فتن حق روشن و آشکار، نیرنگشان را به خودشان برگرداند:

قوم یهود گمان می‌کردندکه جز چند روز اندکی‌، آتش دوزخ ایشان را نمی‌سوزاند. زیرا در پیشگاه خدا، از مکانت خاصی برخوردارند. خداوند به پیغمبر صلّی الله عليه وآله وسلّم می‌آموزد که پوچی چنین ‌گفتارشان را آشکار سازد و آن را به خودشان برگرداند:

(قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِيَاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (٩١) وَلَقَدْ جَاءَكُمْ مُوسَى بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ (٩٢) وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ) (٩٣)

بگو: اگر مؤمنید (‌و راست میگوئید که به تورات ایمان دارید و از آن پیروی می‌کنید) پس چرا پیامبران خدا را پیش از این می‌کشتید؟ واقعاً موسی آن همه دلائل روشن و معجزات را برای شما آورد (‌ولی پس از آنکه از دیده‌ي شما نهان گشت و به مناجات پروردگار رفت‌) بعد از او گوساله را برگزیدید (‌و به گوساله‌پرستی نشستید) و با این کار (‌بر خود) ستم کردید (‌و به بت پرستی سابق خویش برگشتید)‌. و (‌بیاد آورید) آنگاه را که (‌موسی تورات را بیاورد و دیدید که تکالیف و وظائف دشواری دربردارد و شما از انجام آنها سرباز زدید. پروردگار برای نشان دادن صدق تورات و فوائد تعالیم آن‌) کوه طور را بالای سرتان (‌همچون سایه‌بانی‌) نگاه داشت (‌و شما چنین انگاشتید که کوه بر سرتان فرو می‌ریزد. بدین هنگام به شما گفتیم‌:‌) آنچه به شما داده‌ایم‌، محکم برگیرید و با قدرت هر چه بیشتر بدان عمل کنید. (‌در این هنگام اعلان آمادگی کردند و به زبان‌) گفتند: شنیدیم‌، ولی (‌به زبان عمل گفتند:‌) نافرمانی کردیم‌. ما از شما پیمان گرفتیم (‌که از دستورات تورات پیروی کنید و به دنبال هوی و هوس راه نیفتید. ولی در عمل‌) سرکشی و نافرمانی نمودید (‌و ایمان به دلهایشان ننشسته بود، زیرا) دلهایشان بر اثر کفر با (‌محبت‌) گوساله آبیاری شده بود. بگو ایمانتان شما را به انجام بدترین چیز دستور می‌دهد اگر (‌گمان می‌کنید که‌) شما مؤمن هستید؟‌.

یهودیان ادعاء می‌کردندکه سرای دیگر تنها از آن ایشان است و مردمان دیگر از نعیم آخرت بی‌بهره‌اند. خداوند به فرستاده‌اش صلّی الله عليه وآله وسلّم می‌آموزد که ایشان را به مباهله طلبد، یعنی اینکه دو دسته‌: ایشان و مسلمانان با هم‌گرد آیند، سپس از خدا بخواهند که دروغگو را بمیراند:

(قُلْ إِنْ كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خَالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ) (٩٤)

بگو: اگر (‌چنانچه گمان می‌برید) خداوند جهان دیگر را از میان همه‌ي مردم تنها به شما اختصاص داده است‌، پس آرزوی مرگ کنید اگر راستگوئید.

قرآن روشن داشته است‌که ایشان هرگز آرزوی مرگ نمی‌کنند - و این چنین هم شد. آنان از مباهله سرباز زدند چون می‌دانستند که در ادعای خود دروغگویند! اینگونه روند گفتار به پیش می‌رود و در چنین رویاروئی و پرده‌برداری از حق و باطل و توجیه همگان به جلوگام می‌نهد... هدف قرآن در این بخش ، بیشتر متوجه این است‌که نیرنگ یـهود را در میان صف اسلامی‌، ضعیف و یا اینکه بی‏اثر سازد، و دسیسه‌ها و دامهای ایشان را آشکار نماید وکاری ‌کند که ‌گروه مؤمنان در پرتو آنچه از قوم یهود در تاریخ ‌کهنشان رخ داده است‌، به نحوه‌ي ‌کار و نیرنگ و ادعایشان‌، آشنا گردند.

ملت مسلمان‌، پیوسته از دسائس یهود و نیرنگشان در رنج است و از دست این نوع مکر وکید و دسیسه و نیرنگها، همان چیزی را می‌چشد که گذشتگانشان چشیده‌اند، جز اینکه ملت مسلمان متاسفانه از این پندهای قرآنی و رهنمودهای رحمانی‌، درس نمی‌گیرند و سود نمی‌برند تا با بهره‌گیری از چنین پندها و رهنمودهائی‌، همان نفعی عایدشان گردد که نصیب گذشتگانشان‌ گشته بود، بدانگاه که‌گوش به قرآن دادند و دستوراتش راگردن نهادند و بدین وسیله بر حیله و نیرنگ یهودیان در مدینه چیره‌ گشتند گرچه دین تازه پا گرفته بود و گروه مؤمنان نوجوان و نورس بودند.

همیشه یهودیان با زشتکاریها و نیرنگبازیهای خود، به گمراهسازی این ملت مسلمان و بدور داشتن ایشان از دینشان سرگرم بوده و هستند و خواهند بود، و س بر این داشته و دارند و خواهند داشت‌که مسلمانان را از قرآنشان روگردان‌ کنند، تا از قرآن اسلحه‌ي برنده خود را برنگیرند و ساز و برگ دفاع از خویش را از آن فراهم نیارند. زیرا یهودیان تا زمانی‌که این ملت مسلمان از آبشخورهای نیروی حقیقی خود غافل و روگردان‌، و از چشمه‌های زلال معرفت و دانش خویش دور و بی‌خبر باشد، آسوده و بی‌د‌ردسر بسر می‌برند... باید افزود که هرکس این ملت را از دینش و از قرآنش روگردان و بدور دارد، بی‏گمان از مزدوران یهود است‌، حال فرق نمی‌کند چه بداند چه نداند، و چه خود خواسته باشد چه خود نخواسته باشد. قوم یهود از دست این ملت در امان خواهد بود تا زمانی که مسلمانان بدور بوده و روگردان باشند از حقیقت یگانه و یكتائی‌که وجود و قدرت و شوکت و توشه و چیرگی خود را از آن می‌گیرند، و آن حقیقت عقیده و روش و نظام ایمانی است‌. پس باید به خاطر داشت‌که راه این است و جز این نیست‌، و نشانه‌های راه هم همین است و بس‌:

*

(أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ (٧٥) وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلا بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ قَالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَفَلا تَعْقِلُونَ (٧٦) أَوَلا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ) (٧٧)

آیا امیدوارید که (‌یهودیان به آئین اسلام و) به شما ایمان بیاورند، با اینکه گروهی از آنان (‌که احبار ایشان بودند) سخنان خدا را (‌در تورات‌) می‌شنیدند و پس از فهمیدن کامل آن‌، دست به تحریفش می‌زدند؟ و حال آنکه علم و اطلاع داشتند (‌که درست نیست به کتابهای آسمانی دست برد)‌. و چون باکسانی که ایمان آورده‌اند روبه رو می‌شوند می‌گویند: ایمان آورده‌ایم (‌به اینکه شما بر حق می‌باشید و محمد پیغمبری است که در تورات وصف او آمده است‌) و می‌گویند: آیامطالبی را که خداوند (‌درباره‌ي صفات محمد) برای شما بیان کرده برای مسلمانان بازگو می‌کنید و از آن سخن می‌رانید تا (‌روز رستاخیز) در پیشگاه خدا بر شما حجت گیرند و علیه شما بدان استدلال کنند؟ مگر نمی‌فهمید