ز حقیقت دانش پروردگار، ایشان را دربرمیگیرد و باگرفتاری دربند چنین سرشتی‌، اینگونه می‌اندیشند که خدا علیه ایشان دلیلی نخواهد داشت و آنان را مؤاخذه نخواهدکرد مگر اینکه آنچه راکه می‌دانند بر زبان رانند و به مسلمانان بگو‌یند!... شگفت‌انگیزتر از این اندیشه‌، اینکه دسته‌ای به دسته‌ي دیگری گوید:

(أَفَلا تَعْقِلُونَ) 

مگر نمی‌فهمید و عقل ندارید؟‌.

چه اندازه مسخره است این چنین عقل و شعوری ‌که ایشان از آن دم می‌زنند‌.

این است‌که روند گفتار پیش از بیان آنچه می‌گویند و می‌کنند از چنین اندیشه و تکفیرشان اظهار شگفتی می کند .    

(أَوَلا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ) (٧٧)

آیا نمی‌دانند که آنچه را پنهان می‌دارنـد و آنچه را آشکار می‌سازند، خدا همه را می‌داند؟‌.

*آنگاه از احوال بنی‏اسرائیل سخن می‌راند و از بخشهائی از زندگیشان قصه می‌گوید. ایشان را به دو گروه تقسیم می‌کند: گروهی بیسواد و نادانند و چیزی ازکتاب آسمانیشان را نمی‌دانند، و از آنچه بر آنان نازل‌ گشته است با چیزی جز گمانها و پندارها آشنا نیستند و تنها به امید رستگاری از عذابند، زیرا خود را ملت گزیده‌ي خدا می‌دانند و چنین می‌انگارند که هر چه کنند و به هر گناهی دست یازند، بخشیده می‌شوند، و با چنین آرزوهائی زندگی می‌کنند.

دسته‌ای هم از این نادانی و چنین بیسوادی بهره‌گیری می‌کنند و به تزویر می‌نشینند وکتاب خدا را نادرست می‌دانند و با تعبیرات مغرضانه سخن را از هدف اصلی بدور می‌دارند و ازکتاب آسمانی هر حه را دلشان بخواهد پنهان می‌کنند و سخنانی از پیش خود بهم می‌بافند و در میان توده‌ي مردم به نام اینکه ‌کتاب خدا است‌، پخش می‌کنند... همه‌ي این‌کارها برای این است‌که سود ببرند و دارائی بیندوزند و آقائی و پیشوائی را برای خود نگاه‌دارند:         . .

(وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلا أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلا يَظُنُّونَ (٧٨) فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ) (٧٩)

پاره‌ای از آنان افراد بیسوادی هستند که (‌از) کتاب (‌خدا تورات‌) جز (‌یک مشت خرافات و دروغهائی که احبارشان به هم بافتـه‌اند و با) آرزوهای (‌آنان سازگار است‌) نمی‌دانند، و تنها به پندارهایشان دل بسته‌اند. پس وای بر کسانی (‌از احبار) که کتاب را با دست خود مـی‌نویسند و آنگاه می‏‎گویند (‌به بیسوادان‌:‌) این (‌توراتی است که‌) از جانب خدا آمده است‌. تا به بهای کمی‌، آن (‌تحریف شده‌ها) را بفروشند. وای بر آنان چه چیزهائی را با دست خود می‌نویسند! و وای بر آنان چه چیزهائی را بچنگ می‌آورند! (‌اینگونه نوشته‌ها و کارها، ایشان را به سوی هلاکت و عذاب می‌کشاند)‌. 

پس چگونه از کسانی همچون اینان و آنان‌، انتظار می‌رود که به ندای حق پاسخ ‌گویند و در جاده‌ي راست و درست هدایت گام بردارند و از تحریف نصوص کتاب آسمانیشان دست باز دارند چنین‌کسانی امیدی نیست که به مسلمانان ایمان داشته باشند ر راهشان را در پیش کرند. لذا هلاک و نابردی به انتظارشان است ر رای بر آنان‌که به دنبال چه چیزهائی راه افتاده‌اند و با حنین نیرنگها و سرهم بندی‏ها، چه چیزهائی بدست آورده‌اند. 

امیدها و آرزرهائی به دل راه داده‌اند که هرگز با عدالت خداوند جور درنمی‌آید و با سنّت و یاسای پروردگاری‌، سازگار و دمساز نمی‏باشد و با اندیشه‌ي درستی ‌که از عمل و جزاء متصور است‌، همگامی و همخوانی ندارد... از جمله گمان می‏‎برند که هر چه بکنند از عذاب خدا در امانند، و آتش دوزخ جز روزهای اندک و قابل شماری‌، ایشان را در آغوش نمی‌گیردکه بعد از آن از دوزخ خارج می‌گردند و به بهشت وارد می‌شوند... آیا به چه علت به این آرزو دل بسته‌اند و بدان تکیه داده‌اندا یا چرا زمان‌بندی کرده‌اند و روزگار عذاب را برآورد نموده‌اند و بدین امر اطمینان یافته‌اند؟ گویا پیمان مدّت‌داری است با دوره‌ي محدود و سر رسید معلوم‌ که با خدا بسته‌اند نه ‌، هیچیک از اینها نیست‌، بلکه چیزی جز آرزوها و انگاره‌های بیسوادان نادان‌، و دروغهای نیرنگبازان دانائی‌که ایشان را راه می‏‎برند نمی‏باشد. اینها ساخته‌ها و پرداخته‌های دست خیال دور افتادگان از عقیده‌ي صحیح وکنار رفتگان از باور درستی است‌که به علت طول زمان و فاصله افتادن میان ایشان و میان حقیقت دینشان‌، از دین جز نام و نشانی برایشان نمی‌ماند، و از موضوع و حقیقت دین خبری نیست‌، و می‌انگارند که این پوست بی‌مغز دین است و اینکه با زبان بگو‌یند که بر دین خدایند، از عذاب الهی نجات می‌یابند:

(وَقَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلا أَيَّامًا مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ) (٨٠)

گفتند: (‌هر چند هم گناهکار باشیم‌) آتش جز چند روز معدودی به ما نخواهد رسید. بگو: آیا از جانب خدا پپمان گرفته‌اید و (‌چون‌) خدا هرگز خلاف وعـده‌اش عمل نمی‌نماید (‌اطمینان یافته‌اید)‌، یا اینکه چیزی به خدا نسبت می‌دهید که از آن بی‌خبرید (‌و دروغهائی بیش نیست‌؟‌)‌.

این است درسی که خدا می‌دهد و با حجت قاطعانه همراه است‌:
(أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ)
آیا در پیشگاه خدا پیمان گرفته، و (‌چون‌) خدا هرگز خلاف پیمانش عمل نمی‌کند (‌اطمینان یافته‌اید؟‌)

آیا پیمان‌، درکجا نوشته شده است وکجا سراغ دارید؟ 
 (أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ) (٨٠)
یا اینکه چیزی به خدا نسبت می‌دهید که از آن بی‌خبرید (‌و دروغهائی بیش نیست‌)‌؟‌.

بلی واقعیت همین است‌. زیرا در اینجا استفهام برای تقریر است‌. لیکن در این استفهام‌، معنی انکار و توبیخ نیز نهفته وکوله‌باری از تهدید و تنبیه نیز بهمراه دارد. 

*
در اینجا پاسخ قاطعانه و گفتار داورانه‌ای‌، درباه‌ي چنین ادعائی بدیشان داده می‌شود وبه شکل قاعده‌ای از قواعد اندیشه‌ي اسلامی جلوه‌گر می‌گردد که از حقیقت تفکر فراگیر اسلام از جهان و زندگی و انسان نشان دارد؛ و آن اینکه‌: پاداش همگو‌ن کردار است و پادافره در خور رفتار:

(بَلَى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ) (٨١)

آری‌! هر کس مرتکب گناه شود، و گناه (‌احساس و وجدان و سراسر وجود) او را احاطه کند، این چنین افرادی یاران آتش بوده و جاویدانه در آن خواهند ماند. و کسانی که ایمان آورده‌اند و کردار پسندیده و افعال شایسته انجام داده‌اند، اینان اهل بهشت بوده و جاویدانه