 یگانه‌ای را اجراء و اداء‌کنند، و آن آماده ساختن این ملت است همـراه با عقیده و جهان‌بینیها، برداشتها و پذیرشها، رفتارها و خویها، و قانون و سیستمی که دارد، تا بتـواند در زمین بر دین خدا پابرجا و استوارگردد و آن را بپاید و بر انسانها قیمومت و سرپرستی نماید... یزدان جـهان به وسیله این مـلت آنـچه را می‌خواست پـیاده و اجراء فرمود... خدا بر هرکاری‌که بخو‌اهد توانا است ... در واقعیت زندگی زمـینی‌، ایـن سیمای درخشـان ملت پرورده آئین یزدان‌، پدیدار و استوارگردید... این ملت‌، خوابی بودکه در جهان واقعي جلوه‌گر آمد. رویائی بود که به حقیقت پیوست‌... انسانها همیشه می‌توانند ایـن ملت پیشتاز اسلامی را پیش چشم مجسم نمایند و آنان را الگوی خود قرار دهند، بدان هنگام‌که به جـهاد می‌پردازند و به تلاش می‌ایستند تا بدیشان برسند. اگر چنین‌کنند خداونـد آنـان را یـاری می‌دهد و پـیروز می‌گرداند...

*

بعد از این‌، روند قـرآنـی می‌پردازد به‌گوشه‌ای از تربیت‌گروه مومنان و رهنـودشان به سوی ادب لازم داشتن با پیغمبر (ص)‌و پرسش ننمودن از چیزی‌که از آن بدیشان خبر نداده است‌. چیزی‌که اگر پرسنده از آن آگاه شود مایه ناراحتی و بدحالی او می‌گردد، و چه بسا تکالیف و وظائفی به دنبال بیاوردکه توانـائی انجام چنین تکالیف و وظائف را نداشـته باشد، و یـا دائـره چیزهائی را براو تنگ‌گرداندکه خدا آن را برای او گشادوفراخ فرموده است‌، یا بدون تعیین حدو مرزی آن را رها نموده است‌، به خاطر لطف و مرحمتی‌که در حق بندگان خود داشته است‌:

(‌ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ) ‌.

ای مومنان‌! از مسائلی سوال مکنید (‌که خداوند از راه لطف از آنها سخن نگفته است‌، و چه بسا به شما مربوط نبوده‌، و چندان سودی برای زندگی شما نداشته باشند، و)‌اگر فاش گردند وآشکـار شوند شـما رانـاراحت و بدحال کنند. چنانکه بـه هنگام نـزول قـرآن (‌در زمـان حیات پیغمبر، از او) راجع بدانها پرس و جو کنید، برای شما (‌با وحی آسمانی بیان و روشن می‌شوند (‌و آن گاه دچار مشقات و مشکلات فراوانی میگردید و از عـهده تکالیف و وظائف بـیشمار بـرنمی‌آئید. پس شما را بـه ناگفته‌ها و نانموده‌ها چه کار؟ مگـر نـه ایـن است کـه‌) خداوند از این مسائل گذ‌شته است (‌و پرسشهای قبلی شما را نادیده گرفته است و از مـجارات اخـروی آنـها صرف نظر فرموده است‌؟‌) و خداونـد بس آمرزگار و بــردبار است‌. (‌ایـن است کـه از شما می‏‎گذرد و در مجازات شما شتاب نمی‌ورزد)‌. جمعی از پیشینیان از (‌اموری همانند) آنها (‌که شما می‌پرسید) سوال کردند و بعد از آن (‌که توسط پـیغمبران از آنها اطـلاع یـافتند و موظف به رعایت احکام مربوطه شدند) نسبت بدانها به  مـخالفت بـرخاستند و مـنکر (‌حقانیت پاسـخ‌) انـها (‌و بالطبع صـلاحیت گـویندگان ان سـخنها، یـعنی انـبیاء‌) شدند.

بــرخی از مـردمان خـیلی از پـیعمبر (ص) پـرسش می‌كردند درباره چیزهائی كـه امر یا نهی راجع بـدانها نازل نشد‌ه بـود. یـا دربـاره شـرح و بسط امـوری پافشاری ميكردند كه قران ا‌نها را به صورت مختصر و مجمل بیان نموده است‌، و خداوند در مـختصر و مجمل بودن چنین اموری‌، فرا‌خـی و گشـایشی بـرای مردمان قرا‌ر داده ا‌ست‌. یا درباره اموری پرس و جـو می‌کردندکه بر ملاکردن انها ضرورتی نداشته است و چه بسا برملا شدن انهـا پرسنده را ازار دهد، و یا این كـه مايه ناراحتي ، مسلمانان‌ديگر شود .

روایت شده ا‌ست كه پس از نزول ایه حج‌، یـكی پرسید: ایا حج در هر سالی واجب است‌« پـیغمبر (ص) ایـن پرسـش را نپسندید، چرا كه ایه حج مجمل نازل شـده است

( و لله علي الناس حج الـبيت مـن اسـتطاع الـیه سبيلا ) .              

حج این خانه واجب الهی است بر کسانی که تـوانـائی (‌مالی و بدنی‌ برای رفتن بدانجا را دارند.

حج یك بار در عمر كـافی و بسنده است‌. پرسش‌: ایا در هر سال واجب ا‌ست‌؟ درخواست شرح و بیانی ا‌ست كه ایجاد مشکلي ميكند كه خداوند ان را واجب نفرموده است .

در حدیث مرسلی كــه تـرمذی و دارقطنی ان را از علی (رض) روایت كرده‌اند، امده است‌: وقتی كـه این ایه نازل شد

( و لله علي الناس حج الـبيت مـن اسـتطاع الـیه سبيلا ) .              

بـعضیها گفتند: ای فرستاده خدا ایا حج در هـر سـالی واجب است‌؟ پیغمبر (ص‌)‌خاموش ماند. دیگـر بـاره عرض كردند: ایا حج در هر سالی واجب است‌، فرمود: 

 ( لاو لو قلت نعم لو‌جبت‌)‌.

نه‌، اگر می‌گفتم بلی‌! واجب می‌شد.

در اینجا بودکه نازل شد:

(‌ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ) 

ای مومنان‌! از مسائلی سوال مکنید (‌که خداونـد از راه لطف از آنها سخن نگفته است‌، و چه بسا په شما مربوط نبوده‌، و چندان سودی برای زندگی شما نداشته باشند، و) اگر فاش کردند و آشکار شوند شما را ناراحت و بد حال کنند....

دارقــطنی در روایت دیگـری از ابـوعیاض و او از ابوهریره نقل‌کرده است‌که‌گـفته است‌: پیغمبر (ص) فرمود:

(‌یا آيهـا الناس‌کتب علیکم‌الحج‌)‌.

ای مردمان‌! حج بر شما واجب شده است‌.

مردی برخاست وگفت‌: ای فرستاده خـدا! آیـا در هر سالی‌؟ پیغمبر (ص) از او روی گردانـد. دوباره پرسید: ای فرستاده خدا آیا در هر سالی‌؟ فرمود: 

(‌من القائل‌؟‌)‌.

گوینده سخن چه کسی بود؟‌.

عرض کردند: فلان کس بود. فرمود:

(‌والذی نفس بیده لو قلت‌:نـعم‌، لوجبت‌. ولو وجبت‌ما آطقتموها. و لو لم‌تطیقوها لکفرتم‌).

 بدان خدای سوگند که جانم در ید قـدرت او است‌، اگر می‌گفتم‌: بلی‌، واجب می‌گردید. و اگر واجب مـی‌گردید شما توان انجام آن را نمی‌داشتید. و اگر توان انجام آن را نمی‌داشتید، کافر می‌گشتید.

(‌ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ) 

ای مومنان‌! از مسائلی سوال مکنید (‌که خداونـد از راه لطف از آنها سخن نگفته است‌، و چه بسا به شما مربوط نبوده‌، و چندان سودی برای زندگی شما نداشته باشند، و) اگر فاش کردند و آشکار شوند شما را ناراحت و بد حال کنند.

در حدیثی‌که مسلم آن را در صحیح خود از انس (رض) نقل کرده است‌که پیغمبر (ص) فرموده است‌:

(‌ فوالله لا تسألوني عن شيء إلا أخبرتكم به ما دمت في مقامي هذا )[4]

... چه به خدا قسم‌! درباره چیزی از من نمی‌پرسید مگر این که از آن آگاهتان می‌سازم‌، پیش از ایـن که از ایـن جایگاه خود برخیزم و بروم‌.

کسی برخاست و گفت‌: ای فرستاده خدا! جایگاهی‌که بدانجا وارد می‌گردم کجا است‌؟ فرمود: «‌آتش‌»‌. عبدالله پسر حذافه برخاست وگفت‌: پـدرم‌کیست‌؟ 