 شما زیانی نمی‌رساند.  (‌مائده/١٠٥)     

شما این آیه را در غـیر موضع مـناسب خود بکار میبرید و من از پیغمبر خدا (ص)‌شنیده‌ام‌، فرمود: 

 (‌ان‌آلناس اذا راوا المنكر‌، و لا یغير‌ونه‌، یـوشک الله عز و جل ان یعمّهم بعقابه‌)‌.

هرگاه مـردمان کـار زشت و پـلشتی را بـبینند و آن را دگرگون نسازند، خداوند بزرگوار هر چه زودتر عقاب و عذاب خود را شامل همگان می‏‎گرداند.

بدین‌گونه خلیفه اول - رضوان الله علیه - به تصحیح مفهومی ميپردازدکه در روزگار او از این آیه ‌کریمه متبادر به ذهن برخی از مردمان می‌شود. ما امروز به چنین تصحیحی نیازمندتریم‌، زیرا عمل به وظـائف و تکالیف دگرگون ساختن‌کار زشت و پلشت‌، مشکل‌تر و دشوارترگشته است‌. مردمان ضعیف‌، سهل و ساده به تاویل و تفسیر این آیه می‌پردازند و آن را بگونه‌ای معنی می‌کنندکه ایشان را از رنج جهاد و سختیهای آن برهاند، و به شکلی از زحمت و بلای جهاد آزادگرداند! هرگزا هرگز! این چنین نیست‌که می‌انگارید! به خدا سوگند، این آئین جز در پرتو جهد و جهاد، پـاجا و برجا نمی‌گردد، و راه صلاح و فلاح نمی‌پوید جز ناکار کردن و مبارزه نمودن‌. باید این آئین‌کسانی را داشـته باشدکه برای برگرداندن مردمان به سوی آن‌، به تلاش ایستند و بکوشند و همه تاب و توان خود را بکار ببرند، و برای بیرون آوردن مردمان از بندگی بندگان و رهنمود ایشان به سوی بندگی خداوند یگانه جـهان‌، و برای استقرار الوهیت یزدان درگستره زمـین‌، و برای جلوگیری از غصب‌کنندگان قدرت و سلطه یـزدان و بازپس‌گرفتن این قدرت و سلطه از دست ایشان‌، و برای پابرجا داشتن شریعت خدا در زندگی مردمان‌، و ماندگارکردن مردمان بر آن‌، از پای ننشینند و رنـجها ببینند... باید کوشید و رنج کشید. هنگامی که گمراهان افراد و اشخاص‌گمراهند و نیاز به روشنگری و رهنمود دارند، با نیک رفتاری و زیبا کرداری به روشنگری و رهنمودشان کـوشید. و زمانی کـه گـمراهـان نـیروی ستمگری بر سر راه مردمانند و ایشان را از هدایت و 

رهنمود بازمی‌دارند و نمی‌گذارند آئین خدا سر برکند و پیشروی نماید، و نمی‌گذارند شریعت خدا در مـیان مردمان بر جای و فرمانروا باشد، بایدکه با قـدرت و قوت بر آنان تاخت و به مبارزه ایشان پرداخت‌.

بعد از این‌که چنین‌کردیم‌، نه پیش از این‌که چنین‌کنیم‌، مسوولیت از مومنان ساقط می‌گردد و از ایشان سلب تکلیف می‌شود، و بدان هنگام‌که مومنان و دیگران به سوی خداوند جهان برمی‌گردند، گمراهان به کیفر خود می‌رسند:

(اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).

بازگشت همه شما به سوی خدا است‌، و شما را از آنچه (‌در دنیا) می‌کرده‌ایـد آگاه مـی‌سازد (‌و هـر کسـی آن درود عاقبت کار که کشت‌)‌.

*

هم اینک واپسین حکم از احکام شرعی موجود در این سوره به میان می‌آید. حکمی‌که از برمن از مقررات معاملات در جامعة اسلامی سخن می‌راند. ایـن حکم ویژه‌ای است درباره قانون گواهی‌گرفتن بر وصیت در وقت مسافرت در زمین‌، و دوری از جامعه‌. و درباره ضمانتهای اجتماعیی‌که شریعت آنها را مقرر و مـعین می‌دارد تا حق به صاحبان حق برسد:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الأرْضِ فَأَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ بَعْدِ الصَّلاةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلا نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذًا لَمِنَ الآثِمِينَ فَإِنْ عُثِرَ عَلَى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمًا فَآخَرَانِ يَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الأوْلَيَانِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِنْ شَهَادَتِهِمَا وَمَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ يَخَافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمَانٌ بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاسْمَعُوا وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ 

ای مومنان‌! هنگامی که (‌علائم و قرائن‌) مرگ یکـی از شما فرا رسید (‌و خواست درباره چیزی وصـیت کـند) باید در موقع وصیت دو نفر دادگر از میان خودتان‌، یا اگر در سفر بودید و بلای مرگ دامنگیرتان شـد (‌و بـه مسلمانان دسترسی نبود) از میان دیگران بـه گواهـی گرفته شوند. اگر (‌به هنگام شـهادت در صـدق آن دو) شک کردید، بعد از نماز (‌عصر یا نماز دیگری که مردم در آن گرد می‌آیند) آن دو را نگاه دارید. آنان باید به خدا سوگند بخورند که (‌حاضر نیستیم حق را برای چـیزی زیر پا نهیم و) سوگندمان را (‌به مال دنیا) نمی‌فروشیم (‌و جـز حـق چیزی نمی‌جوئیم و برای کسـی دروغ نمی‏‎گوئیم و از کسی جـانبداری نـمی‌کنیم‌) اگر هـم آن کس خویشاوند ما باشد؛ و گواهی الهی را (‌که بـه ادای آن دستور داده شده‌ایم‌) کتمان نمی‌کنیم‌؛ چرا که اگر چنین کنیم ما از زمره گناهکاران خواهیم بود. اگر اطلاع حاصل شد که (‌آن دو شاهد با دروغ و خیانت‌) مرتکب گناهی شده‌اند، باید که دو نفر دیگری بر جـای ایشـان (‌برای ادای سوگند) قرار بگیرند که جزو وارثان بوده و از همه ایشان برای دریافت ترکه مستحق‌تر باشند. (‌این دو نفر جدید) باید به خدا سوگند بــخورند که گواهی ایشان درست‌تـر و راست‌تـر از گـواهـی آن دو (گـواه‌) است‌، و (‌بـا تـهمت و افتراء بر آن دو گواه‌) مرتکب تجاوزی نشده‌ایم (‌و در سوگند خود از حـق منحرف نگشته‌ایم‌، که اگر چنین کرده باشیم‌) ما در این صورت از زمره ستمکاران خواهیم بود (‌و به خود و دیگران ستم روا خواهیم داشت‌)‌. این (‌کار که بدین منوال ذکر شد) بیشتر.سبب می‌شود که (‌شاهدان در بیان حقیقت دقیق‌تر شوند و تغییر و تـبدیلی در آن نـدهند، و بـلکه‌) چنانکه باید گواهی دهند یا بـترسند (‌از عذاب اخـروی دردنـاکی که سوگند دروغ سبب آن می‏‎گردد، و یا بترسند) از این كه (‌دروغشان فاش گردد و حق سوگند خوردن به ورثه واگذارگردد و) سوگندهائی پس از سوگندهایشان خورده شود (‌و در پیشگاه خدا و مردم رسوا شوند)‌. از خدا بـترسید و (‌بـا احکـام او مـخالفت نکنید و اوامر او را به گوش جان‌) بشنوید و (‌بپذیرید و بدانید که‌) خداوند بیرون روندگان از زیر فرمان خود را (‌مورد عنایت قرار نمی‌دهد و به سوی نـعمت جنت‌) رهنمود نمی‌گرداند.

بیان این حکمی‌که آیه‌های سه‌گانه آن را در بر دارد، چنین است‌:‌کسی‌که احساس می‌کندکه مرگش نزدیک است و می‌خواهد برای اهل و عیال خویش وصیت‌کند، چیزی‌که از دارائی با خود دارد بدیشان برسد، بایدکه اگر مسافر نیست دو نفرراه دادگ