 و عقل ندارید؟ آیانمی‌دانند که آنچه را پپهان می‌کنند و آنچه را آشکار می‌سازند، خدا همه را می‌داند؟‌.

خشکی و سختی و بی‏حاصلی، حیزهائی بودندکه در پایان درس ‌گذشته خداوند دلهای بنی‏اسرائیل را با آنها به تصویرکشید و شکل داد. شکل سنگ سختی‌ که قطره‌ای از آن فرو نمی‌ریزد، و نرمی نمی‌شناسد، و زندگی در آن جنبشی ند‌ارد و اثـری از حیات در پیکرش روان نیست‌... شکلی است‌که الهام بخش و نمایانگر این سرشت خشکیده و بی‏جان و فروتپیده و ویران است‌، و در پرتو چنین تصویر و چنین الهامی‌، روند گفتار به مؤمنان رو می‌کند، کسانی‌ که چشم امید به راهیابی بنی‏اسرائیل دوخته‌اند، و می‌کوشند که به دلهایشان آب ایمان بباشند و نور الهی را در قلوبشان فروزان و پرتو افکن ‌کنند... روند گفتار پـرسشی را متوجه آن چنان مؤمنانی مـی‌سازد و بدیشان الهام می‌کندکه باید از آنان دست شست و چشم امیدی بدیشان نداشت‌، چه هـرگونه تلاشی در این راه‌، بی‏فایده است‌: .

(أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ) (٧٥)

آیا امیدوارید که (‌یهودیان به آئین اسلام و) به شما ایمان بیاورند، با اینکه گروهی از آنان (‌که احبار ایشان بودند) سخنان خدا را (‌در تورات‌) می‌شنیدند و پس از فهمیدن کامل آن‌، دست به تحریفش می‌زدند؟ و حال آنکه علم و اطلاع داشتند (‌که درست نیست به کتابهای آسمانی دست برد)‌.

هان‌! جای امیدی نیست که کسانی همانند اینان ایمان بیاورند. چه ایمان‌، سرشت و آمادگی دیگری می‌خواهد و جای معّین و درخور خویش لازم دارد. سرشت مؤمن‌، بزرگمنـش و نرم و انطاف‌پذیر است‌، درهایش بر روی انوار حق باز است‌، چون شاداب و نرم و پاکیزه و خوردار از روح حساس‌، و ازگناه خویشتندار و پرهیزگار و طهارت پیشه است‌، آماده و مهیا برای ارتباط با سرچشمه‌ي سرمدی و جاوید خدائی است‌. پرهیزگاری‌، چنین سرشت پاکیزه‌ای را بازمی‌دارد از اینکه سخن خدا را بشنود و بعد از شنیدن و فهمیدن‌، آن را تحریف کند. بدو اجازه نمی‌دهد از روی دانش و آگاهی و پافشاری بر نابکاری، به دگرگونی کلام پروردگاری‌، دست یازد. چه سرشت با ایمان‌، سرشت استوار و مستقیمی است‌که از چنین تحریف وکجروی‌، بیزار و خود را بدور می‌دارد.

گروهی ‌که در اینجا بدانان اشاره شده است‌، داناترین یهودیان و آشناترین ایشان به حقیقت چیزهائی است‌که درکتاب آسمانیشان بر آنان فرو فرستاده شده است‌. اینان پیشوایان دینی و خداشناسانی هستند که سخن خدا راکه بر پیغمبرشان موسی در تورات نازل‌ گشته است می‌شنوند سپس آن را از جاهای ویژه و معانی اصلی بدور می‌دارند، و دست به تعبیرات دور از عقل و نادرستی می‌زنند که ‌گفتار پروردگاری را از دائره و چهارچوب معانی مربوط، بیرون می‌دارند. نه اینکه چنین‌ کاری را به سبب ناآشنائی و عدم شناخت حقیقت موارد و مفاهیم کلام خداوندی‌، انجام می‌دهند، بلکه از روی عمد دست به تحریف می‌یازند و خود نیز بدین دگرگونسازی و تحریفی آگاهند. چیزهائی‌که ایشان را به چنین کردار زشتی وامی‌دارد، شهوات و آرزوهای پلیدی است‌که آنان را برمی‌انگیزد و به پیش میراند، و مصلحت شخصی است‌که ایشان را رهبری می‌نماید و به این سو و آن سو می‌کشاند، و انديشه‌ي بیمار و هدف پستی است‌که آنان را وسوسه می‌کند و به سوی خود می‌خواند.

کسانی‌که نسبت به‌کتاب آسمانی پیغمبر خود، چنین کنند، بطریق اولی و بدون شک از حق و حقیقتی چشم خواهند پوشید و بدور خواهند افتادکه محمد صلّی الله عليه وآله وسلّم آن را آورده است‌. چه ایشان وقتی‌که از حق و حقیقتی بدور رفته و دست کشیده‌اند که ییغمبرشان موسی عليه السّلام آورده است‌، شکی نیست‌که به سبب تباهی سرشت و بد عهدی و پافشاری و ماندگاریشان برچیز پوچ و یاوه - با وجود شناخت باطل و آگاهی بدان - با دعوت اسلام بجنگ برخیزند و بمبارزه ایستند، و مکارانه از آن‌ کناره‌گیری نمایند و با انواع ‌کلک و نیرنگ‌، دروغهائی نسبت بدان سرهم‌کنند و بهم بافند.

(وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلا بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ قَالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَفَلا تَعْقِلُونَ) (٧٦)

چون با کسانی که ایمان آورده‌اند روبه رو می‌شوند می‌گویند: ایمان آورده‌ایـم (‌به اینکه شما بر حق می‌باشید و محمد پیغمبری است که در تورات وصف او آمده است‌)‌، و هنگامی که با یکدیگر خلوت می‌کنند (‌دسته‌ای بدیشان اعتراض می‌نمایند) و می‌گویند: آیا مطالبی را که خداوند (‌درباره‌ي صفات محمد) برای شما بیان کرده برای مسلمانان بازگو می‌کنید و از آن سخن می‌رانید، تا (‌روز رستاخیز) در پیشگاه خدا بر شما حجّت گیرند و علیه شما بدان استدلال کنند؟ مگر نمی‌فهمید و عقل ندارید؟‌.

آیاامیدواریدکه به شما ایمان بیاورند و شما را قبول داشته باشند، در حالی‌که بر بد عهدی و حق پوشی و تحریف سخنان الهی‌، خودنمائی و دوروئی و نیرنگبازی و ستیزه‌جوئی را نیز اضافه می‌کنند؟

دسته‌ای از ایشان‌، هنگامی که با مؤمنان روبه‌رو می‌گشتند می‌گفتند: ایمان آورده‌ایم‌... یعنی ایمان داریم به اینکه محمد فرستاده‌ي خدا است‌، به حکم آنچه در تورات مژده‌ي آمدن او است‌، و به حکم این که ایشان چشم براه بعثت و برانگیختن او بودند، و می‌خواستند که خداوند آنان را با فرستادن او یاری دهد و بر دیگران پیروز گرداند. و این مفهوم سخن خدا است‌که فرموده است‌:

(وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا).

پیش از این‌، بر آنان که راه کفر گرفته بودند، (‌با رسیدن پیغمبر خاتم و آمدن آئین نو) درخواست پیروزی می‌کردند (‌و در انتظار چیرگی بر سایر مشرکان بودند)‌.

ولیکن‌:

(وَإِذَا خَلا بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ) 

هنگامی که با یکدیگر به خلوت می‌نشستند.

همدیگر را سرزنش می‌کردند که چرا حقائقی را در صحت رسالت محمد صلّی الله عليه وآله وسلّم و نشانه‌هائی‌که از حقیقت پیغمبری او درکتاب آسمانیشان موجود است و از روی آنها شناختی نسبت بدو دارند، برای مسلمانان بازگو می‌کنند و به گوش آنان می‌رسانند. لذا دسته‌ای از ایشان به دسته‌ي ديگری از خود می‌گفت‌:

(أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ)

 آیا مطالبی را که خداوند (‌درباره‌ي صفات محمد) برای شما بیان کرده برای مسلمانان بازگو می‌کنید و از آن سخن می‌رانید تا (‌روز رستاخیز) در پیشگاه خدا بر شما حجّت گیرند و علیه شما بدان استدلال کنند؟‌. 

تا در نتیجه حجّت و برهانی علیه شما در دست داشته باشند؟‌... در اینجا سرشت ناآگاهشان از شناخت صفت خدا، و طبیعت بی‌خبرشان ا