خانه توحید و یگانه پرستی‌، مـنحصر به عبادت و پـرستش نـمی‌نمودند، و به پیغمبر (ص)هنگامی‌که ایشان را به توحید و یگانه پرستی می‌خواند، می‌گفتند: اگر با تو راه هدایت بپوئیم از سرزمین خـود ربوده می‌شویم ... یزدان ایـن سـخن ایشان را حکایت می‌فرماید و آنان را با حقیقت امن و امان‌، و همچنین ترس و هراس‌، رویاروی می‌نماید: 

 ‌و قالوا:‌ان نتبع الهدی معك نتخطَّـف من أرضنا. او لم‌‌نمکن لهم حرما آمنا يجبي الیه ثمرات‌کل شي‌ء‌، رزقا من لدنا؟ ولکن اکثر‌هم لا یعلمون ) .              (‌قصص / ٥٧) 

 (‌مشرکان مکه به پیغمبر عرض کـردند) و گفتند: اگر همراه تو هدایت را پذیرا شـویم (‌و از بـرنامه توحیدی اسلامی پیروی کنیم‌، قبائل نیرومند عرب بـه جنگ مـا بـرمی‌خیزند و) نــابودمان مـی‌نمایید. پس هـر چند بـه حقانیت اسلام معترفیم‌، ولی برای حفظ جان و مال و مقام خود حاضر به قبول ایمان نیستیم‌!) مگر مـا حرم پر امن و امانی را برای ایشان فراهـم نـیاورده‌ایـم که محصولات و میوه‌جات فراوانی (‌از نواحی مختلف‌) به سـوی آن آورده مـی‌شود؟‌! (‌وقتی که در حـال کفر، ایشـان را از امـنیت و مـواهب زندگی بــرخـوردار می‌گردانیم‌، چگونه آنان را با وجود ایمان و اطاعت از فـرمان‌، در دست دیگران رهـــا مــی‌گردانـیم‌؟‌! ایـن محصولات و ثمرات‌) داده ما است (‌بـدیشان‌...) ولیکن بیشتر آنان (‌این را) نمی‌دانند.

درصحیح بخاری‌ومسلم آمد٥ است‌که ازابن عباس -رضی الله عنهما - روایت شده است‌که‌گفته است‌: روز فتح مکه پیغمبر (ص)‌فرمود:

(‌ان‌هذا البلد حرام ،لا یعضـد شـجره و لا يـخـتلي خلاه، ولا یـنفر صـیده ولا تلتقط لـقطته الا لمعرف ) .

این شهر، حرام است‌. درختش را نباید برید. گیاه تر آن را نباید کند و قطع کرد. نـخـجـیرآن را نـباید تـارانـد و دنبال نمود. چیز گمشده آن را نباید از زمین برداشت‌، مگر برای رساندن به دست کسی که آن را معرفی کند و بشناساند.

جانداری از جانداران مستثنی نشده است وگفته نشده است‌که‌کشتن آن در حرم و یا برای محرم جائز است‌، مگرکلاغ و زغن وکژدم و موش و سگ‌گازگیرنده‌... این نیز مطابق با حدیثی است‌که از عائشه - رضی الله عنها - در صحیح بخاری و مسلم روایت شده است‌: «‌رسول خدا (ص)به‌کشتن پنج هرزه در حل و حـرم (‌یعنی‌: در مکه و غیر آن‌) دستور فرمود. و آنها عبارتند ا‌ز:‌کلاغ و زغن وکژدم و موش و سگ‌گازگیرنده‌»‌. در صحیح مسلم در حدیثی‌که از ابن عمر - رضی الله عنهما - روایت شده است‌، مار نیز اضافه شده است‌. مدینه هم حرم به حساب آمده است‌، بنابه حدیثی‌کـه علی (رض) روایت نموده است وگفته است پیغمبر (ص) فرموده است‌٠

(‌المدینة حرم ‌ما ‌بين عير الي ثور)‌.

مدینه حرم است‌، از کوه عیر تا کوه ثور.

در صحیح بخاری و مسلم‌، حدیثی ا‌ز عباد پسر تمیم نقل شده است‌که‌گفته است پیغمبر(ص)‌ فرموده است‌: 

 (‌ان ‌ابراهيم ‌حر‌م ‌مکه و دعا لهـا، و اني حرمت المدینه کما حرم ‌ابراهيم مکه‌)‌.

ابراهیم مکه را حرم کرد و برای آن دعـا نـمود. مـن هـم مدینه را حرم کرده‌ام همانگونه که ابراهیم مکه را حرم ساخته است‌.

این سخنان را شنیدیم و آویزهگوش جان‌کردیم‌. بیش از ا‌ین باید شنید و آویزه گوش جان‌کرد: منطقه امن و امان تنها در زمان و مکان محدود نمی‌گردد. کنگره کاخ امن و امان تنها بر حیوان و انسان‌، سایه نمی‌اندازد و بس. بلکه منطقه امن و امان درگستره درون انسان نیز وجـود دارد...گسـتره درون‌که بسی فـراخ است و ژرفاهای نفس بشری را فراگرفته است‌، رزمگاهی است‌که فوران می‌کند و تنوره می‌زند و برمی‌جوشد و مواد مذاب و دود بیرون می‌افکند و مکان و زمان را با آنها می‌آلاید و بر انسان و حیوان طغیان می‌اغازد... گستره فراخ درون‌، منطقه صلح و ساز و بخشندگی و بزرگواری است‌. در این منطقه شخص محرم حتی از این هم می‌پرهيزدکه دستش را به سوی پرنده و حیوان درازکند. پرنده و حیوانی‌که جز در این مـنطقه برای انسان حلال هستند. امّا در این گستره حرم درون‌، در جایگاه امن و امانند! در زمان امن و امـانند!... آنـجا منطقه تمرین و ممارست نفس بشری است‌. تـمرین و ممارست نفس بشری تا پاک شود ولطیف‌گردد و بتواند بال و پری بزند و به جهان والای عالم بالا برسد و برای همنشینی با فرشتگان آمادگي پیداكند و با آنان بسر برد.

هان‌ا انسانهای هراسناک پریشانی‌که به‌کشتن و تکه و پاره‌کردن یکـدیگر سـرگرم و در رزم هسـتند، بسی نیازمند منطقه امن و امانی می‌باشندکه یـزدان آن را برای مردمان در این آئین پدید آورده است‌، و آن را در این قرآن توضیح داده است‌.

«‌ذلك لتعلموا ا‌ن الله یعلم ما في ا‌لمساوات و ما في ا‌لا‌رض‌، وان الله‌بکل شيء عليم )٠ 

 “ این بدان خاطر است که بدانید که خداوند مطلع از هر آن چیزی است که در آسمانها و زمین است‌، و بدانید کـه خداوند همه چیز را می‌داند.

پیرو شگفـتی است در این مکان‌، ولیکن مفهوم است‌ا خداوند این شریعت را قانونگذاری می‌کند، و ایـن جایگاه ثواب و امن و امان را بنیاد می‌نهد، تا مردمان بدانندکه خداوند مطلع از هر آن چیزی است‌که در آسمانها و زمین قرار دارد، وخدارنـد همه چیز را می‌داند... تا مردمان بدانند که یـزدان کاملا آگاه از سرشت انسـانها و نـیازمندیهای ایشـان‌، و رازها و رمزهای دررنشان‌، و نداها و فریادهای روحشان است‌. او است که برای پاسخ به سـرشتها و نیازهایشان‌، و پاسخ به علائق و دلبستگیها و رازها و رمزهای زوایای وجودشان‌، شرائع خود را مقرر و معین می‌دارد. هرگاه دلهای مردمان رحمت یزدان را در شریعت او احساس کنند، و دلهایشان جمال ایـن همآهنگي و هـمنوائـی موجود در میان شریعت و فطرت ژرف خود را بچشند، خواهند دانست‌که یزدان آگاه از هر آن چیزی است‌که در آنها و زمین است‌، و خدا همه چیز را می‌داند.

جای شگفت است‌که این دین همه نیازمندیهای سرشتی انسانها، و همه علاقه‌مندیهای آنـان را در مـد نظر می‌گیرد، و به همه نیازمندیهای زندگانی بشری، پاسخ مثبت می‌دهد... طرح این دین‌، با طرح سرشت انسانها، و وجود آن‌، با وجود ایشان‌، مطابقت دارد. هنگامی‌که سینه‌ای برای پذیرش این دین باز و فراخ می‌گردد، در این آنین جمال و همآوائـی و انس و الفت و راحت و آسایشی می‏‎یابد که کسی مـزه چنین چیزهائی را نمی‌یابد، مگر این‌که خود مزه آن را چشیده باشدا

سخن از حلال و حرام در حرم و غیر حرم‌، با برحذر داشتن آشکار از عقاب و عذاب خدا، همراه با آزمـند گرداندن مردمان به مغفرت و مرحمت یـزدان‌، پـایان می‌پذیرد:

(‌اعلموا آن الله شـدید الـعقاب‌، و ان الله غـفور رحيم )‌.

بدانید که خداوند دارای مجازات شدید است‌، و در عین حال بس آمرزنده و مهربان است‌.

همراه با بر حذر داشتن و بیم دادن‌، الهام و القاء می‌شود که‌کیفر متوجه مخالفی می‌گرددکه دست بر ندارد و به سوی خدا برنگردد:

« ما علي ‌الرسول الا البلاغ، والله ی