یات‌، با ندای دلنواز معهود، آغاز می‌گردد:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) ٠

ای مومنان‌!.

سپس بدیشان خبر می‌دهدکه آنان با امتحانی از سوی خدا روبرو هستندکه شکار و نخجیری است‌که از آن در حال احرام نهی شده‌اند:

( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّهُ بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ تَنَالُهُ أَيْدِيكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَخَافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ). 

 ای مومنان‌! مسلمّاً خداوند شما را با (‌تحریم‌) برخی از نخجیر (‌یعنی حیوانـات و طیور وحشـی بـری کـه بـه آسانی در دسـترس شما قرار می‏‎گیرند و) دسـتها و نیزه‌های شما بدانـها می‌رسند، آزمـایش می‌کند، تـا روشــن شـود چـه کسـی در حـال نـهان (‌از دیـدگان مردمان‌، به سبب نیروی ایمان‌) از خدا مـی‌ترسد. هـر کس بعد از آن (‌که حدود و احکام بیان گردید، از آنـها تخطی و) تجاوز کند، مجازات دردناکی خواهد داشت‌. 

وسیله آزمایش‌، نخجیر سهل و ساده‌ای است‌. خدا آن را به سویشان گسیل می‌دارد. دسـتهایشان از نـزدیک بدان می‌رسد. نیزه‌هایشان بدون رنج بدان می‌رسد. روایت شده است‌که یـزدان نـخجیر را به سویشان می‌راند تا بدانجا که نخجیر در اطراف خیمه‌هایشان و منازلشان به‌گشت وگذار می‌پرداخت و به چـادرها و خانه‌هایشان نزدیک می‌گردید!... این همان تـحریم و تشویقي است‌که در آن آزمایش نهفته است ... درست همسان همان تحریک و تشویقی است‌که بنی‏اسرائیل قبلاً در برابر آن نتوانستند پایداری و ایستادگی کنند. آن زمان‌که مصرانه از پیغمبر خود موسی (ع) خواستند که خدا روزی را برای ایشـان روز آسـایش و نـماز فرماید، تا در آن به کاری ازکارهای زندگی نپردازند. خداوند برای ایشان روز شنبه را تعیین فرمود. آن‌گاه نخجیر دریازی را به سویشان‌گسیل داشت‌. نـخجیر دریـازی در روز شنبه به سوی سـاحل می‌آمد و خویشتن را بدیشان می‌نمود. وقتی هم‌که شنبه نبود، از دیدگانشان پنهان می‌گردید، بدان صورت که ماهیها معمولا خـود را در میان آب نهان می‌دارند. بنی‏اسرائیل  تاب نیاوردند و نتوانستند پیمان خـود را با خدا نگاه دارند و عهدشکنی نکنند. به نیرنگ با خدا پـرداختند - همان‌گونه‌که سـرشت شناخته یـهودیان است - روز شنبه ماهیها را احاطه می‌کردند و اطراف آنـها را می‏بستند و شکارشان نمی‌کردند. بامداد فردای آن روز بـرميگشتند و آنـها را از میان مکان احاطه شده ميگرفتند! این همان کاری است که خدا به خـاطر آن پیغمبر (ص)‌خـود رابه سویشان مـی‌فرستدتـا رویاروی آن را بدیشان بگوید و رسوایشان نماید. این پیام در این فرموده خداوند بزرگوار قرار دارد:

(و اُسالهــم عن القریه التي‌کانت حاضرة البحر،اذ یعدون في السبت اذ تاتيهــم حیتانهم یـوم‌سبتهــم شرعاً‌،و یو‌م لا یسـبتون ‌لا تاتيهـم‌‌. کذلک نبلوهم بماکانوا یفسقو‌ن)  (‌اعراف‌/163)

 از آنان درباره (‌سرگذشت اهـالی‌) شـهر (‌ایـله‌) کـه در ساحل دریا بود بپرس‌. (‌به یاد بیاورید) هنگامی را کـه آنان (‌در روز شنبه از حدود و مـقررات خدا) تـجاوز می‌کردند. همان هنگام که مـاهیانشـان روز شـنبه بـه سویشان می‌آمدند (‌روی آب‌) و خودنمائی مـی‌کردند، امّا در غیر روز شنبه به سویشان نمی‌آمدند (‌و این هم آزمایشی از سوی خدا بود)‌. بـه همین منوال آنـان را پیوسته به سبب فسق و فجور دائمی و مستمرشان (‌با آزمونهای گوناگون‌) می‌آزمودیم (‌تـا نـیکوکاران پـاک سرشت از بدکاران بدطینت جدا و مشخص شوند)‌.

درست با این آزمون‌، یزدان ملت مسلمان را آزمایش فرمود! مسلمانان قبول شـدند، ولی یـهودیان مـردود گشتند ... این‌، مصـداق فرموده یزدان سبحان درباره این ملت مسلمان است‌:

(‌کنتم خيراُ‌مّه اُ‌خرجت للناس تا‌مرون بالعروف و تنهــون عن ا‌لمنکر و تومنون بالله. و لو آمن اهل الكتاب لكـان خيرا لهم‌. منهم ‌المومنون و اكثر‌هم الفاسقون)٠        (‌ال‌عمران ١٠. ا)

 شما (‌ای پیروان محمد) بهترین امّتی هستید كه به سود انسانها آفریده شـده‌ایـد (‌مـادام کـه‌) امـر بـه مـعروف می‌کنید و نهی از منکر می‌نمائید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهـل کـتاب (‌مـثل شـما بـه حـنین بـرنامه و آئـین درخشانی‌) ایمان بیاورند، بـرای ایشـان بهتر است (‌از باور و آئینی که بر آنند. ولی تنها عده کمی‌) از آنـان بـا ایمانتد و بیشتر ایشان فاسق (‌و خارج از حدود ایمان و وظائف آن‌) هستند.

در موارد زیادی‌که بنی‏اسرائیل شکست خورده است و رفوزه‌گردیده است‌، این ملت مسلمان پیروز شده است و پذیرفته‌گردیده است‌. بدین خاطر است که یزدان خلافت در زمین را از چنگ بنی‏اسرائیل بیرون آورده است و به دست مسلمانان سپرده است‌، و ایـن مـلت مسلمان را امین و امانتدار آن‌کرده است‌، و بدانـان چیزی داده است و مکانتی عطا فرموده است‌که حنین چیزی و مکانتی را به ملتی پیش از ایشان نداده است و عطاء نفرموده است‌. چه برنامه یزدان به صورت تمام و کمال در نظام واقعی و سیستم حقيقی‌که بر سراسر زندگی فرمانروائی‌کند مجسم و نمودار نگشته است‌، بدان‌گونه‌که در خلافت ملت مسلمان مجسم و نمودار شده است ... این هم در روزی و روزگاری بودکه این ملت‌، مسـلمان بود! آن روزی و روزگاری‌که این ملت می‌دانست‌که اسلام عبارت از این است‌که آئین یزدان و شریعت او در زندگی انسانها مجسم و نمودار شود. آن روزی و روزگاری‌که این ملت می‌دانست‌که او امین و امانتدار این امانت بزرگ، و وصی و سرپرست بشریت است و باید در میان مردمان برنامه یـزدان را پیاده و پاجا دارد، و برابر امانت آفریدگار بر برنامه کردگار، نظارت و قیمومت‌کند.

این آزمون با نخجیر ساده و آسان‌، در مدت زمـان احرام‌، یکی از آزمونهائی است که این مـلت از آنها سربلند و موفق بیرون آمده است‌. عـنایتی‌که یز‌دان سبحان بدین ملت داشته است و با تربیت این ملت با هـمچو‌ن آزمـونهائی آن را ابراز فرموده است‌، از نشانه‌ها و نمودهای رعایت خداوند منان در حق ایـن ملت مسلمان‌، و انتخاب بزرگوارانه حکیمانه ایزد سبحان بشمار است‌. 

در این رخداد، خداوند بزرگوار، برای مومنان پـرده از فلسفه و حکمت چنین آزمونی برمی‌دارد:

(لیعلم‌الله‌ من يخافه‌ بالغیب) .

تا روشـن شـود چـه کسـی در حـال نـهان (‌از دیـدگان مردمان‌، به سبب نیروی ایمان‌) از خدا می‌ترسد.

نهانی از یزدان هراسـیدن‌، پـایه ایـن عـقیده در درون مسلمان است‌. پایه استوار و محکمی‌که ساختار عقیده و ساختار رفتار بر آن بناگردیده است‌، و امانت خلافت در زمین برابر برنامه پابرجای یزدان‌، بـدان مـرتبط و متصل است‌.

مـردمان یزدان را نمی‌بینند، ولی آنان او را در دل و جان خود می‏یابند هنگامی که بـدو ایـمان داشـته بـاشند... یزدان برای چشمان ظاهری مردمان نهان است‌، ولیکن چشمان جانهایشان او را نهانی می‌شناسند و پن