 أَنْتَ عَلامُ الْغُيُوبِ) (١٠٩). 

 می‌گویند:  ما  را  هیچگونه  آگاهی  و  دانشی  نـیست  (‌مگـر  آنچه  از  راه  وحی  آموخته‌ایم  و  ظواهری  که  در  روزگار  حیات  خود  از  مردم  مشاهده  کرده‌ایم‌)  تو  خود  (‌عـلاوه  از  ظواهر)  از  تمام  خفایا  آگاهی.

*
پیغمبران  بجز  عیسی  عليّه السّلام ‌کسانی  ایشان  را  تصدیق  و  کسانی  آنان  را  تکذیب  نموده‌اند.  با  این  پاسخ ‌کامل  و  شامل‌،‌ کارشان  به  پایان  می‌آید.  آن  پاسخی كه  آگاهی  و  دانش  را  به  خدا  وامی‌گذ‌ارد،  و  همه  چیز  را به ذات  خداوند  سبحان حواله می‌نماید... دیگر  روند  قرآنی‌،  در  این  صحنه‌،  بر  این  چیز  دیگری  نمی‌افزاید  و  سخنی  بیش  از  این  از  ایشان  روایت  نمی‌فرماید...  بلکه  تنها  خطاب  به  عیسی  پسر  مریم  می‌شود.  زیرا  عیسی  پسـر  مریم  است‌ که  بدو گرفتار  آمده‌اند  و  شبهه‌هائی  دور  و  بر  او  برانگیخته‌اند،  و  فضا  را  ابری  و  تیره  و  تار کرده‌اند.  او  است  که  مردمان  دربارۀ  وجودش  و  پیرامون  صفاتش  و  حول  و  حوش  زادن  و  مردنش‌،  ژرف  نگری ‌کرده‌انـد  و  سخنانی  بهم  بافته‌اند  و  نارواها  و  یاوه‌هائی‌ گفته‌اند.  خطاب  به  عیسی  پسر مریم  می‌شود  - ‌آن  هم  در مـیان  همۀ‌ کسـانی‌ که  او  را  خـدا  می‌دانسـته‌اند‌،  و  وی  را  پرستش  می‌نموده‌اند،  و  پیرامون  او  و  مادرش  مریم  نقشها  رقم  زده‌اند  و  آرایه‌ها  و  نگاره‌ها  به  تصویر  کشیده‌اند  -  بدو  رو  می‌شود  و  نعمتهای  خدا  بر  او  و  بر  مـادرش  یـادآوری  می‌گردد.  معجزه‌هائی  برشمرده  می‌شود که  خدا  بدو  عطاء  فرموده  بود  تـا  مردمان  به  وسیلۀ  آنها  رسالت  او  را  بپذیرند.  امّا کسانی  از  ایشان  او  را  سخت  تکذیب  کرده‌اند  و  با  وی  بسیار  بد رفتاری  نموده‌اند،  و کسانی  هم  بدو گرفتار  آمده‌اند  و  به  سـبب  معجزه‌های  او  به  کژراهه  افتاده‌اند،  و  او  را  بـا  خـدا  بـا  دیدن  این  معجزه‌ها  خدا  دانسته‌اند!  در  حالی ‌که  همۀ  این  معجزه‌ها  ساخته  و  پرداختۀ  خدائی  بوده  است ‌که  عیسی  را  آفریده  است  و  به  پیغمبری  برگزیده  است  و  به  میان  مردمان  روانه  فـرموده  است  و  با  مـعجزه‌ها  یـاری  و  کمکش  نموده  است‌:

(إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأكْمَهَ وَالأبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلا سِحْرٌ مُبِينٌ (١١٠)وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ) (١١١).

در  آن  هنگام  خداوند  (‌از  میان  پیغمبران  خطاب  به  عیسی  می‌گوید:‌)  ای  عیسی  پسر  مریم  به  یاد  آور  نعمت  مرا  که  بـر  تو  و  مـادرت  ارزانی  داشـتم‌؛  بدانگاه  کـه  تـوسط  جبر‌ئیل  (‌پيام ‌آسمانی  را  به  تو  رساندم  و)  تـو  را  نیرو  بخشیدم  و  یاری  دادم  (‌و  بر  اثر  تأیید  آسمانی  به  عنوان  کودک‌)  میان  گهواره  با  مردم  سخن  می‌گفتی  و  در  (‌سن  پختگی  و)  مـیانه  سـالی  (‌بـه  عنوان  پـیغمبر  بـا  ایشـان  صحبت  می‌نمودی‌.  و  به  یاد  آور)  آنگاه  را  که  نـوشتن  و  دانش  سودمند  و  تورات  و  انجیل  را  (‌بدون  آموزگار)  به  تو  آموختم‌.  و  (‌به  یاد  آور)  آنگاه  را  که  (‌از  تـوان  بشـر  فراتر  می‌رفتی‌)  و  به  دستور  من  چیزی  از  گِل  بـه  شکـل  پرنده  می‌ساختی  و  بـدان  مـی‌دمیدی  و  بـه  فرمان  مـن  پرنده‌ای  (‌زنده‌)  می‌شد،  و  کور  مـادرزاد  و  مـبتلای  بـه  بیماری  پیسی  را  به  فرمان  و  قدرت  من  شفا  می‌دادی‌،  و  (‌به  یاد  آور)  آنگاه  را  که  مردگان  را  به  فرمان  من  (‌زنـده  می‌كردی  و  از  گورها)  بیرون  می‌آوردی‌،  و  (‌به  یاد  آور)  آنگاه  را  که  شرّ  بنی‌اسرائیل  را  از  سر  تو  کوتاه  کردم  در  آن  مـوقع  که  دلائـل  و  مـعجرات  بـدانـان  مـی‌نمودی  و  کافران  ایشان  می‌گفتند:  اینها  جز  جادوی  آشکـار،  چیز  دیگری  نمی‌تواند  باشد.  و  (‌خاطر  نشان  ساز  آنگاه  را  که  به  حواریون  الهـام  کـردیم  کـه  بــه  مـن  و  فرستادۀ  مـن  (‌عیسی‌)  ایمان  بیاورید.  (‌آنان  پذیرفتند  و)  گفتند:  ایـمان  آورده‌ایم  و  (‌پروردگارا!)  گواه  بـاش  که  مـا  مــخلص  و  منقاد  (‌اوامر  تو)  هستیم‌.

رویاروی کردن  با  نعمتهائی  است‌ که  خداوند  به  عیسی  پسر  مریم  و  مادرش‌،  بخشیده  است‌.  از  جمله‌:  تـوسّط  روح‌القدس‌،  یعنی  جبرئیل  او  را  در گهواره  نیرو  بخشیده  است  و  یاری  داده  است‌.  او  با  مردمان  هنگامی  سخن  گفته  است ‌که  هنوز  زمان سخن‌ گفتن  وی  نبوده  است  و  فرا  نرسیده  است‌.  مادرش  را  از  شبهه‌ای  نجات  می‌دهد  که  تولّد  بی‌مثل  و  مانند  او  آن  را  برانگیخته  است  و  پدیدار کرده  است‌.  گذ‌شته  از  اینها  او  در  میانه‌سالی  نیز مردمان  را  به  سوی  یزدان  می‌خواند...  روح‌القدس‌،  یعنی  جبرئیل  عليّه السّلام  در  اینجا  و  آنـجا  او  را  نـیرو  می‏بخشد  و  یاری  می‌دهد...  نعمت  دیگری  این  است  که  خدا  بدو  کتاب  و  فرزانگی  می‌آموزد.  عیسی  وقتی‌ که  در  زمین  متولّد  گردید،  چیزی  نـمی‌دانست‌.  خدا  بدو  نگارش  آموخت  و  بدو  یـاد  داد که  چگونه  امور  زندگی  را  بچرخاند  و کارها  را  به  پایان  برساند.  تورات  را  نیز  بدو  یاد  داد،  توراتی  که  آن  را  در  دست  بنی‏اسرائیل  یـافت‌.  انجیل  را  نیز  بدو  یاد  داد،  ا‌نجیلی ‌که  خدا  آن  را  بدو  داد  و  تصدیق  کنندۀ  کتاب‌های  آسمانی  پیشین  بود.  بالاتر  از  این‌،  عیسی  معجزه‌های  خارق‌العاده‌ای  را  انجام  می‌داد که  انسانی  جز  با  اجازۀ  خدا  نمی‌تواند  آن  را  انجام  بدهد.  او  از گل  شکلی  بسان  پرنده‌ای  را  می‌ساخت  و  به  پیکرش  می‌دمید  و  با  اجازۀ  خدا  پرنده‌ای  می‌شد!  ما  نمی‌دانـیم  این  کار  چگونه  انجام  می پذیرفت‌،  زیرا  ما  تا به  امروز  نمی‌دانیم  چگونه  خدا  حيات  را  آفریده  است  و  چگونه  حیات  را  در  پیکرۀ  زنـده‌ها  دمـیده  است  و گسـترانـیده  ا‌ست‌.  عیسی کور  مادرزا‌د  را  با  اجازۀ  خدا  بهبودی  می‌بخشید.  علم  پزشکی  نمی‌داند  چگو‌نه  بینائی  را  به  چشم  برمی‌گردانید.  و لیکن  خدائی‌ که  در  اصل  چشمها  را  می‌آفریند  و  بدانها  بینائی  عطاء  می‌کند  می‌تواند  چشمان  کور  مادرزاد  را  نیز  رو  به  نور  باز  و  بینا کـند.  عـیسی  مبتلای  به  بیماری  پیسی  را  نیز  با  اجازۀ  خدا  بهبودی  می‌بخشید،  نه  با  درمان  بلک