  بیابد،  و  از  این  معجزه  بدانند که  عیسی  با  ایشان  راست  بوده است  و  درست‌ گفته  است‌،  و  آنان  هم  برای  آیندگان  گواهی  دهند!

امّا  اصحاب  محمّد صلیّ الله عليه واله وسلمّ  پس  از  پذیرش  اسلام  حتّی  معجزه‌ای  از  او  نطلبیدند  ...  چـرا  کـه  دلهـایشان  ایـمان  آورده بـود،  و  درونـهایشان  آرامش  یـافته  بود،  از  آن  زمان  که  خوشی  ایمان  به  دلها  و  درونها  راه  پیدا  کرده  بود.  پیـغمبرشان  را  تصدیق‌ کردند  و  دیگر  بعد  از  آن  از  پیغمبرشان  دلیـل  و  برهانی  بـر  صداقت  و  راسـتی  او  درخـواست  نـنمودند.  بر  صـدق  پـیغمبرشان  بدون  هیچگو‌نه  معجزه‌ای  جز  قرآن‌،  گواهی  دادند.

این  است  فرق  عظیمی‌ که  میان  حواریّون  عیسی عليه السّلام  و  حواریّون  محمّد صلیّ الله عليه واله وسلمّ  است‌.  آنان  در  سطحی  و  ایـنان  در  سـطحی  هسـتند...  آنـان  فرمانبردارنـد  و  ایـنان  فرمانبردارند...  آنان  پذیرفته  شدگان  در  آستانۀ  خدایند  و  اینان  پذیرفته  شدگان  در  آستانۀ  خدایـند  ...  و لیکن  سطحها  دور  از  همدیگر  می‌مانند،  بدانگونه  که  خدا  خواسته  است‌.

داستان  خوان  آسمانی  -  همانگو‌نه ‌که  در  قـرآن  آمـده  است  -  در کتابهای  مسیحیان  نیامده  است‌.  در  انجیلهائی  که  مدتّها  بعد  از  عیسی عليّه السّلام  نگارش  یافته‌اند  نیز  نوشته  نشده  است‌.  از  این  انـجیلهـا بـا  اطمینان  نـمی‌توان  به  حقیقتی  پی  برد که  از  سوی  خدا  نازل  شـده  است‌.  ایـن  انجیلها  جز  روایت  برخی  از کشیشها  نیست ‌که  دربارۀ  داستان  عیسی عليّه السّلام نگارش  یـافته  است‌.  ایـن  انـجیلها  چیزی  نیست ‌که  خدا  بر  عیسی  نازل  فرموده  است  و  آن  را  انجیل  نامیده  است‌.

امّا  در  این  انجیلها  خبر  از  خوان  آسـمانی  به  صورت  دیگری  وارد  شده  است‌.  در  انجیل  متّی  در  پایان  اصحاح  پانزدهم  آ‌مده  است‌:  (‌امّا  مسیح  شاگردانش  را  فرا  خواند،  و گفت‌:  من  نگران  ا‌ین  جماعت  هستم‌.  زیـرا  آنـان  سه  روز  است‌ که  با  من  راه  می‌روند،  و  چیزی  برای  خوردن  ندارند.  نمی‌خواهم  ایشان  را گرسنه  برگردانم  تـا  در  راه  ضعف  نکنند  و  سست  و  بی حال  نشوند.  شاگردانش  بدو  گفتند:  در  بیابان  این  همه  نان  را  از کجا  فراهم ‌کنیم  تـا  چنین ‌گروه  انبوهی  را  سیر گرداند که  شمارۀ  آنـان  ایـن  اندازه  فراوان  است‌؟  مسیح  بدیشان  گفت‌:  چه  اندازه  نان  دارید؟ ‌گفتند:  هفت  نان  و  اند‌کی  مـاهی‌ کوچک‌.  به  جملگی  مردمان  دسـتور  داد  روی  زمـین  بنشینند.  آن  هفت  نان  و  ماهیها  را گرفت  و  شکر  نمود  و  پاره  پاره‌ کرد  و  به  شاگردان  خود  داد  و  شاگردانش  آنها  را  به  مردمان  دادند.  همۀ  ایشان  خوردند  و  سيـر  شدند،  و  از  خرده‌ها  و  پاره  پاره‌های  باقیمانده  هفت  زنبیل  پر  برداشتند.  خورندگان  سوای  زنـان  و کـودکان  چـهار  هزار  مرد  بودند...)‌.
همانند  چنین  روایتی  در  سائر  انجیلها  نیز  ذکر  شده  است‌. برخی  از  تابعین  -  رضوا‌ن  ا‌لله  علیهم  -  همچون  مجاهد  و  حسن‌،  معتقدند  که  خوان  نازل  نشـده  است‌.  زیرا  حواریّون  هنگامی  که  شنیدند  که  خداوند  بزرگوار  می‌فرماید:                            

(إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ) (١١٥).

من  آن  را  برای  شما  فرو  می‌فرستم‌،  ولی  هر  کس  از شما  از  آن  به  بعد  (‌که  نزول  مائده  و گام  نـهادن  به  مرحلۀ  شــهود  و  عین  الیـقین  تـحقّق  یـافت‌،  چون  مسـؤولیّت  بیشتری  پیدا  می‌کند)  اگر  کافر  گردد  (‌و  راه  الحاد  و  انکار  پوید)  او  را  چنان  مجازاتـی  مـی‌کنم  کـه  کس  دیگری  از  جهانیان  را  بدانگونه  مجازات  نکرده  باشم‌!.

حواریّون  ترسیدند  و  از  درخواست  نـزول  مـائده  دست  کشيدند. ابن کثیر  در  تفسیر  خود گفته  است‌:  (‌لیث  پسر  ابوسلیم  از  مجاهد  روایت  کرده  است ‌که ‌گفته  است‌:  این  ضرب‌المثل  است  و  خداوند  آن  را  ذکر  فرموده  است‌،  و  الاّ  چیزی  نازل  نکرده  است  ...  (‌ابن  ابوحاتم  و  ابن‌جریر،  آن  را  روایت  نموده‌اند)‌.  سپس  ابـن‌جریر گفته  است‌:  حارث‌،  و  قاسم  -‌که  ابن  سلام  است  -  و  حجّاج  از  ابن  جریج  که  از  مجاهد  برایمان  روایت  کرده‌انـد  که  گفته  است‌:  خوانی  بود که  روی  آن  خوراک  بود.  از  خوردن  طعام  دست  کشیدند،  وقتی  که  شنیدند که  اگر  پس  از  نزول  خوان  کافر  شوند، ‌عذاب  گریبانگیرشان  می‌گردد.

  بدین  لحاظ  نخواستند که  خوان  برایشان  بیاید...  همچنین  گفته  است‌:  ابومثنّی‌،  و  محمد  پسر  جعفر،  و  شعبه  از  منصور  پسر  قتاده،  برایمان  روایت  کرده‌انـد  که‌ گفته  است‌:  حسن  می‌گفت‌:  هنگامی ‌که  بدیشان ‌گفته  شد:

 ( فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ (١١٥).

ولی  هر  کس  از  شما  از  آن  به  بعد  اگر  کافر  گردد،  او  را  چنان  مجازاتی  مـی‌کنم  که  کس  دیگری  از  جهانیان  را  بدانگونه  مجازات  نکرده  باشم‌!.

گفتند:  ما  را  به  خوان  نیازی  نیست‌.  این  بود که  خوان  نازل  نگردید).

امّا  آراء  بیشتر  سلف  بر  این  است ‌که به خو‌ان  نـازل  شده  است‌.  زیرا  خدای  بزرگو‌ار  فرموده  است‌:

(إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ ).

قطعاً  من  آن  را  بر  شما  نازل  می‌گردانم‌.

وعدۀ  خداوند  حقّ  است‌.  چیزی  را که  قرآن‌ کریم  دربارۀ  خوان  بیان  فرموده  است‌،  می‌پسندیم  و  بر  آن  تکـیه  می‌کنیم‌،  نه  چیزهای  دیگر.

خداوند  بزرگوار  در  رویاروئی  عیسی  با  قو‌م  خود  در  روز  محشر  و  در  حضـور  همۀ جهانیان‌،  بدو  فضل  و لطفی  را  تذکّر  می‌دهد که  در  حقّ  او کرده  است‌:

(إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ؟).  

(‌خاطر  نشان  ساز)  آنگاه  را  که  حـواریّـون  (‌بــه  عیسی‌)  گفتند: ای  عیسی  پسر  مریم‌،  آیا  پروردگار  تو  می‌تواند  خوانی  از  آسمان  برای  ما  فرو  فرستد  (‌و  با  پذیرش  این  درخواست  تو،  بر  ما  منّت  نهد؟‌)‌.

حواریّون  که  شاگردان  عیسی  و  نزدیک‌ترین  پیروان  او  بودند  و  از  همگان  بهتر  او  را  می‌شناختند،  می‌دانستند که  او  انسان  است  ...  پسر  مـریم  است  ...  او  را  با  چیزی  فریاد  می‌داشتند  که  کاملاً  با  آن  او  را  می‌شناختند.  آنان  می‌دانستند که  عیسی  خدا  نیست  و  بلکه  او  عبدی  است  پروردۀ  خدا.  او  پسر  خدا  نیست  و  بلکه  او  پسر  مـریم  است  و  بنده ای  از  زمرۀ  بندگان  خدا  است‌.  همچنین‌ کاملاً  می‌دانستند که  این  خدای  او  است  که  چنین  معجزه‌های  خارق‌العاده  را  توسّط  او  نشان  می‌دهد،  و  ایـن  عیسی  نیست ‌که  از  سوی  خود  و  با  قدرت  ذاتـی  خود  چنین  معجزه‌های  خارق‌العاده‌ای  را  فراهم  می‌سازد  و  نـمایش  می دهد...  بدین  سبب  است 