 را از میان مسلمانان به پیش خود فرا خواند، و چیزی راکه به همراه دارد بدان دو نفر بسپارد تا آن را به اهل و عیالش‌که در آنجا نیستند برسانند امّا اگر مسافر است و از میان مسلمانان دو نفر را نمی‌یابد تا آنان راگواه‌کند و آنچه به همراه دارد بدیشان بسپارد، جائز خواهد بود دو نـفرگواه از غیر مسلمانان انتخاب گردند.

اگر مسلمانان - یا اهل و عیال مرده - درباره راستی و درستی چیزی‌که گواهان می‌رسانند و یا در امانتی‌که تسلیم می‌دارند، دچار شک وگمان شدند، می‌توانند آن دو نفرگواه را پـس ازگزاردن نماز - آن نمازی‌که آن دو نفر بدان معتقدند و در آئینشان مرسوم است - نگاه می‌دارند تا به خدا سوگند بخورندکه آنان با این سوگند مصلحت خـود را و مصلحت‌کـس دیگری را نمی‌جویند، هر چندکه آن‌کس از خو‌یشاوندان باشد، و آنان چیزی را از امـانتی‌که بدیشان سـپرده شـده است پـنهان نمی‌سازند... و اگر چنین‌کنند از زمره بزهکاران خواهند بود... بدین منوال گواهی آن دو نـفر گواه پـذیرفته و اجراء می‏‎گردد.

هرگاه پـس از این سوگند خوردن‌، معلوم‌گردیدکه آن دو نفرگواه مرتکب‌گناه شده‌اند وگواهـی دروغ داده‌اند و خیانت در امانت کرده‌انـد، دو نـفر از ا‌هل و عـیال شخص مرده‌که ارث بدیشان مي‌رسد و به زیان ایشان سوگند خورده شده است برمی‌خیزند و به خدا سوگند می‌خورندکه گواهی ما ازگواهـی دوگواه پـیشین درست‌تر و برحق‌تر است‌، و آنان با بیان این حـقیقت‌، تعدی و تجاوزی نمی‌کنند. بدین هنگام‌گواهی دوگواه پیشین باطل و پوچ می‌گردد، وگـواهی دوم مورد پذیرش قرار می‌گیرد.

پس از آن‌، نص قرآن می‌فرماید: اجراء این مقررات‌، در ادای‌گواهی به حق‌، از تضمین بیشتری برخـوردار است‌، و برای به هراس انداختن دوگواه نخستین از ایـن‌که گو‌اهی آنان پذیرفته نگردد، سودمندتر است‌، و آنان را برگزینش حق وامی‌دارد:  

(ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ يَخَافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمَانٌ بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ).

این (‌کار که بدین منوال ذکر شد) بیشتر سبب می‌شود که (‌شاهدان در بیان حقیقت دقیق‌تر شـوند و تـغیير و تبدیلی در آن ندهند و بلکه‌) چنانکه باید گواهی دهند یـا بترسند (‌از عذاب اخروی دردنـاکی که سوگند دروغ سبب آن می‏‎گردد، و یا بترسند) از این کـه (‌دروغشـان فاش گردد و حق سوگند خوردن به ورثه واگذار گردد و) سوگندهائی پس از سوگندهایشان خورده شود (‌و در پیشگاه خدا و مردم رسوا شوند)‌.

در نهایت‌، کار به دعوت همگان می‌انـجامد. جملگی دعوت می‌شوندکه از خشم و عذاب خدا بپرهیزند، و بدانندکه خدا ایشان را می‌پاید و بر اعمال و اقوال و اسرارشان نظارت می‌فرماید. خوف و هراس خدا را داشته باشند. از اوامر ایزد متعال فرمانبرداری‌کنند. چرا که خداکسانی راکه از راستای راه او خارج شده باشند وکژراهه را در پیش‌گرفته باشند، به سوی خیر و صلاح و هدایت و فلاح‌، رهنمود نمی‌گرداند:

(وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاسْمَعُوا وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ).

ار خدا بترسید و (‌با احکام او مخالفت نکنید و اوامر او را به گوش جان‌) بشنوید و (‌بپذیرید و بدانید که‌) خداوند بیرون روندگان از زیر فرمان خـود را (‌مـورد عنایت قـرار نـمی‌دهد و بــه سـوی نـعمت جـنت‌) رهـنمود نمی‌گرداند.

قرطبی در تفسیر خود درباره سبب نزول این سه آیه گفته است‌:

«‌... خلافی در این راستا سراغ ندارم‌که این آیات سه گانه‌، به سبب تمیم داری‌، و عدی پسـر بداء‌، نـازل گردیده است‌. بخاری و دارقطنی و جز آنان از ابن عباس روایت‌کرده‌اندکه‌گفته است‌: تمیم داری و عدی پسر بداء‌، به مکه رفت و آمد می‌کردند. همراه ایشان جوانی از بنی سهم به مسافرت رفت و در جائی فوت نمودکه درآنجا مسلمانی نبود. آن دو نفر، ترکه او را به اهل و عیالش برگرداندند، ولی جام سیمینی راکه با طلا مـزین و آراسـته بود، پـیش خود نگاه داشـتند. پیغمبر (ص) آن دو را سوگند داد و از ایشان خواست که قسم یادکنند: «‌نه آن را پنهان‌کرده‌اند و نه از آن خبر دارند»‌. بعدها جام مذکور در مکه یافته شد.گفتند: ما آن را از عدی و تمیم خریداری‌کرده‌ایم‌. دو نفر از وارثان سهـمی آمدند و سوگند خوردندکه ایـن جام متعلق به سهمی است‌. وگواهی ما بر حق‌تر و درست‌تر ازگواهی ایشان است و از حقیقت نگذشته‌ایم و جز حق نگفته‌ایم‌. ابن‌عباس‌گفته است‌: پیغمبر (ص) جام را بازپس‌گرفت‌. درباره چنین‌کسانی ایـن آیه نـازل گردید... (‌واژه‌ها از دار قطنی است‌)‌...»‌.

روشن است سرشت جامعه‌ای‌که این آیات در آن نازل شده است تا بدان سر و سامان دهد، حق دخالت در شکل اجراء مقررات را دارد، و چه بسا در سرشت این مقررات نیز دخالت‌کند. زیرا به‌گواهی خواستن و امین شمردن بدین شیوه‌، وگذشته از آن‌، سوگند دادن به خدا پس از نماز، برای به جوش و خروش انداختن وجدان دینی است‌، و همچنین برای پـرهیز از رسوائـی و فـضیحت در جامعه است‌، رسوائی و فضیحتی‌که با روشن شدن دروغ و خیانت به بار می‌آید... همه اینها اشـاره به نـمادها و سـیماهای جامعه ویـژه‌ای دارد‌. جامعه‌ای‌که این مقررات با نیازها و شرائط و ظـروف آن سازگار و همآوا است‌.

امروزه جامعه‌ها وسائل دیگری برای اثـبات در دست دارند، و از مقررات گوناگون دیگری بهره مـی‌جویند، همچون‌: نگارش و ثبت و در ثانیا به امانت نهادن ...و چیزهای دیگری ...

امّا آیا این نص قدرت اجرائی خود را در جامعه‌های بشری از دست داده است‌؟

در بسیاری از اوقات ما گول مـحیط ویـژه‌ای را می‌خوریم وگمان می‌بریم‌که برخی از قوانـین و مقررات‌، دیکرکارآئی خود را از دست داده‌اند و نیازی بدانها باقی نـمانده است‌! زیرا انسـانها وسـائل تـازه دیگری را ابداع کرده‌اند!

بلی در بسیاری از اوقات ماگول می‌خوریم و فراموش می‌کنیم‌که این دین برای جملگی انسانها آمده است‌، در هر جائی و در هر زمانی‌که باشند. و بسیاری از مردمان‌، در عصر حاضر هنوز که هنوز است ابتدائی هستند یا اندکی از ابتدائی بالاتر رفته‌انـد. ایـنان به احکام و مقرراتی نیاز دارندکه نیازهای آنان را در همه شکلها و حالتهایش ببیند و بپاید. چنین مردمانی در این آئین چیزی را می‌یابندکه در همه اوضـاع و احوال پاسخگو‌ی نـیازهای ایشـان است‌. هـنگامی که آنـان مراحل ترقی را طی می‌کنند، پله پله در این آئـین به نسبت پیشرفت زمان چیزی را می‌یابندکه بسنده و برازنده ایشان است‌. در شریعت ایـن آئـین‌، چیزی را می‏یابند که پاسخگو‌ی نـیازهای امـروزی و همچنین پاسخگوی نیازهای فردای مترقی آنان است ... ا‌ین امر، معجزه این آئین است‌، و معجزه شریعت این آئین است‌. نشانه این است‌که این ائین‌، آئین الهی است‌. آئـینی است‌که خدا آن را برگزیده است و به مردمان ارمغان داشته است‌.

مـــا دیگر باره گـول مـی‌خوریم‌، بدان هنگام که نیازمندی