 و حد زدن و تنبیه‌کردن و کفاره دادن نازل نگردید مگر پس از پابرجائی دولت اسلامیی‌ که بتواند اجراء این احکام را بر عهده ‌گیرد.

مسلمانان صدر اول، این برنامه و روال آن را آموختند و به دل سپردنده آنان درباره مساله‌ای فتوی نمی‌دادند و حکم صادر نمی‌کردند مگر این‌که آن مساله عملا رخ می‌داد. فتوی دادن و حکم صادرکردن نیز در حـدود همان مساله‌ای انجام می‌پذیرفت که روی داده است‌. د‌ر این راستا هم آیات قرآنـی را رویـهم در نـظر می‏گرفتند و رشته آنها را از یکدیگر نمی‌گسلاندند. تا پرسش و پاسخ‌، یا به عبارت دیگرطلب فتوی و صدور فتوی جدیت خود را داشـته باشند و با برنامه تربیتی یزدانی نیز همگام و همآوا باشند:

عمر پسر خطاب (رض)‌کسی را نـفرین مـی‌کردکـه از چیزی می‌پرسیدکه هنوز روی نداده است ... دارمی در مسند خود این را روایت‌کرده است ... از زهری روایت شده است‌که‌گفته است‌: به ما چنین رسیده است‌که چون از او در باره کاری پرسیده می‌شد مي‌گفت‌: آیا چنین چیزی و چنین‌کاری بوده است و روی داده است‌؟ اگر می‌گفتند: بلی‌که بوده و روی داده است‌، درباره آن‌، چیزی راکه می‌دانست روایت می‌کرد و می‌گفت‌. و اگر می‌گفتند: نبوده و روی نداده است‌، می‌گفت‌: پس آن را رها سازید تا می‌شود و روی می‌دهد. و با اسنادی‌که از عمّار پسر یـاسر در دست داشته است‌گفته است‌: وقتی‌که درباره مساله‌ای از عمّار پسر یاسر سوال شد، گفت‌: آیا ا‌ین امر روی داده است‌؟‌گفتند: نه‌! گفت‌: ما را واگذارید تا روی می‌دهد. هنگامی‌که روی داد، جرات بیان آن را برایتان به خود خواهیم داد.

دارمی‌گفته است‌: عبدالله پسر محمّد پسـر ابوشیبه برایمان روایت‌کرده است وگفته است‌: ابن فـضیل از عطاء‌، و او از ابن عباس نقل کرده است‌که‌گفته ا‌ست‌: مردمانی را از اصحاب پیغمبر (ص)‌بهتر ندیده‌ام‌. تـا پیغمبر (ص)‌وفات فرمود جز سیزده مساله را از او نپرسیدند. همه این سیزده سوال نیز درباره قرآن‌، و آن هم همچون پرسشـائی بو‌د:

« یسألونک عن الشهر ا‌لحرام‌... » . (‌بقره / ٢١٧) 

 از تو درباره جنگ کردن در ماه حرام می‌پرسند.

« و يسالونک عن ا‌لـمحیض... ». (‌بقره‌/ ٢٢٢) 

 و از تـو دربـاره (‌آمـیزش بـا زنـان بـه هنگام‌) حیض می‌پرسند.

اصحاب رسول‌، جز از چیزهائی نمی‌پرسیدند که برای ایشان سودمند باشد.

مالک‌گفته است‌: بدین شهر، یعنی «‌مدینه‌» آمدم و چیزی جز دانش قرآن و سنت نبوی نـداشـتند. هـرگا٥ مشکلی پیش مـیامد، امـیر آنجا علمائی راکه در دسترس بودند،‌گرد می‌آورد تا آن مشکل را برطرف کنند وگره ازکار بگشایند. آنچه علماء بر آن متفق می‌شدند، امیر اجراء مـی‌کرد. شما مسـائل زیـادی را مطرح می‌کنید و پرسشهای فراوانی را مـی‌نمائید، و حال این‌که پـیغمبر (ص) مسائل بسـیار و سوالات فراوان را نمی‌پسندید و از آنها آزرده خاطر می‌گردید! قرطبی در روند تفسیر این آیه‌گفته است‌: مسـلم از مغیره پسرشعبه نقل می‌کندکه پــيغمبر (ص)‌فرموده است‌:

(‌ان‌الله حرم علیکم عقوق الامّهات‌، و واد البنات‌، ومنعاً و هات وکره‌لکم ثلاثاً‌٠ قیل و قال‌، وکثر‌ه السوال‌، و اضاعة المال‌‌)‌.

خـداونــد بـر شما حرام کرده است‌: اذیت و آزار و نــافرمانی از (‌پدران و) مـادران‌، و زنده بگور کردن دختران‌، و ندادن (‌بذل و بخشش و صدقه و احسان به دیگران‌) و گرفتن (‌بیجای اموال مردمان‌)‌. و سه چیز را  از شما نمی‌پسندد: ستیز و کشمکش بیـجا، و پرسشهای فراوان‌، و هدر دادن و ضایع کردن اموال‌.

بسیاری از فرزانگان گفته‌اند: مراد از «‌کثرت سـوال‌» پرسشهای فراوان نمودن از مسائل فقهی بر‌ای نشـان دادن زبان آوری و شکست دیگران‌، و به تنگنا انداختن دیگران در مسائلی‌که چیزی درباره آنها نـازل نشده است‌، و دچـار لغـزش و مغلطه‌کردن مـردمان‌، و موشکافی در مسائل نو پدید و سوالاتـی‌کـه مطرح می‌گردد. پیشینیان چنین چیزهائی را زشت می‌دانستند و تکلف می‌شمردند و ميگفتند: هر وقت مشکل پـدید آمد، پاسخ مناسب بدان داده می‌شود...

برنامه اسلامی برنامه واقعی و جدَّی است‌. احکام را برای مسائلی مطرح و صادر می‌کندکه در زندگی عملا روی می‌دهند، و احکام را از اصول و ارکان شریعت خدا دریافت می‌دارد و برمی‌گیرد... احکام را بگو‌نه‌ای بر مسائل پیاده می‌کندکه درست به اندازه آنها بوده و کافی و بسنده باشد. شرایط و ظروف و شکل و حجم مشکل را در نظر می‌کرد و آنگاه درباره آن حکم صادر می‌کند، حکمی‌که با مشكل رویاروی‌گردد و آن را فراگیرد وکاملاو دقیقاً منطبق و مشتمل بر آن شود. درباره مسائلی پرس و جوکردن و فتوا طلبیدن‌که هنوز روی نداده‌اند، پرس و جو و طلبیدن فتوا از روی فرض وگمان نامشخص و نامحدود است‌. مادام‌که مشکل رخ نداده است‌، تعیین و تبیین آن در حد توان نیست‌. بدین هنگام فتوا دادن و حکم نمودن درباره آن هم مطابق با مشکل و مناسب با مساله نیست‌، چراكه فرض وگمان نامعین و نـامشخصی است‌. پـرسش و پـاسخ در ایـن صورت از یک سو معنی ریشخندکردن جدیت شریعت را در بر دارد، و از دیگر سو مخالف با برنامه راستین اسلامی نیز می‌باشد.

همچنین است فتوا طلبیدن و درخواست احکام شریعت در سرزمینی‌که شریعت خدا در آنـجا پـیاده و اجـراء نمی‌گردد. صدور فتوا به همان روالی خواهد بـود کـه گذشت‌...

از شریعت خدا فتوا را نباید طلبید، مگر زمانی‌که حکم آن پیاده و اجراء‌گردد. هرگاه فتوا طلبنده و فتوا دهنده هر دو می‌دانندکه د‌ر سرزمینی هستندکه اهالي آنـجا شریعت یزدان را پیاده و اجراء نـمی‌کنند، و سـلطه و قدرت آفریدگار جهان را درکشور و در سیستم جامعه و در زندگانی مردمان به رسمیت نمی‌شناسند و بـدان اعتراف ندارند... یعنی در این سرزمین به الوهیت خدا اقرار نـمی‌شود، و از حکـم و فرمان یـزدان پیروی نمی‌گردد، و در برابر سلطه و قدرت خـداکرنش نـمی‌شود و خـضوع نـمــی‌گردد... پس فتوا خواسـتن خواستار فتوا چه سودی دارد؟ و فتوا دادن فتوا دهنده برای چه‌؟ هر دوی آنها بطور یکسان چه بدانند و چه ندانند ارزش شریعت یزدان را پائین آورده‌اند و به باد تمسخرگرفته‌اند!

همین حکم را دارد پـژوهشها و بررسیهائی‌که مـحض پژوهش و بررسی فرع و احکام فقهی در نـواحـی و مناطقی که شریعت خدا در آنـجاها پـیاده و اجـراء نمی‌گردد... چنین پـژوهشها و بـررسیهائی‌کـه برای سرگرمی است‌! تنها برای این است‌که به ذهن مردمان بیندازند و چنین وانمودکنندکه این فقه در این سرزمین جـایگاه و پـایه‌گـاهی دارد، در ســرزمینی که در موسسه‌های آنجا تدریس می‌شود و در دادگاههای آنجا پیاده و اجراء نمی‌گردد! این کار به گمان انداختنی و به خیال افگندنی است‌که‌کسی‌که در آن شرکت می‌کند تا عقل مردمان را بدان‌گول بزند و به‌کژ راهه‌کشاند، بزهکار می‌گردد!

ا‌ین دین جدی است‌. آمده است تا بر زندگی مردمان حکو‌مت‌کند. آمده است تا مردمان 