 به «‌مومنان‌» می‌کند و برایشان بیان می‌دارد که ایشـان جدای از دیگرانـند. برای آنان تکالیف و وظـائفشان را ذکر می‌نماید، و موقعیت ایشان و موضعگیری آنان در برابر دیگران را مشخص می‌سازد، و ایشان را به حساب وکتاب خدا و سزا و جزای او حواله می‌دهد و واگذار می‌کند، نه به غنیمتی از غنائم این جهان یا به هدف و خواسته‌ای از آن‌: 

(َيا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).

 ای مـومنان‌! مـواظب خود بـاشید (‌و خویشتن را از معاصی و گناهان بـدور داریـد و هوشیار بـاشید که آلودگیهای جـامعه شـما را نـیالاید)‌. هنگامی کـه شما هدایت یافتید (‌و راه خداشناسی را در پـیش گرفتید و دیگران را نـیز بــه کـار نـیک خواندید و از کار بـد بازداشتید) گمراهی گمراهان به شما زیانی نـمی‌رساند (‌و نافرمانی دیگران شما را به دوزخ نمی‌کشاند. چرا که حساب هر کس جدا است و) بازگشت همه شما به سوی خدا است‌، و شما را از آنچه (‌در دنیا) می‌کرده‌اید آگاه می‌سازد (‌و هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت‌)‌.

 این جدا بودن مومنان از دیگران است‌. گذشته از این‌، ضـمانت اجتماعی و سفارش به یکدیگر در مـیان خودشان است‌. آخر ایشان ملت واحدی هستند:

(َيا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ ...)‌.

ای مومنان‌! مواظب خود باشید (‌و خویشتن را بپائید و از معاصی و گناهان دوری نمائید و هوشیار باشید که آلودگیهای جـامعه شـما را نیالاید)‌. هنگامی کـه شـما هدایت یافتید (‌و راه خداشـناسی را در پـیش گرفتید و دیگران را نـیز بــه کار نیک خوانـدید و از کـار بـد بازداشتید) گمراهی گمراهان به شما زیانی نـمی‌رساند (‌و نافرمانی دیگران شما را به دوزخ نمی‌کشاند)‌.

شما مومنان‌، جدای از دیگرانید. ضمانت اجتماعی و سفارش به یکدیگر در میانتان است و به یاری و پـند يكــدیگر می‌شتابید و در دریای آشفته زندگی همدیگر را درمی‌یابید. خویشتن را بپائید و از خودتان مواظبت نمائید و درون و بیرون خویشتن را پاک وپاکیزه دارید. گروه خود را بپائید و نگاهداری نمائید و با آن باشید و در پاسداریش بکوشید. هرگاه شـما راهیاب باشید و هدایت یابید، گمراهـی دیگران زیانی به شما نمی‌رساند وگناهان دیگران را بر شما نخواهند نـوشت‌. شما جماعت یکپارچه‌ای هستید و جدای از دیگرانید. شما ملتی هستیدکه ضمانت اجـتمـاعی در مـیانتان برقرار است و یکی دوست دیگری است‌. این سرپرست آن‌، و آن سرپرست این است‌.کــی بر شما حق سرپرستی و دوستی ندارد، و پیوند و ارتباطی با غیر خود ندارید. این یک آیه‌، اصول و ارکان سرشت ملت مسـلمان را مقرر می‌نماید و اصول و ارکان نحوه ارتباط با ملتهای دیگر را به تـصویر می‌کشد. ملت مسلمان حزب یزدان است‌، و ملتهای جدای از آن حزب شیطان است‌. از اینجا است‌که میان چنین ملتی و سائر مـلتهای دیگر دوستی و سرپرستی و پیوست و ضـمانت اجتماعی نیست‌. چراکه هیچگو‌نه اشـتراکی در عـقیده موجود نیست‌. و چون چنین است‌،‌کمترین اشتراکی در هدف و وسیله و وظیفه و مسوولیت وکیفر و پاداش نیست‌. بر ملت مسلمان لازم و واجب است‌که ضـمانت اجتماعی در میان خود داشته باشند. همدیگر را پـند دهند و سفارش‌کنند، و رهنمود به رهنمون یزدان‌گردند، یزدانی‌که از ایشان ملت مستقل و جدای از مـلتهـای دیگر را ساخته است ... گذشته از این‌، مردمان اگر در پیرامون آنان گمراه‌گردند و ایشان - رهنمون الهی باشند، زیانی بدیشان نمی‌رسد.

امّا معنی این سخن این نـیست‌که ملت مسـلمان از وظائف و تکاليف دعوت همه مردمان به سوی هدایت دست بکشد، هدایتی‌که همان آئین و شریعت و نظام او است‌. چه هنگامی‌که ملت مسلمان سیستم و نظام خود را در زمین پیدا و پاجا داشت‌، بر او واجب است‌که همگی مردمان را دعوت‌کند و بکوشدکه ایشـان را رهـنمود سـازد، و بر جملگي مردمان قیمومت و سرپرستی کند تا دادگری در مـیانشان برقرار دارد، و ایشان را ازگمراهی و جاهلیتی بازدارد و بدوز گرداند که آنان را از آن بیرون آورده است‌.

این که ملت مسلمان‌، مسوول خودش در برابر خدا است‌، و اگر رهنمود به رهنمون الهی شود،‌گمراه شدن دیگران زیانی بدو نمی‌رساند، بدین معنی نـیست‌که چنین ملتی در صورت قصورکردن وکوتاهی ورزیدن درکار امر به معروف و نهی از منکر، نخست در میان خود و سپس درگستره زمین‌، مورد مواخذه و محاسبه قرار نمی‌گیرد. نخستین کار معروف‌، یـعنی پسـندیده‌، تسلیم فرمان یزدان شدن و شریعت الهی را حاکم‌کردن است‌. و نخستین کار منکر، یعنی نـاپسند، جاهلیت و تجاوز به قدرت و سلطه خداوند و شریعت او است‌. حکـمفرمائی جـاهلیت‌، حکمفرمائی طاغوت است‌. طاغوت هم به هر نوع سلطه و قدرتی‌گفته می‌شودکه جدای از سلطه و قدرت و حکمفرمائی و حکمرانی خدا باشد... ملت مسلمان پیـش از هر چیز قیوم و سرپرست خودش است‌، و بعد از خود قیمومت و سرپرستی همه انسانها را در سراسرکره زمین بر عهده دارد و باید در راه آن به تلاش بایستد و از پای ننشیند.

هدف از بیان حدود وظائف و تکالیف در این آیه چنان نیست‌که در قدیم برخی ها فهم و برداشت‌کرده‌اند، و آن چنان هم نیست‌که در عصر حاضر چه بسا برخی ها فهم و برداشت می‌کنند و می‌گویند: فرد مومن‌، هنگامی‌که خودش راهیان و رهنمود شود، دیگران اگر هم گمراه و سرگشته‌گردند، مکلف و موظف به امر به مووف و نهی از منکر نیست‌!!! یا ملت مسلمان‌، هنگامی‌که خودشان راهیان و رهنمود شوند، ملتهای پیرامونشان اگر هم گمراه و سرگشته‌گردند، مکلف و موظف به پابرجا داشتن و برقر‌ار نمو‌دن شریعت یزدان در جهــان نمی‌باشند!!

این آیه مسوولیت مبارزه با شر، و ایستادگی در برابر گمراهـی‌، و جنگ با طغیان را نه ازگردن فرد و نه از گردن ملت‌، ساقط نمی‌سازد. طاغی‌ترین طغیان هم تعد‌ی بر الوهیت یزدان و غصب قدرت و سلطه خدای منان و به بندگی خواندن وکشاندن مردمان در برابر شریعتی جز شریعت خداونـدگار جهان است‌. چنین کاری‌،‌کار منکر و پلشتی است‌که در صورت وجود آن‌، راهیاب و رهنمود بو‌دن فرد، و راهیاب و رهنمود بودن ملت‌، سو‌دی بر‌ای فرد مسلمان‌، یا ملت مسلمان در بر ندارد.

اصحاب سنن روایت فرموده‌اند: ابوبکر (رض) برخاست و خدای را حمد و ثناگفت‌، سپس فرمود: ای مردمان‌! شما این آیه را می‌خوانید:

(َيا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ ...)‌.

ای مـومنان‌! مــواظب خود بـاشید (‌و خویشتن را از معاصی و گناهان بـدور داریـد و هـوشیار بـاشید که آلودگیهای جـامعه شـما را نـیالاید)‌. هنگامی که شـما هدایت یـافتید (‌و راه خداشـناسی را در پـیش گرفتید) گمراهی گمراهان ب