 وقتی ‌که  از  او  می‌طلبند  که  خوانی  را  از  آسمان  بر  آنان  نازل‌ کند،  از  او  نمی‌خواهند  که  خودش  چنین  کند.  زیرا  او  را  می‌شناسند  و  می‌دانند  که  او  خود سرانه  و  از  پیش  خود  نمی‌تواند  و  توان  انجام  معجزه  و  نـمـایش  خارق‌العـاده  را  ندارد.  بلکه  از  او  می‌طلبند:

(يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ؟).

 ای  عیسی  پسر  مریم‌،  آیا  پروردگار  تو  می‌تواند  خوانی  از  آسمان  برای  ما  فرو  فرستد؟‌.

تأویلها  و  تفسیرها  دربارۀ  سخن  ایشان‌ که‌ گفتند:

(هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ؟).

 آیا  پروردگار  تو  می‌تواند؟‌.

جـوراجور  و گوناگو‌ن  است‌. چگونه  آنان  پس  از  ایمان  به  یزدان‌،  و گواهی  دادن  عیسی عليّه السّلام  بر  تسـلیم  مـخلصـانۀ  ایشان  در  برابر  ایزد  منّان‌،  با  ایـن  واژگان‌، درخواست  خوان  می‌کنند؟‌!

گفته  شده  است‌ که  واژۀ  «‌یَسْتَطیع‌«  به  معنی  (‌می‌تواند)  نیست‌.  بلکه  مقـصود  لازمۀ  استطاعت  این  چنین  است‌ که  بتواند  خوانی  بر  ایشان  نازل ‌کند.  برخی  نیز گفته‌اند:  (‌آیا  می‌تواند؟‌)  به  معنی‌:  (‌آیا  به  تو  پاسخ  می‌فرماید  و  قبول  می‌نماید،  وقتی ‌که  در  خواست‌کنی‌؟‌)  است  ...  برخی  نیز  «‌هَلْ  تَسْتَطیع  رَبّکَ‌؟‌«  خوانده‌اند  که  بدین  معنی  است‌:  آیا  تو  می‌توانی  از  پر‌وردگار  خود  بخواهی ‌که  از  آسمان  خوانی  بر  ما  فرو  فرستد؟

به  هر  حال‌،  عیسی عليّه السّلام  درخواسـتشان  را  نـمی‌پذیرد  و  ایشان  را  از  درخواست  چنین  مـعجزۀ  خارق‌العاده‌ای  برحذر  می دارد...  زیرا  مؤمنان  درخـواست  معجزه‌ها  و  خارق‌العاده‌ها  نمی‌کنند،  و  بدو  پیشنهاد  نمی‌کنند که  چنین  و  چنان  کند:

(قَالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ) (١١٢).

گفت  :  اگر  مؤمن  (‌به  خدا)  هستید  از  خدا  بترسید  (‌و  مطیع  اوامر  و  نواهی  او  باشید،  و  درخواستهای  نابجا  و  ناروا  نکنید)‌.

امّا  حواریـّون  درخـواست  خود  را  تکرار  نـمودند  و  آشکارا  علّت  درخواستشان  و  هدف  از  آن  را  بیان‌ کردند: 

 (قَالُوا نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ) (١١٣).

گفتند:  می‌خواهیم  (‌به  عنوان  تبرّک‌)  از  آن  (‌خوان  یـغما  چیزی‌)  بخوریم  و  دلهایمان  (‌با  زیادت  یـقین  بــه  قدرت  ربّ‌العالمین‌)  آرامش  یابد  و  (‌به  عین  الیقین‌)  بدانیم  که  تو  (‌در  رسـالت  خود)  بـه  مـا  راست  گفته‌ای  و  (‌بـا  تـبدیل  اسـتدلالات  نـظری  بـه  مشـاهدات  تـجربی  و  بـصری‌،  وسوسه‌ها  از  زوایای  دلها  زدوده  شود  و  در  پيش  آنان  که  چنین  معجزه‌ای  را  نمی‌بینند)  جزو  گواهان  بـر  آن  باشیم‌.

حواریّون  می‌خواهند  از  این  خوراک‌ که  یگانه  و  بی‏نظیر  است  و  در  پیش  ساکنان‌ کرۀ  زمـین  یـافته  نـمی‌شود  بخورند،  و  دلهایشان  با  دیدن  این  معجزۀ  خارق‌العاده  آرامش  پیدا كند،  بدانگاه  که  در  حضور  خودشان  رخ  می‌دهد  و  با  چشمان  خود  آن  را  می‏بینند،  و  اطـمینان  کامل  حاصل ‌کنند که  عیسی  عليّه السّلام  با  ایشان  راست  بوده  است  و  بدیشان  راست ‌گفته  است‌. گذشته  ا‌ز  ایـن‌،  گواهانی  بر  وقوع  چنین  معجزه‌ای  در  پـیش  بقیّۀ  قوم  خویش  باشند.

همۀ  اینها  -  همانگونه ‌که ‌گفتیم  -  اسباب  و  عللی  هستند  که  سطح  معیّنی  را  به  تصویر  می‌کشانند که  بسی  پائین‌تر  از  سـطح  اصحاب  محمّد صلیّ الله عليه واله وسلمّ   است‌.  هنگامی  که  حواریّون  را  با  اصحاب  می‌سنجیم‌،  آنان  را  در  سطحی  و  افقی‌،  و  اینان  را  در  سطحی  و  افقی  می‌بينیم‌.  امّا  ایـنان  کجا  و  آنان  کجا؟!

بدین  هنگام  عیسی عليّه السلام  رو  به  پروردگارش  مـی‌کند  و  عاجزانه  او  را  به  فریاد  می‌خواند:

(قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لأوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِنْكَ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَيرُ الرَّازِقِينَ) (١١٤).

عیسی  پسر  مریم  (‌هنگامی  که  دیـد  درخواست  ایشـان  بـرای  اطمینان  بـیشتر  است‌،  نـه  امـتحان  او  و  شکّ  در  قـدرت  خـدا،  درخواست  ایشان  را  پـذیرفت  و)  گـفت‌:  آفریدگارا  و  پروردگارا!  خوانـی  از  آسمان  (‌بـرای  مـا  بندگان‌)  فرو  فرست  تا  (‌روز  نزول  آن‌)  جشنی  برای  مـا  (‌مؤمنان‌)  متقدّمین  و  (‌دیگر  مؤمنان‌)  متأخّرین  شـود  و  معجزه‌ای  از  جانب  تو  (‌بر  صدق  نبوّت  من‌)  باشد.  و  ما  را  (‌نه  فقط  امروز،  بلکه  همیشه‌)  روزی  رسان‌،  و  تو  بهترین  روزی  دهندگانی‌.

در  دعای  عیسی عليّه السّلام  پسر  مریم  -  همانگونه ‌که  رونـد  قرآنی  این  نسبت  را  تکرار  می‌کند  -  ادب  بندۀ  برگزیده  با  معبود  خود  و  آشنائی  او  با  خداوندگار  خویش‌،  جلوه‌گر  و  هویدا  است‌.  این  بندۀ  برگزیده،  آفریدگار  و  خداوندگار  خود  را  فریاد  می‌دارد:  خدایا! خداوندگارا!  من  تو  را  به  فریاد  می‌خوانم  و  عاجزانه  می‌طلبم  که  خوانی  از  آسمان  برای  ما  روانه  فرمائی‌.  خوانی‌ که  با  خیر  و  خوبی  و  فرح  و  شادی  ما  را  فراگیرد،  و  برای  ما  مؤمنان  متقدّم  و  معاصر،  و  مؤمنان  متأخّر  و  آینده  باشد  و  همۀ  ما  بتوانیم  از  نخستین  فرد  تا  آخرین  فرد  از  خوان  بخوریم.  ایـن  خوان  نیز جزو  روزی  تو به  ما  است‌،  پس  به  ما  روزی  رسـان‌،  چه  تو  بهترین  روزی  دهندگانی‌...  در  ایـن  صورت‌،  عیسی  عليّه السّلام  می‌داند  که  او  بنده ای  است‌،  و  خدا  خداوندگار  او  است‌.  این  اعتراف  در  حضور  همۀ  جهانیان  اظـهار  مـی‌گردد.  رو  در  روی  قوم  خودش  انـجام  می‌پذیرد.  در  روز  بزرگ  حضور  همگانی‌،  یـعنی  در  صحرای  محشر،  اعلام  می‌شود!

خداوند  هم  دعای  بندۀ  صالح  خود  عیسی  پسر  مریم  را  پذیرفت‌،  ولی  با  قاطعیّت  و  جدّیّتی ‌کـه  سـزاوار  جـلال  یزدان  سبحان  است  ...  آنان  مـعجزۀ  خارق‌العاده‌ای  را  طلبیدند.  خدا  نیز  پذیرفت‌،  به  شرط  این‌ که  پس  از  وقوع  این  معجزۀ  خارق‌العاده‌،  خداوند  از  ایشان  عذاب  بدهد  هر که  را  که  کفر  ورزد  عذاب  دردناکی‌.  عذاب  شدیدی که  در  اوج  شدّت  باشد  و کسـی  از  جهانیان  را  چنین  عذابی  نداده  باشد:

(قَالَ اللَّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ) (١١٥).

خداوند  (‌دعای  عیسی  را  پذیرفت  و  بدو)  گفت‌:  من  آن  را  برای  شما  فرو  می‌فرستـم‌،  ولی  هر  کس  از  شما  از  آن  به  بعد  (‌که  نزول  مائده  و  گام  نهادن  به  مرحلۀ  شهود  و  عین  الیـقین  تحقّق  یافت‌،  چـون  مسـؤولیّت  بـیشتری  پـیدا  می‌کند)  اگر  کافر  گردد  (‌و  راه  الحاد  و  انکـار  پـوید)  او  را  چنان  