َّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (١٢٠)  

این درس سراسر آن باقیمانده تصحیح عقیده است و به اصلاح کژرویهائی می‌پردازد که مسـیحیان به دیـن خویش راه داده بودند و آن را از پایه بنیادین آسمانی خود منحرف‌کرده بودند. آخر مسیحیان دین خود را از یگـانه‌پرستی خـالصانه‌ای بیرون آورده بودند که عیسی (ع) و یکایک انبیاء پیش از او آن را با خود آورده بودند، و آن را به انواعی از شرک تبدیل نـمـوده بودندکه هیچ پیوندی اصلا با دین خدا نداشت‌.

به همین خاطر است‌که این درس نیز به بیان حقیقت الوهیت و حقیقت عبودیت می‌پردازد، به شیوه‌ای‌که در جهان‌بینی اسـلامی است‌. ایـن حقیقت را در لابلای صحنه‌ای نشان می‌دهدکه بس بزرگ و سترگ است‌. صحنه‌ای است‌که در آن عیسی (ع) در مـیان همه پـیغمبران و جـملگی مـردمان اعـلام مـی‌دارد کـه او بهیچوجه درباره الوهیت خود و الوهیت مادرش دم نزده است و چیزی از آنچه درباره الوهیت او و مادرش‌گمان ميبرند، بدیشان اعلام نداشته است‌. اصلا سـزاوار او نیست‌که از این نوع شرک چیزی را بگوید و ادعاء کند!

روند قرآنی این حقیقت رابیان مـی‌دارد و آن را در صـحنه‌ای به تصویر می‌کشد، صحنه به تصویرکشیده‌ای از «‌صـحنه‌های قیامت‌»‌که قرآن آنها را زنده وگویا و الهامگرانه و بسیار موثر نشـان می‌دهد. آن گونه صحنه‌ای‌که هستی انسان به هنگام دریافت آن به لرزه و تکان می‌افتد. صحنه‌ای است‌که انگار ایشان هـمین لحظه واقـعاً آن را می‏بینند. چشـم آن را در واقعیت زندگی رویت می‌نماید، وگـوش آن را می‌شنود، و انفعالات و نشانه‌هائی در آن جلوه‌گر می‌آید که انگار زنده‌اند و از زندگی موج می‌زنند... هان‌ا هم اینک ما در برابر صحنه بزرگی هستیم‌:    

« يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُوا لا عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنْتَ عَلامُ الْغُيُوبِ » .

آن روزی (‌را خاطر نشان ساز) که خداوند پیغمبران را (‌در پیشگاه خود) گرد می‌آورد و بدیشان میگوید: بــه (‌دعوت‌) شما چه پاسخی داده شده است‌؟ (‌آیا ملتهائی که به سوی آنان فرستاده شده‌اید چگونه از دعوت شما استقبال کرده‌اند و به چه راهی رفته‌اند؟ راه ایمان یا راه انکار پیموده‌اند؟‌)‌. می‌گویید: مـا را هیچگونه آگاهی و دانشی نـیست (‌مگـر آنچه از راه وحـی آمـوخته‌ایـم و ظواهری که در روزگار حیات خود از مـردم مشـاهده کرده‌ایم‌) تـو خود (‌عـلاوه از ظواهـر) از تمام خفایا آگاهی.

در آن روزی‌که خدا همه پیغمبران راگرد می‌آورد، پیغمبرانی‌که آنان را در طول زمان پراکنده‌کرده بود، و در درازنای روزگاران ییاپی به سوی مردمان آمـده بودند. ایشان را درگستره مکان پخش‌کرده بود و هر یک از آنان به شهر و دیار خود رفته بودند. ایشان را در میان نژادها پراکنده کرده بود و هر یک از آنان بــه سوی قوم خود رفته بودند... آنان هم در زمـانها و مکانهای گوناگون و در میان اقوام مختلف‌، دعوت واحدی داشته‌اند و انسانها را به سوی پرستش خدای واحدی فرا خوانده‌اند. سـرانـجام خاتم‌انبیاء (ص) دعوت واحدی را برای هر زمانی و هر مکانی و برای جملگی مردمان از هر نژادی‌که بوده‌اند و هر رنگی‌که داشته‌اند، با خـود به ارمغان آورده است‌.

این پیغمبران‌که به سوی اقوام مختلف در مکانها و زمانهای مختلف رفته‌اند، خدائی‌که ایشان را یک یک و جدا جدا روانه‌کرده بود، هم اینک آنان را با همدیگر گرد می‌آورد، و باسخهای‌گوناگو‌نی راکه بدیشان داده شده است‌، و خط سیرهای‌گوناگو‌نی راکه مردمان در پیش‌گرفته‌اند، همراه آنان گرد می‌آورد. پیغمبران هم اینک همه جمع آمده‌اند. پیغمبرانی که سرداران و پیشوایان انسانها در زندگانی جهان بودند و رسالتهای یـزدان را در نـواحــی مختلف جـهان به انسـانها می‌رسانیدند. در پشت سر ایشان هم پاسخهای انسانها در زمانهای‌گوناگون بوده است ... اینان هم اینک در پیشگاه خدا حاضر آمده‌اند، خدائـی که خداوندگار انسانـها است‌. همه و همه در صحنه روز بزرگی حاضر آمده‌اند. آن صحنه‌ای‌که از زندگی موج‌‌می‌زند: 

 « وْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ ؟» . 

 آن روزی که خـداوند پیغمبران را گردمی‌آورد و بدیشان می‌گوید: به شما چه پاسخی داده شده است‌؟‌. 

« مَاذَا أُجِبْتُمْ ؟» .

به شما چه پاسخی داده شده است‌؟‌...

چه امروز محصولات‌گرد آورده می‌شود. چیزهای پراکنده‌، درکنار هم آماده می‌شوند‌. پیغمبران حساب و کتاب رسالتها را تقدیم می‌دارند. نتائج با حضـور همه گواهان اعلام و اعلان می‌شود.

« مَاذَا أُجِبْتُمْ ؟» .

به شما چه پاسخی داده شده است‌؟‌...

پـیغمبران نیز انسان هستند و زادگان انسانند. ایشـان از چیزی آگاهی دارندکه حاضر و ظاهر باشد. از چیزی آگاهی ندارندکه پنهان و نهان باشد.

آنان اقوام خود را به سوی هدایت رهـنمود کرده‌انـد. برخی از آنان پاسخ‌گفته‌اند، و برخـی از آنـان پشت کرده‌اند... پیغمبران اگر هم حقیقت کسـانی را شـناخته باشندکه پشت کرده‌اند و راه گریز در پیش‌گرفته‌انـد، حقيقت کسانی را نشناخته‌ا‌ندکه پاسخ ایشان را داده‌اند و فرمان خدا را پذیرفته‌اند. چراکه پیغمبران آگاه از ظاهرکارند، و آگاهـی از باطن‌کار را تنها خدا می‌داند و بس‌... اینکه پیغمبـران در بارگاه خدائی هستندکه او را بهتر از هركس دیگری می‌شناسند، و بیشتر از هرکس دیگری از او می‌ترسند و می‌هراسند. در آستانه الهـی خجالت می‌کشند از این‌که در حضـور او اظهار علم و آ گاهی‌کنند. آخر آنان ميدانندکه یزدان بس دانا و آگاه است‌.

ایـن پـاسخ هراس‌انگیزی است‌که در روز بزرگ گردهمائی قیامت‌، در محضر فرشتگان و در حضـور همه آدمیزادگان، داده می‌شود. پاسخی است که مـراد از آن رویاروئی است‌، رویاروئی انسانها با پـیغمبرانشـان‌. مـخصوصاً رویاروئی انسانهائي است که پیغمبران خـود را تکذیب می‌کرده‌اند و دروغگو می‌نامیده‌انـد و هم اینک با پیغمبرانشان روبرو می‌گردند. خدا ایشان را با پیغمبرانشان رویاروی ميگرداند تا در جایگاه اگاهی اعلام فرمایدکه این پیغمبران بزرگو‌ار از سوی یزدان جهان‌، آئین خداوند منان را با خود برای شما مـردمان آورده بودند. اینان همان پیغمبرانندکه در جهان تکذیب می‌شدند و هم اینک در حضور خدای سبحان آماده‌اند و برپای ایستاده‌اند تا از رسالتها و پیام رسانیهایشان‌، و از اقوام وکسانی پرسیده شودکه ایشـان را در دنـیا تکذیب می‌کردند.

امّا پیغمبران اعلام می‌دارندکـه دانش راستین و علم حقیقی از آن خدای یگانه است و بس. دانش و علمی که ما پیغمبران داریم سزاوار آن نیست‌که در پیشگاه خداوندگار دانش و علم اظهار شود. ما جایگاه خود را در پیشگاه خدا می‌شناسیم و ادب لازم را نگاه ميداریم و خجالت می‌کشیم لب از لب بگشائیم و از دانش و  آگاهی  خویش  صحبت‌ کنیم‌:

(قَالُوا لا عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ