and Sunnah and according to prophet and his companion’s way.
Vision:
This site is trying to be the main reference portal for Persian speaking people according to Quran and Sunnah.
Mission:
Providing Islamic audio, video, and articles to all visitors specially for Persian people, In addition, this site is linked to most well-known Islamic sites for the sake of cooperation and support to each other in the sake of Allah. 
Policy:
* Providing Islamic materials in easy way with copy right for all Muslims for non-commercial purposes.
* Mutual cooperation and support and advice from other sites and visitors
* Explaining correct understandings about Islam in Persian language and other languages.
* Seeking help and support first from Allah and then from other Islamic sites for publishing this site
* Avoiding political ideas, but adopting the true total vision of Islam .
* Tolerance and Moderation towards events and issues.پس از آن چه‌؟ آیا به دنبال آن‌ که ‌کتاب خدا را به دور افکندند که تصدیق کننده‌ي چیزی بودکه با خود داشتند، چه شد؟ آیا امکان دارد به چیزی پناه برده باشندکه بهتر ازکتاب خدا بوده باشد؟ آیا ممکن است به سوی حق و حقیقتی گرائیده باشند که گمانی بدان راه نداشته است‌؟ آیا امکان آن مـی‌رود به‌کتابی که خود داشتند و صداقت آن مورد تأیید قرآن بود، چنگ زده باشند؟ نه هرگز ! ...  هيچيك از آن چیزها انجام نپذیرفت‌!... بلکه ایشان‌کتاب خدا را دور انداختند تا در پی افسانه‌های پوچ و پیچیده‌ای روان شوند که بر مبنای حقیقت ثابتی استوار نمی‌باشند:

(وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ )(١٠٢)

(‌گروهی از احبار یهود) به آنچه شیاطین صفتان و گناه پیشگانشان در عصر سلیمان (‌بهم مـی‌بافتند و بر مردم‌) می‌خواندند، باور داشتند و پیروی نمودند (‌چه گمان بردند که سلیمان پیغمبر نبوده بلکه جادوگر بوده است و با نیروی سحر، پریها و پرندگان و بادها را به زیر فرمان خویش درآورده است و لذا شاه جادوگر کافری بیش نبوده است‌!)‌. و حال آنکه سلیمان (‌هرکز دست به سحر نیالوده و) کفر نورزیده است و بلکه (‌این‌) شیاطین صفتان گناه پیشه‌، کفر ورزیده‌اند (‌زیرا چنین سخنانی را بهم بافته و به پیغمبر خدا سلیمان افتراء بسته و به جای دستورات آسمانی‌، به مردم‌) جادو و (‌جنبل و خرافات و از آثار بجا مانده‌ي) آنچه در بابل بر دو فرشته‌ي هاروت و ماروت نازل گردیده بود می‌آموختند (‌دو فرشته‌ای که طریق سحر کردن را برای آشنائی به طرز ابطال آن به مردم یاد میدادند) و به هیح کس چیزی نمی‌آموختند، مگر اینکه پیشاپیش بدو می‌گفتند: ما وسیله‌ي آزمایش هستیم کافر نشو (‌و آنچه به تو می‌آموزیم‌، به آشوب و کفر منتهی می‏‎گردد، آن را بشناس و خویشتن را از آن بدور دار. لیکن مردم نصیحت نپذیرفتند و از آموخته‌هایشان سوء استفاده کردند) کـه با آن میان مرد و همسرش جدائی می‌افکندند. (‌آری این شیطان صفتان گنه پیشه‌، کفر ورزیدند چون اینگونه یاوه‌گوئیها و افسانه‌سرائیهای گذشتگان را به هم بافتند و آن را وسیله‌ي آموزش جادو به یهودیان کردند) و حال آنکه (‌با چنین جادوی خویش‌) نمی‌توانستند به کسی زیان برسانند مگر اینکه با اجازه و خواست خدا باشد. و آنان قسمتهائی را فرا می‏گرفتند که برایشان (‌از لحاظ دنیا و آخرت‌) زیان داشت و بدیشان سودی نمی‌رساند. و مسلمّاً می‌دانستند هر کسی خریدار اینگونه متاع باشد، بهره‌ای در آخرت نخواهد داشت‌. و چه زشت و ناپسند است آنچه خود را بـدان فروخته (‌و آن را پیشه‌ي خویشتن ساخته‌اند) اگر می‌دانستند (‌و علم و دانشی می‌داشتند)‌. و اگر آنان ایمان می‌آوردند (‌و پرهیزگاری می‌کردند، پروردگار پاداش نیکی بدانان می‌داد و چنین‌) پاداشی که نزد خدا (‌محفوظ است‌) بهتر (‌از افسانه‌ها و بدنهادیها) است‌، اگر (‌علم و دانشی می‌داشتند و) می‌دانستند.

قوم یهود آنچه راکه بر آنان نازل‌گشته بود، ترک‌گفته بودند، و به دنبال افسانه‌هائی راه افتاده بودند که شیاطین صفتان گناه پیشه‌، از وقائع روزگار سلیمـان بر ایشان روایت می‌نمودند و قصه می‌گفتند، و دل به ادعاهای دروغینی داده بودندکه آن دیوسیرتان به هم می‌بافتند و به نام گفتار وکردار سلیمان عليه السّلام بخورد مردمان می‌دادند، آنگاه که می‌گفتند: سلیمان جادوگر بوده است و از راه جادوگری و سحری‌که می‌دانست و بکارش می‌گرفت چیزهائی راکه در زیر فرمان داشت‌، به زیر سلطه و فرمان خویشتن درآورده بود.

قرآن از سلیمان عليه السّلام جادوگری را نفی می‌کند و ساحرش نمی‌داند:

(وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ) 

و حال آنکه سلیمان (‌هرگز دست به سحر نیالوده و) کفر نورزیده است‌.

گوئی قرآن سحر و استفاده از آن راکفر می‌شمارد و آن را از ساحت سلیمان عليه السّلام نفی می‌دارد، ولی برای شیاطین صفتان ثابت می‌داند و می‌پذیرد:

(وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ) 

و بلکه (‌این‌) شیاطین صفتان گناه پیشه بودند که کفر ورزیدند چون به مردم سحر می‌آموختند.

سپس قرآن موضوع نزول سحر از جانب خدا بر دو فرشته‌ي هاروت و ماروت را نفی می‌کند، دو فرشته‌ای‌ که قرارگاهشان در بابل بود:

َ(و مَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ)[2] 

چیزی بر دو فرشته‌ي هاروت و ماروت در بابل‌، نازل نگشته است‌.

چنین بنظر می‌رسد که در آنجا داستان معروفی از آن دو فرشته‌، سر زبان‌ها بوده است‌، و یهودیان یا شیاطین ادعاء داشتند که دو فرشته با سحر  آشنا بودند و آن را به مردم می‌آموختند، و آن دو گمان می‌کردند که چنین جادوئی از جانب خدا بر ایشان نازل شده است‌. لذا قرآن این افتراء را نیز نفـی می‌کند، و آن افتراء نزول سحر بر دو فرشته است‌.

سپس حقیقت را روشن می‌دارد، و آن اینکه‌: این دو فرشته‌، در آنجا بنابر حکمتی که از دیده‌ها نهان است‌، وسیله‌ي آزمون بودند و مردم بدانها آزمایش می‌شدند. آنان به هرکــی‌که به پیش ایشان می‌آمد و از آنان می‌خواست‌ که بدو سحر بیاموزند، چنین امری را به او گوشزد می‌کردند:         .

(وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إ